نگاهی به روابط ایران، پاکستان و عربستان / حسین علیزاده

 

قرار است دو روز پس از انتخابات ایران (۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶)، دونالد ترامپ رییس جمهور امریکا از عربستان سعودی دیدار کند. اینکه در اقدامی بی سابقه، رییس جمهور امریکا در نظر گرفته نخستین سفر خارجی خود را نه از کشورهای همسایه یا متحدان اروپایی امریکا بلکه از عربستان داشته باشد، قطعا حاوی معانی زیادی است. از جمله، این دیدار نشان آن است که دوره ای از همکاری راهبردی در روابط ریاض و واشنگتن آغاز شده که تنها در یک نمونه تاکنون قرارداد خرید تجهیزات نظامی از سوی ریاض به مبلغ ۱۰۰ میلیارد دلار نهایی شده است. این در حالی است که در کانون مثلث عربستان- امریکا- اسرائیل اینک دشمن مشترک به نام جمهوری اسلامی قرار دارد.

از سوی دیگر، ریاض به مناسبت این افتخاری که از سوی ترامپ نصیبش شده، تدارک بزرگی را فراهم آورده و از رهبران ۱۵ کشور عربی به علاوه ترکیه و پاکستان برای حضور همزمان با سفر ترامپ به عربستان، دعوت به عمل آورده است. روشن است که هدف ریاض از این نمایش میزبانی از رییس جمهور امریکا، به رخ کشیدن جایگاه ممتاز منطقه ای خود است که از این پس همگان از آن آگاه باشند.

اما، آنچه که از نظر تهران می تواند مهم باشد اجابت دعوت عربستان از سوی رییس جمهور پاکستان است. در میان مدعوین طراز اول سران و رهبران ۱۷ کشور مسلمان، رییس جمهور پاکستان دعوت عربستان را بپذیرفته است که بالقوه نشان همسویی پاکستان با عربستان سعودی تلقی می شود.

افزون بر همسویی، همپیمانی اسلام آباد با ریاض هنگامی قابل فهم است که به یادآوریم پاکستان به فرمانده پیشین ارتش خود، ژنرال رحیل شریف، اجازه داد که در سرفرماندهی ائتلاف نظامی که عربستان با حضور ۳۹ کشور تشکیل داده، حضور یابد.

چنین اقدامی از سوی پاکستان، بیش از همه پیام روشنی برای تهران است که در این ماه های اخیر به چشم تردید نسبت به روابط اسلام اباد – ریاض می نگرد. از یاد نباید برد که وزیر دفاع عربستان اخیراً  گفت که: “منتظر نمی نشینیم تا دامنه درگیری ها [با ایران] به درون خاک سعودی کشیده شود بلکه به گونه ای اقدام می کنیم که درگیر به درون ایران منتقل شود.”

به عنوان شاهدی بر این ادعا در هفته های اخیر تعداد ۱۰ سرباز ایرانی در مرزهای ایران و پاکستان در منطقه بلوچستان به دسته جیش العدل به قتل رسیدند. تهران این گروه مسلح را مزدوران عربستان می داند. با عنایت به آنچه وزیر دفاع عربستان صراحتا از آن پر برداشت، تهران چنین اقدامات ایذایی را در راستای اظهارات وزیر دفاع عربستان استنباط می کند. این در حالی است که یک سال پیش، دیگر شاهزاده سعودی، ترکی فیصل، با حضور در گردهمایی سازمان مجاهدین خلق در پاریس بدون هیچ پرده پوشی، گفت که “من خواستار واژگونی نظام [جمهوری اسلامی] هستم.”

این موضع ترکی فیصل که اینک در مناصب اجرایی عربستان نیست، آن زمان به عنوان مواضع شخصی او تلقی شد ولی اظهارات وزیر دفاع و پسر پادشاه عربستان که جانشین ولیعهد این کشور نیز هست، هرگونه تردید را زدوده که عربستان تدارک وسیعی را برای مقابله با تهران در دست دارد. قبول دعوت رییس جمهور پاکستان برای حضور در مراسم دیدار ترامپ از عربستان، گماردن فرمانده پیشین ارتش پاکستان به سرفرماندهی ائتلاف نظامی به رهبری عربستان و حرکات ایذایی گروه های مسلح در مرزهای مشترک پاکستان با ایران تنها چند نمونه از بدبینی است که از نظر تهران، آغاز چرخش پاکستان به سوی عربستان تلقی می شود.

به عنوان دلیلی بر بدگمانی تهران نسبت به پاکستان همین بس که تهران مسئولیت اقدامات ایذائی در مرزهای خود با پاکستان را برعهده اسلام آباد انداخته و از این کشور خواسته که مانع تکرار چنین اقداماتی شود. افزون بر این تهران تهدید کرده که اگر از سوی اسلام آباد اقدام موثری نسبت به کنترل نیروهای مسلح معارض بلوچ صورت نپذیرد، تهران خود سرکوب آنان را در خاک پاکستان برعهده خواهد گرفت.

از چنین موضعی از سوی تهران به خوبی دانسته می شود که اگر روابط تهران-اسلام آباد روابط گرمی بود و دو کشور امنیت دیگری را امنیت خود می دانست نباید چنین مواضع تندی از سوی تهران نسبت به پاکستان شنیده می شد. این در واقع فحوای پیامی بود که محمد جواد ظریف در رأس هیاتی بلندپایه از مقامات نظامی و امنیتی ایرانی در دیدار از پاکستان در تاریخ ۱۲ اردیبهشت به اطلاع دولت پاکستان رساند.

سخنگوی وزارت امور خارجه نیز در مورد کشته شدن تعدادی از مرزبانان ایرانی در مرزهای مشترک با پاکستان اظهار کرد: این حادثه نشان داد که در مرزهای پاکستان ثبات، امنیت و نظمی وجود ندارد. با وجود این‌که بارها با دولت پاکستان در این زمینه رایزنی کرده‌ایم و آنها تعهدات و قول‌هایی داده‌اند که با جدیت این مسایل را دنبال کنند و اجازه ندهند این‌گونه مسایل تلخ تکرار شود ولی باز هم متأسفانه شاهد این موضوع بودیم.

از سوی دیگر، وزیر دفاع ایران در واکنش به تهدید همتای سعودی اش شدت لهجه خود را تا بدانجا بالا برد که گفت:”ما به آن‌ها هشدار می‌دهیم جهالت نکنند اما اگر دست به این کار بزنند جایی غیر از مکه و مدینه را سالم نمی‌گذاریم.” پیشتر از او نیز سردار پاسدار محسن رضایی  به عربستان هشدار داده بود که “مراقب باشید شما را به دوران قبل از صنعتی شدن بر نگردانیم.”

گو اینکه پیشتر، وزیران خارجه ایران و عربستان هر از چندگاه مواضع تندی علیه یکدیگر اتخاذ می کردند ولی به کار گیری چنین لحن تندی توسط وزیران دفاع دو کشور اگر بی سابقه نباشد، کم سابقه است.

اگر چنین تنشی در حد لفظ باقی بماند جای نگرانی نیست. اما، اگردر بدترین سناریو، روابط تهران-ر یاض به تنش نظامی منتهی شود پرسش اصلی این است که نقش پاکستان میان همسایه مهمش ایران و دوست و متحدش عربستان چه خواهد بود؟

تا اینجا اسلام توانسته حد وسط را گرفته و به گونه ای توازن را در مناسبات خود با هر دو کشور ایران و عربستان برقرار کند. اما، به شرح آنچه گفته شد آیا مواضع اسلام آباد در حال چرخش به سوی ریاض نیست؟

با دیگران به اشتراک بگذارید: