گفتگوی نگام با فریبا داوودی مهاجر، روزنامه نگار و فعال حقوق زنان: نقد جدی من به کاندیداهایی است که شعار رفع تبعیض جنسیتی می دهند

نگام، گفتگو با فریبا داوودی مهاجر، روزنامه نگار و فعال حقوق زنان گفتگویی انجام داده ایم در مورد حقوق زنان در نظام جمهوری اسلامی ،،نقش زنان در قدرت سیاسی و دست آوردهایی که حضور زنان در قدرت می تواند به تحقق مطالبات آن ها کمک کند .

 

فریبا داودی مهاجر درباره چرایی حذف زنان از قدرت سیاسی چنین پاسخ می دهد .

 

پاسخ بسیار ساده است ولی در عین حال به دلایل مختلفی این حذف صورت گرفته است .

و این حذف تنها متوجه زنان هم نیست و گروهها و اندیشه ها و ادیان و اقوام در این پروسه با روش های مختلف نه تنها حذف که تکفیر نیز شده اند .
دلایل و استفاده از دین ابزار حذف است . هدف تجمیع قدرت در دست یک گروه خاص و حلقه هواداران آن است و بحث حذف بسیاری از اصول دین برای حفظ مصلحت نظام از همین تفکر آغاز می شود .
همه دیکتاتورها برای مشروعیت دادن به نظام دیکتاتوری از ایدئولوژی های مختلف حتی موعود گرایی ، قدرت طبقه کارگر ، دین به مثابه ضمانت آخرت و تقدس گرایی استفاده می کنند و نظام جمهوری اسلامی از دین به عنوان ابزار بهترین سود را تاکنون برای تقویت پایه های قدرت استفاده است .

همه بحث در یک کلمه نهفته است .

“کنترل “ واژه مسحور کننده ای ست که یکی از قربانیان آن در نظام جمهوری اسلامی زنان هستند . بخصوص که در کنترل زنان ، لذت کنترل سکسوالیته زنان به عنوان یک اپژه جنسی که در مالکیت مرد نیز هست نهفته است .

در این مرام ها یا دیکتاتوری ها که به استبداد منتهی می شود خشونت و ترس و حذف و ترور و تکفیر و تهمت از انواع و اقسام ابزارهایی ست که علیه زنان به کار گرفته می شود و حتی خشونت و کنترل و اعمال قدرت قانونی می شود .

به عبارتی قانون تداوم خشونت را تضمین می کند

 

– یعنی شما حذف زنان از کسب مقام ریاست جمهوری را در همین رابطه تحلیل می کنید؟

 

هیچ علت دیگری نمی تواند وجود داشته باشد . حساساتی بودن زن ، ترجیح مقام مادری و هر دلیل دیگری بهانه است . یک بهانه توام با تحقیر زنان که در طول زمان ، زنان اعتماد به نفس و کفایت خود را از دست بدهند و
دچار وضعیتی شوند که من اسم آن را چرخه عفب افتادگی آموخته شده گذاشتم زن بدون قدرت یعنی زنی که فاقد توان تاثیر گذاری و تغییر در وضعیت خویش است .

زن تابع و دنباله رو که کم کم باور می کند یا عقلش کمتر است ، یا مهارتش ، یا شایستگی اش در حالیکه سازماندهی شده در این وضعیت قرار گرفته است

تعجب من از مردان کاندیدایی ست که شعار رفع تبعیض جنسیتی می دهند ولی در رقابتی شرکت می کنند که زنان به وسیله عده ای مرد که در عصر حجر زندگی می کنند رد صلاحیت می شوند .

 

– ریشه این حذف کجاست ؟

 

مسلم است که قانون اساسی . تا قانون اساسی تغییر نکند هیچ قانون دیگری تغییر نمی کند .
قانون اساسی مادر دیگر قانون هاست و قانون فرهنگ می سازد
نقد جدی من به کاندیداهایی که شعار رفع تبعیض جنسیتی می دهند این است که در کارزاری شرکت می کنند که زنان پیشاپیش جنس دهم حساب می شوند
اگر من جای زنان در ایران بودم در هر نشستی که این کاندیداها برای جلب رای زنان می گذاشتند شعار می دادم که حق ما برای رییس جمهور شدن کجاست

جمهوری اسلامی رسما و علنا با قوانین و با تبلیغ زنان را تحقیر می کند . هم رایشان را می دزد هم سهمشان را نمی دهد .

 

– پس معتقدید انتخابات در جمهوری اسلامی آزاد نیست؟
 

نه آزاد است و نه منصفانه حالا از مساله زنان هم بگذاریم متقلبانه است. هر از چندی مردم در یک نمایش به عده ای که خود را برتر و شایسته تر از دیگران می دانند چون مرد هستند . چون مسلمان هستند . چون شیعه هستند و دهها دلیل دیگر رای می دهند تا آنها قانونا حقوق انسانی و شهروندی آن ها را پایمال کنند .

و راه اساسی هم تغییر نام جمهوری اسلامی است . من اعتقادی به رای مشروط یا غیر مشروط ندارم . نتیجه یکیست . تا زمانی که قانون اساسی ایران قانون اساسی فعلی ست ملت ایران آب در هاوون می کوبد


– با تشکر فراوان از شما که وقت خودتان را در اختیار ما قرار دادید:

من هم تشکر می کنم از شما

با دیگران به اشتراک بگذارید: