تاریخ دارد تکرار میشود / عبدالسلام سلیمی

تاریخ دارد تکرار میشود. خاتمى و گروه هاى اصلى حامى اش؛ یعنى کارگزاران، مجمع روحانیون مبارز شامل؛ کروبی و محتشمی و انصارى و غیره، دانشجویان پیرو خط امام (عبدى و أصغرزداه و میردامادی و…) و مجاهدین انقلاب اسلامى (نبوی و سلامتى و اینا) هنگام ثبت نام و در آغاز کمپین انتخاباتى، صحبت از مفاهیم مترقى مانند دموکراسی، جامعه مدنى، آزادى بیان و احزاب و ایران براى تمام ایرانیان نمیکردند. گزینه اول شان هم میرحسین بود که از خاتمى ارتدوکس تر بود و حتى سال ٨٨ هم حاضر نبود بگوید اصلاحطلب است.
چند هفته قبل از انتخابات، به آراى تحولخواهان (ملی مذهبی ها و جنبش دانشجویی و دفتر تحکیم و ملیگرایان و روشنفکران دینى و کانون نویسندگان و غیره) احساس نیاز پیدا کردند. این گروه نیر با شعار و مطالبات خود پا به میدان گذاشتند. ستاد خاتمى نیز چاره اى جز قبول و تکرار این شعارها نداشت.
او پیروز شد و این شعارها و آرمانها، سرلوحه کار دولتش قرار گرفت. غافل از اینکه نه نظام حاضر به پذیرش این شعارها و قبول تحول بود و نه دولت و حامیان خاتمى اهل ایستادگى بر سر وعده هاى شان بودند.
سال ٨٨ نیز وضع تقریبا به همین منوال بود. رفتند دنبال موسوی که فاصله و چالشى به اندازه خاتمى با نظام بروز نداده بود. بسیارى از اصولگرایان مانند ناطق و غیره نیز از وى اعلام حمایت کردند. او هیچکدام از اصلاحطلبان مشهور و مشارکتى ها را به ستادش راه نداد. تحولخواهان مذکور همگى رفتند به سمت کروبی. دو هفته مانده به انتخابات وقتى دیدند نیاز به رأى معترضین و به اصطلاح تحریمی دارند، ستاد رسمى او عملا تعطیل شد و دور افتاد دست مشارکتى ها و امثال تاجزاده و غیره.
با این تفاوت که این بار حاصل تلاش شون کرسی ریاست جمهوری نبود، بنابراین باید دفاع از شعارهاى ناخواسته اى که سر داده بودند را در خیابان دنبال میکردند. باز نه نظام حاضر به کوتاه آمدن در مقابل اعتراضات بود و نه معترضین اهل ایستادگى. میر و شیخ دستگیر شدند اما ایران قیامت نشد.
تاریخ داره تکرار میشه؛ روحانى دولتمرد بد و ضعیفى نبوده، اما پس از هجوم رئیسی و قالیباف، احساس کرد که تنها دفاع از عملکرد دولتش براى جلب آراى خاموش کافی نیست. یارانش گفتند که هشتگ “تغییرات ملموس” به تنهایی کارساز نیست، باید به هجوم روی آورد. او هم به ناچار دست گذاشت بر روی حیثیت نظام؛ برنامه موشکی و إعدام و زندان و خفقان ٣٨ ساله و حصر.
نتیجه اینکه با توپ و تشر امروزهاى رهبر، سرداران باقرى و جزائری و دکتر احمد توکلی، یا روحانى ناچار به پس گرفتن سخنانش خواهد شد که در اینصورت تأثیر بسیار منفی بر وجهه او خواهد گذاشت. یا پس از پیروزی مجدد، بهانه ای خواهند داشت براى سنگ انداری پیش پاى او و دولتش تا کلا فلجش کنند.
چهار سال پیش گفتم و در یک ماه اخیر هم بارها گفته ام که با مردم صادق باشیم و برای جلب رای، شعارهای گنده تر از دهان خود و نظام سر ندهیم. اگر روحانى را همان که هست معرفی کنید، مطمئن باشید پیروز میشود.
وى توان مقابله با اقدامات رهبر و نهادهاى وابسته به او مانند سپاه، قوه قضاییه، صداوسیما، بنیاد مستضعفان و آستان قدس، تاثیرگذارى کلان بر سیاست خارجی و اصلاح اقتصادى که حداقل ۶٠ درصد آن در اختیار پاسداران است، رفع حصر، آزادى کنسرت و خَیلى چیزها را ندارد. این شعارها شاید اکنون مردم را نشئه و تشویق به رای دادن کند، اما عواقب آن چیزی جز یاس و سرخوردگى و خمارى نیست.

با دیگران به اشتراک بگذارید: