گفتگوی نگام با یکی از فعالان حقوق بشر و حوزه زنان پیرامون انتخابات

نگام ، سرویس گفتگو _ با توجه به انتخابات پیش رو در ایران و ضرورت توجه به حقوق مدنی مردم پیرامون این موضوع ، هم صحبت شدیم با خانم ویکتوریا فعال حقوق بشر در انگلستان،

با توجه به مطالعات و فعالیتهایی که شما داشته اید لطفا شرایط انتخابات آزاد در دنیا و قیاس آن با انتخابات در ایران را توضیح دهید؟
انتخابات یکی از پایه های اولیه دموکراسی است و در کشورهایی که انتخابات در آن صورت می گیرد و مردم در آن شرکت می کنند،کاندیداها معمولا از حزب های مختلف می باشند .
متاسفانه در ایران کاندیداها به شکل دیکتاتوری انتخاب می شوند و مردم ما خیلی از این مسئله خوشحال نیستند که تعدادی کاندیدا در مقابلشان بنشینند و از بین آنها انتخاب کنند، زیرا اکثر این کاندیداها افرادی هستند که به آزادی و دموکراسی عقیده ندارند.
ولی مردم مجبورند که رای بدهند با وجودی که شرایط متفاوتی وجود ندارد و حزب دیگری را شرکت نداده اند.
در کشورهایی که دموکراسی هست مثل اروپای شمالی که حزب های فعال شناخته شده اند را می توان با ایران مقایسه کرد، آیا در ایران حزب چپ، سوسیال،حزب سبز، حزب کارگر و غیره وجود دارد؟
خیر. تنها حزب اسلامی ست که همه امور را در دست گرفته است.
با توجه به فرمایشات شما ، چرا در ایران اجازه فعالیت به احزاب دیگر داده نمی شود ؟
در کشور ما به ما یاد داده اند که چکار بکنیم تا اینکه آزادانه ان چیز را انتخاب بکنیم، ما از زمانی که به مدرسه می رویم دموکراسی نداریمف به ما می گویند که چه چیزی نقاشی کنیم، چه چیزی بنویسیم و حتی در تعلیمات دینی به ما اجازه آموزش ادیان دیگر را نمی دهند، ما از زمانی که به مدرسه می رویم به ما یاد نمی دهند که آزادانه فکر کنیم، تحقیق به هیچ عنوان در مدارس ایران وجود ندارد زیرا تحقیق کردن به خودی خود دموکراسی بوجود می آورد.وقتی در آموزش و پرورش ما از ابتدا دموکراسی وجود ندارد ، پس تخقیق هم وجود ندارد،برابری وجود نداردو وقتی بابری ادیان در این کشور موجود نیستپس دموکراسی معنایی ندارد
بهترین برخورد مردم درباره انتخابات چگونه باید باشد ،شاید ما به این نتیجه برسیم که بین بد وبدتر ، کاندیداها را انتخاب کنیم، آیا از نظر شما این روال باید ادامه یابد؟
بین بد وبدتر هرجور نگاه کنیم مردم بازنده اند و اگر کسی رای بدهد همه بازنده اند و اگر کسی رای هم ندهد باز مردم بازنده اند زیرا کاندیدا از قبل انتخاب شده است .
پس یعنی جمهوری اسلامی عملا این حق مدنی را از مردم گرفته است؟
جمهوری اسلامی با توجه به برخورد هایی که با ادیان ، طرز فکر و غیره می کنند متوجه می شویم انسانها اصلا حقوق مدنی ندارند و تضاد طبقاتی در این کشور فراوان است و دسته ای از مردم در سطحی از رفاه بالا هستند و دسته ای دیگر از لحاظ مالی در فقر به سر می برندو برابری با کشورهای آفریقایی دارند، مردم ایران انقلاب کردند که مستضعفین از بین بروند اما می بینیم مردم غذا و آب ندارند اگر ما درباره حقوق انتخابات صحبت می کنیم باید به این نکته توجه کنیم که گروهی از مردم حتی اب اشامیدنی ندارند.
پایه یک حقوق بشر ،دارا بودن اب سالم و غذا و اکسیژن سالم را برای مردم بیان می کند ، در کشوری که مردمش حتی پایه یک حقوق بشر که ابتدایی ترین امر است را دارا نیستند نمی توان از حقوق مدنی صحبت کرد.
پایه دوم حقوق بشر ، بحث حفاظت است.یعنی مردم ترسی نداشته باشند و احساس امنیت کنند .
همچنین بحث تحصیلات ، مسکن، درمان و غیره میباشد
سوالی که مطرح است این است که آیا این اقایونی که برای مستضعفین انقلاب کردند چنین شرایطی را مهیا ساخته اند؟
از آقای احمدی نژاد که خودش را خدای مستضعفین می دانست تا اقای روحانی ، چه کاری برای مستضعفین کردند ، حتی به این حادثه معدن باید توجه کرد زیرا که هیچکدام از کارگران بیمه هم نبودند.
ما می خواهیم از دولت و دموکراسی صحبت کنیم اما این مسائل خیلی برای ایران زود است وقتی مردم حتی حقوق ابتدایی خود را ندارند.
حتی در کشور های آفریقایی سازمان ملل در رفع نیاز  و به دست اوردن حقوق انها کمک می کند اما در ایران بدلیل اقتصاد و ثروت این کشور  و بی تدبیری مدیران این کمک قابل انجام نمی باشد
وقتی درباره حق صحبت می کنیم باید توجه داشت که کوچکترین حق از مردم ایران گرفته شده است
ما یا انسان نیستیم یا این حقوق از ما گرفته شده است. چون حیوان هم از اب آشامیدنی سالم استفاده میکند
من وقتی میبینم که در تلویزیون این اقایان چنین شخصی با هم صحبت میکنند و مسائل ملی و مردمی نیست واقعا آدم ب این فکر فرو میرود که کدام یک از این اقایان توانایی رهبریت مردم را دارا هستند
یک کشور میخواهد که مردم را از نظراقتصاد.ساست خارجه و داخلی جلو ببرد و کشور را به پایه های رشد برساند و مردم از نظر مسگن.رفاه و درمان تحصیل و …نیازهایشان برآورده شود
با توجه به فرمایشات شما حضور کمرنگ مردم در انتخابات آیا توپ را به زمین تندروهای مذهبی نمی اندازد و مردم بیش از پیش ضرر نمی کنند؟
ما باید ببینیم دفعه ی قبل مردم چه کردند، چقدر انسان کشته شد و چقدر انسان مورد تجاوز قرار گرفتند و چه بسیار انسان که آواره ممالک دیگر شدند. چه فرقی می کند ، من مطمئنم رئیس جمهور از اکنون انتخاب شده است ، چه مردم رای بدهند و چه مردم همانند سری قبل بسیار پررنگ شرکت کنند، مردمی که دفعه ی قبل رای دادند ، همین سپاه پاسداران و افراد وابسته به احمدی نژاد چه بلایی بر سرشان آوردند .
بعنوان مثال در کشور چین ، فردی رفت جلوی تانک و کشته شد، اما دولت چین مجبور شد زیر فشار مردم تغییراتی در قانون اساسی کشور صورت دهد. اما ما دهها کشته دادیم ، عاقبت چه شد؟
من می دانم یک سری انسان بخاطر منافع شخصی خود به نظام چسبیده اند و ملی بودن و مشکلات مردم برایشان مهم نیست، اما اگر کسی رای ندهد و در دنیا بپیچد که ۹۰% مردم رای نداده اند ، این امر سیلی محکمی است .
سری قبل حضور مردم در انتخابات پررنگ بود اما ملت ایران بسیار آسیب دیدندف به نظر من اگر کسی نرود شاید صدای مردم به گوش جهانیان برسد.
مسئله مهم این است که همانطور که در مدارس ، بالاجبار بچه ها را به راهپیمائی می بردند، افراد شاغل ارگانهای دولتی ما هستند که بالاجبار باید به پای صندوق های رای بروند ، حالا به نظر شما تحریم انتخابات نتیجه ی مطلوبی خواهد داشت؟
خود من وقتی صحبتهای این کاندیداها را در تلویزیون شنیدم، انسان بین بد و بدتر هرچه نگاه می کند ، در می یابد که غیر از بدی و سیاهی چیزی نمی بیند، من واقعا برای مردم ایران متاثرم و علی الخصوص برای کسانی که به زور باید رای بدهند به کسانی که حتی صلاحیت هم ندارند که یک مرغداری را اداره کنند ، چه برسد به مملکت را.
وقتی افراد به کارنامه این افراد توجه می کند، متوجه می شود که هیچکدام بویی از رهبریت ندارند و اکثر آنها علنا دروغ می گویند.
اینها دارند بازی ای انجام می دهند که به آن می گویند رولت روسی ، ولی با این تفاوت که به جای آنکه تفنگ آنها شش فشنگ نداشته باشد و تنها یک فشنگ داشته باشد ، احساس من این است که هفت تیر آنها پر است و بازنده تنها ملت ما هستند.
پس به این نتیجه می رسیم که در ایران کاندیدا از قبل انتخاب شده است و این مسائل بازیهای سیاسی است؟
بله، فقط مردم ما بهتر است که این بازی را نکنند و نظام تنها عده ای را به زور ببرد و اگر دنیا متوجه شود که مردم ما بازی داده نشده اند ،موثر خواهد بود.
ما باید بدانیم حق گرفتنی است، حق دادنی نیست
ولی وقتی به آدمهای اطراف جمهوری اسلامی نگاه می کنیم ، می بینیم اینها یکسری انسان را سالها تمرین داده اند که بین مردم وحشت ایجاد کنند.
با توجه به فیلترینگ خبرگزاری ها و با توجه به اینکه فرمودید مردم اگر انتخابات را تحریم کنند ، می تواند بهتر باشد ، وقتی صداسیمای ایران می تواند فضای انتخابات را به دروغ خیلی پررنگ نشان دهد و با توجه به اینکه هیچ خبرگزاری زسمی و بین المللی در ایران اجازه فعالیت ندارد ، چگونه امکانش است که صدای ملت ایران شنیده شود ؟
سری قبل هم صداسیما همین روند را انجام داد همانند کشور های تونس ، لیبی و مصر .
ولی اکنون زمان قبل نیست ، اکنون مردم می توانند از طریق فیلمهایی که از طریق گوشی همراه خود میگیرند و در یوتیوب  نمایش می دهند هر کدام یک صداسیمای مستقل باشند .
هر چقدر مانور صداسیما قوی باشد ولی خود مردم می توانند خبرهای حقیقی را انتشار دهند.
اگر حضور مردم در انتخابات کمرنگ باشد ، این مسئله چه تاثیری می تواند برای مردم داشته باشد از طریق جامعه جهانی ؟
وقتی جامعه جهانی متوجه شود که حق انتخابات به مردم داده شده است و وقتی در محافل بین المللی صحبت می شود ، آقای ظریف و خیلی از نمایندگان ایران در خارج کشور می گویند مردم ما حق انتخاب دارند ، اما وقتی مردم نروند و رای ندهند ،یعنی ما این حق رای را نداریم و غیر مستقیم اعلام می کنیم که این بازی را ما نمی خواهیم انجام دهیم.
زندان های ما پر از مخالفین و منتقدین است ، ولی حمایت محافل بین المللی را بسیار کمرنگ می بینیم ، و این مسئله یک فضای ارعاب و ترس را دربین مردم ایجاد کرده است ، به نظر شما آیا جامعه جهانی آنطور که باید در کنار ملت ایران ایستاده است؟
به نظر من جامعه جهانی دولت و مردم را یکی دیده اند ، اما بخاطر کلیپ هایی که در این چند سال اخیر در فیس بوک و یوتیوب دیده شد ، متوجه شدند که اصلا  نظام و ملت همدل نیستند .
در حال حاضر در غرب هم دولت های دست راستی بر سر کار هستند و متاسفانه مصلحت شرکتهای بزرگ از لحاظ مالی با جمهوری اسلامی یکی است.
بعنوان مثال می توان به عربستان سعودی اشاره کرد ، انسان متوجه می شود که حتی جوامع جهانی هم به فکر منافع  و مصلحت خود هستند .

پایان

با دیگران به اشتراک بگذارید: