انتخابات شوراهای شهر و روستا و حکایت تبدیل شدن یکی از بدیهی ترین وظایف شهرداری به مطالبه عموم مردم / میثم بازیاری

چرا آسفالت نمودن کوچه ها و خیابان ها یعنی بدیهی ترین وظیفه شهرداری به مطالبه عمومی مردم شهر بدل گشته است؟
در مبانی مدیریت تعریفی که از مدیر ارایه می شود اینگونه است که مدیر فعالیت های افراد سازمان را هدایت می کند. (در این مقال شهردار در مقام یک مدیر و شهرداری با جایگاه یک سازمان بررسی شده است)
مدیر هم بر کارکنان عملیاتی وهم بر مدیران رده پایین تر نظارت دارد. اصطلاح مدیریت به معنی فرآیند انجام کارها به طور اثر بخش و کارآمد به وسیله دیگران است. در تعریف مدیریت، اصطلاح فرآیند، نشان دهنده فعالیت های اولیه ای است که مدیر آنها را اجرا می کند. این فعالیت ها را در اصطلاح مدیریت، وظایف مدیریت می نامند.
اثر بخشی و کارآیی، به آنچه که انجام می دهیم و این که چگونه انجام می دهیم مربوط می شود. کارآیی، یعنی درست انجام دادن وظیفه و به رابطه بین ورودی و خروجی اشاره دارد. برای نمونه اگر شما از نهاده معینی بازده بیشتری به دست آورید کارایی را افزایش داده اید. مدیران با منابع ورودی -پول، افراد و تجهیزات- که کمیاب هستند سروکار دارند، لذا آنها به استفاده کارآمد از این منابع توجه بیشتری دارند. بنابراین مدیریت درپی به حداقل رساندن هزینه ها می باشد.
به حداقل رساندن هزینه ها شرط لازم برای کارآیی است اما شرط کافی نیست. بنابراین مدیریت به تکمیل فعالیت ها توجه دارد. در اصطلاح مدیریت این توانایی را اثر بخشی می نامند. اثر بخشی، یعنی انجام درست وظیفه.
اثر بخشی در یک سازمان، یعنی دست یابی به هدف.
اگر چه اثر بخشی و کارآیی دو مقوله متفاوت هستند ولی ارتباط نزدیک با هم دارند. برای نمونه، اگر کسی کارآیی را نادیده بگیرد اثر بخشی آسان تر خواهد بود. مثلا اگر شرکت ایران خودرو هزینه های ورودی -مواد و کارگر- را نادیده بگیرد در این صورت می تواند محصولی پیچیده تر و بادوام تر تولید کند. ایراد وارد بر شهرداری این است که اثر بخشی دارد ولی کارآیی ندارد، یعنی شهرداری به اهداف خود می رسد ولی با هزینه های گزاف. پس نتیجه می گیریم که مدیریت خوب یعنی رسیدن به اهداف (اثر بخش) مورد نظر با حداکثر کارآیی.
آیا شهرداری می تواند بدون اثر بخشی کارآیی داشته باشد؟ آری، با درست انجام دادن کارهای غلط!
البته کارآیی بالا عموما با اثر بخشی بالا همراه بوده است. مدیریت ضعیف اغلب ناشی از عدم اثر بخشی و عدم کارآیی یا اثر بخشی حاصل از عدم کارآیی بوده است.
ذکر توضیحی که رفت به نوعی گرته برداری از کتاب مبانی مدیریت نوشته استیفن پی.رابینز و دیوید ای.دی سنزو و ترجمه دکتر سید محمد اعرابی ، محمد علی حمید رفیعی و بهروز اسراری ارشاد می باشد، که خواستم مسأله ی انتخاب شهردار یعنی مدیر شهر، مدیر شهری که از کانال شورای کارآمد و متخصص( نه صرفا با مقوله مدرک گرایی) به وضوح نشان دهم. مسأله ای که حتی با نظاره ای هرچند کوتاه در سطح شهر، نیاز مبرم آن را می‌توان حس کرد.
لازم به ذکر است که در مبحث اسفبار اکنون و گذشته مدیریت شهری، تنها نابسامانی آسفالت های معابر شهر مدنظر نمی باشد. ( زیرا این مورد بدیهی ترین وظیفه شهرداری بوده و خواهد بود.)
همین یک مورد می‌تواند نمونه خوبی برای ارزیابی عملکرد ضعیف مراوده های شورای شهر و شهردار باشد. در نهایت چاره ای جز انتخاب شورای متعهد به امورات و وظیفه خویش و در ادامه شهرداری مدیر، جهت برون رفت از این بن بست نخواهیم داشت تا همچنان وظیفه، وظیفه باشد و مطالبه در حوزه های دیگر اتفاق بیفتد!!!

با دیگران به اشتراک بگذارید: