گفتگوی نگام با جهانگیر شادانلو، فعال سیاسی «بخش اول» : برگزاری انتخابات در ایران زیر سایه رهبری و ولایت فقیه، خارج از هرگونه اصول دموکراسی است

نگام، گفتگو –  با آقای جهانگیر شادانلو، فعال سیاسی مقیم فرانسه همکلام شدیم تا کمی در مورد انتخابات در ایران و فضای انتخاباتی بپرسیم. از اینکه آیا انتخابات در فضای آزاد برگزار می شود، آیا رای دادن مهم است یا به چه کسانی رای دادن مهتر است؟ در ادامه بخش اول این گفتگوی جذاب را بخوانید:

– آقای شادانلو برگزاری انتخابات در ایران را چگونه ارزیابی می کنید ؟ چه دلایلی وجود دارد برای اینکه عده ای از حضور در انتخابات امتناع می کنند؟

با سلام و تشکر خدمت شما و همه خوانندگان سایت خبری تحلیلی نگام، من به عنوان یک ایرانی نظرم در مورد انتخابات در ایران است که انتخاباتی در ایران وجود ندارد و بیشتر شبیه یک نمایش انتخاباتی است و مردم را پای صندوق ها می کشانند برای انتخاب بین بد و بدتر و بنده دلیل قانع کننده ای برای حضور در این نوع انتخابات نمی بینم. من موافق امتناع در رای دادن هستم برای اینکه برای مردم ما ابتدا انتخاب می کنند بعد از میان انتخاب شده های خودشان می گویند شما انتخاب کنید و رای بدهید در نهایت بین منتخب خودشان گزینه مورد نظر خودشان را انتخاب می کنند نمونه آن در سال ۸۸ بود.

– یعنی از بزگترین دلایلی که شما امتناع می کنید از رای دادن،  رد صلاحیت های مجلس شورای نگهبان و اعمال نظرهای شخصی است؟

بزرگترین دلیل شرکت نکردن در انتخابات این است که ما حق انتخاب گزینه های مورد تایید و نظر خودمان را نداریم و کسانی برای ما تصمیم میگیرند و خودشان را قیم ملت ایران میدانند که خودشان از نظر ملت صلاحیت ندارند. آنها به صراحت اعلام می کنند شما قوه تشخیص و تصمیم گیری ندارید و ما برای شما انتخاب می کنیم من این را یک توهین بزرگ به مردم ایران می دانم

– در همه جای دنیا رای دادن یک کنش مدنی و دموکرات خواهانه است چرا در جمهوری اسلامی تا به حال ما هیچ وقت به این امر مهم نرسیدیم؟

بله در همه جای دنیا رای دان یک کنش مدنی است ولی رای دادن به خودی خود یک حق نیست. ما حق انتخاب شدن و انتخاب کردن را در جمهوری اسلامی نداریم. یک مورد انتخابات که ان هم در فضای دموکراتیک و آزاد اما در گرما گرم اوایل انقلاب ۵۷ و در میان شور و هیجان مردم برگزار شد و آقای خمینی از آن به نفع خود استفاده کرد که بگذریم، تنها انتخابات آزاد در ایران همان انتخابات اولین دوره ریاست جمهوری که شورای نگهبان و هییت ناظری نداشت و با حضور ۱۲۴ نفر از اقشار مختلف جامعه برگزار شد و آقای بنی صدر با ۷۶ درصد  آرا رای آوردند می توان اشاره کرد.

– آیا مشکل از ساختار نظام است یا مسئولین نظام و رهبری؟

کلا ساختار نظام و شخص رهبری که ولایت مطلقه فقیه را بر روی جان و ناموس و زندگی مردم دارد اجازه برگزاری انتخابات را در یک فضای آزاد نمی دهند. جریان اصلی مملکت را در اختیار خودشان و بیتشان است. دست نشان دهای ایشان در شورای نگهبان و سایر قوا و ارکان اصلی حکومت به نظر مردم هیچ احترامی نمی گذارند و مردم عملا حق وحقوقی در حکومت ندارند. دقیقا برعکس سخنان اقای خمینی قبل از انقلاب ۵۷ پارس که اعلام کرشما حق و حقوق مردم را سلب کرده اید، اما اعلان اعلام می کنند شما از میان گزیه هایی که ما صلاحیت آن هارا تشخیص می دهیم شما انتخاب کنید. ما داریم الان می بینیم که یک ادم کش قاتل (ابراهیم رئیسی)  را آوردنده اند تا مردم او را به عنوان رئیس جمهور انتخاب کنند. اقای روحانی هم یکی از همان اعضای هییت مرگ را به عنوان وزیر دادگستری خود معرفی کرده است. می بینیم که این آقایان در عمل فرقی باهم ندارند. با این رفتارها است که می گوییم انتخابات در ایران صرفا یک نمایش است و امتناع می کنیم از رای دادن.
ما از این کنش مدنی رای دادن به افراد در این حکومت به جایی نخواهیم رسید کَما اینکه حدود ۴۰ سال است نرسیدیم. رای دادن در جمهوری اسلامی قرار نیست چیزی را برای ما عوض کند، طوریکه آقای خاتمی و روحانی هم نتوانستند تغییراتی هرچند اندک را برای ما به به ارمغان بیاورند.

– شما در کل شما موافق رای دادن هستید و اگر روزی مهره ای را به عنوان کاندیدا قبول داشته باشد ایا در چارچوب همین نظام جمهوری اسلامی حاضر به رای دادن به کاندید خود هستید؟

بله قطعا بنده موافق رای دادن و مشارکت در انتخابات هستم ولی نه با این شرایط در جمهوری اسلامی که حق انتخابی وجود ندارد. در این انتخابات نه انتخابی است نه راهی برای برگزاری آزاد آن در بین مردم، دقیقا همان کاری را که حکومت قبلی( پهلوی) انجام داد تا جایی که احزاب را از بین برد و یک حزب رستاخیر به وجود آورد و شاه وقت اعلام کرد ملت باید همه از این حزب پیروی کنند و در غیر این صورت می توانند با گرفتن پاسپورت از ایران بروند، کار را به جایی رساند که مردم را وادار به انقلاب کرد، الان هم شاهد همان رویه هستیم. در این نظام مهره قابل قبولی وجود ندارد که من را مجاب کند که در انتخابات شرکت کنم. مهره ای که به دنبال استقلال و آزادی باشد کسی که مطالبات مردم را زنده کند، من چنین فردی را در نظام جمهوری اسلامی سراغ ندارم.

– خوب اطلاح طلب ها بر این نظر هستند که باید از راه رای دادن برای شکاف در جمهوری اسلامی استفاده کرد شما با این نظریه موافق هستید و به نظر شما تا به اعلان موفق بوده اند؟

من موافق نظر آقایان اصلاح طلب نیستم. برای اینکه این این دوستان ایران این حرکت را با آمدن آقای خاتمی آغاز کردند و دیدیم در پایان دوره ۸ ساله ایشان منجر شد به روی کار آمدن فرد دیگری از طیف مخالف اصلاحات( احمدی نژاد)، عملا در دوران آقای خاتمی کار مهمی انجان نشد عده ای از دوستان که معتقدند ایشان نخواست و اگر می خواست می توانست انجام بدهد، ولی این دوستان حاضر نیستند از چهارچوب ولایت فقیه بیرون بیاییند و کار کنند و درون آن چارچوب این تغیراتی قابل اجرا نیست. جز رهبری که تصمیمات کلی را میگیرند و کسی نمیتواند بیرون از خواسته ایشان کاری انجام دهد. من به شخصه در دوران این دوستان اصلاح طلب مانند خاتمی و روحانی موفقیتی ندیدم تمام تصمیمات مهم با نظر شخص رهبر بود. شما نگاه کنید هر سخرانی که انجام می شد از سوی آقایان با واکنش تند رهبری همراه بود و بارها شاهد بودیم هیچ کسی خلاف نظر رهبر صحبتی نکرده است و نمونه بارز آن برجام است که همگان می دانند تصمیم آن از قبل توسط رهبری گرفته شده بود و آقای روحانی و تیم آن نقش یک مجری را داشتند این دوستان فقط در حد یک مهره هستند و به قول اقای خاتمی تدارکاتچی نظام هستند. تمام تصمیمات زیر نظر شخص رهبر  بوده و غیر از این نخواهد بود.