۱۲ ساعت سرنوشت ساز / اکبر گنجی

برای نه گفتن به سرکوب و غرب ستیزی و جنگ طلبی

اکبر گنجی – خبرنامه گویا

ساعت ۸ صبح امروز انتخابات آغاز می شود و تا ساعت ۸ شب ۱۲ ساعت فاصله است. اگر ۲ ساعت دیگر هم تمدید شود، می شود ۱۴ ساعت. اگر حداکثر در بهترین وضعیت ۲ ساعت دیگر هم تمدید شود، می شود ۱۶ ساعت.

دو نامزد اصلی، هریک نماینده یک طیف هستند. ابراهیم رئیسی نماد طیف سرکوبگر جنگ طلب روس گراست. حسن روحانی هم نماد طیف آزادی خواه صلح طلب غربگراست. بدین ترتیب، دو گفتمان متعارض در برابر هم قرار گرفته اند.

طیف سرکوبگر جنگ طلب روس گرا، اگر چه یک طیف است، ولی به دلایل مختلف- از جمله تقلید دینی- همبسته تر و تکلیف گراست. مرجعیت دینی و رهبری آنان را مکلف به شرکت در انتخابات و رأی دادن به نامزدشان کرده است. این طیف و طرفدارانشان حتماً در انتخابات به صورت سازمان یافته شرکت خواهند کرد. فرماندهی سپاه و بسیج آنان را به طور سازمانی پشت ابراهیم رئیسی قرار داد.

طیف آزادی خواه صلح طلب غربگرا، یک طیف بسیار وسیع، متنوع، متکثر و گرفتار اختلافات بسیار است. تکلیف شرعی عامل اتحاد سبزها، اصلاح طلبان، اعتدالیون، نهضت آزادی، ملی/مذهبی ها، روشنفکران سکولار، مدافعان حقوق بشر، تحول خواهان، و…نیست.

آنچه همه این طیف متنوع و متکثر و متعارض را در یک جبهه واحد قرار داده است، در درجه اول دشمن مشترک است. دشمن مشترک همه آنان سرکوب داخلی و غرب ستیزی رادیکالی است که به انزوای کشور، تحریم های فلج کننده و جنگ منتهی می شود. دشمن اینک در ابراهیم رئیسی- آیت الله قتل عام- تجلی کرده است. او به خوبی همه شاخصه های دشمن را نمایندگی می کند.

نمی توان ادعا کرد که همه اعضا و گروه های طیف صلح طلب لزوماً آرمان های واحدی را به یک میزان تعقیب می کنند. اما همه آنها خواهان صلح، آزادی و همزیستی مسالمت آمیز هستند. همه، کمابیش، مدافع دموکراسی، حقوق بشر، آزادی، برابری، و رفع همه اشکال تبعیض های قومی و دینی و جنسیتی هستند.

حسن روحانی، با همه تغییر و تحولی که کرده است، با همه شجاعتی که در هفته های اخیر از خود نشان داد و اکثر خطوط قرمز نظام را زیر پا نهاد، نماد آزادی خواهی و دموکراسی خواهی و حقوق بشر نبوده و نیست. ناگزیری تاریخی و محدودیت های نظام غیر دموکراتیک، او را به نماد این طیف تبدیل کرده است.

اینک ما- مردم ایران- فقط و فقط ۱۲ تا ۱۶ ساعت برای یک انتخاب سرنوشت ساز وقت داریم. افسوس های بعدی، بیچارگی ملتی را درمان نخواهد کرد که اسیر متخصصان قتل عام، تروریسم و جنگ افروزی خواهد شد.

آیا “استراتژی ترس” استراتژی موجهی است. آری. وقتی خطر بسیار بزرگ و هزینه هایش بسیار فاجعه بار و بازگشت ناپذیر است. باید مردم را در حد نهایت ترساند. من می ترسم. چه کسی از تبدیل ایران به سوریه ای دیگر نمی ترسد؟ فقط و فقط آدمی بیمار که قوه عاقله اش را تعطیل کرده است به استقبال سوریه ای شدن کشور می رود و برای آن دست کوبی و پای کوبی می کند.

من/ما، رویایی دارم/ داریم. رویای تبدیل شدن به “شهروندان آزاد و برابر”- فارغ از تفاوت های قومی و دینی و جنسیتی-. سرکوبگران جنگ طلب مانع تحقق این رویا هستند. آنان ما را به عقب می رانند و به مرداب می افکنند. برای محقق ساختن رویای آزادی و برابری، امروز باید همگی به سرکوبگران غرب ستیز جنگ طلب “نه” بگوئیم. شکست بزرگ ابراهیم رئیسی، شکست سرکوب، قتل عام، تروریسم، تحریم و جنگ افروزی است.

ادعا این نیست که با رأی دادن به حسن روحانی این رویا محقق خواهد شد. ادعا این است که مردم برای رسیدن به رویایشان، راهی جز “نه” گفتن به دشمن رویایشان ندارند. مردم با رأی شان اثبات خواهند کرد که مخالف سرکوب، غرب ستیزی، تروریسم، تحریم و جنگ هستند.

وقت کوتاه است و در عین حال، هر یک از ما، زمان اندکی برای “نه” گفتن به گفتمان دشمن باید صرف کنیم. فرصت را از دست ندهیم. با مشارکت گسترده در انتخابات چیزی از دست نخواهیم داد، چیزی به جمهوری اسلامی نخواهیم بخشید، اما چیزهایی به دست خواهیم آورد. همه می دانند که رأی ما معنایی جز “نه” به رژیم تبعیض و سرکوب ندارد. با این “نه” بزرگ، خاطره همه قربانیان را زنده خواهیم کرد. آنان “نه” گفتند و قتل عام شدند، ما “نه” می گوئیم تا راهی بگشائیم و جنایتکاران جنگ طلب را عقب برانیم.

من/ما، رویایی دارم/داریم. رویای آزادی و برابری. رویای تحمل “تفاوت” و “دیگری”. همه متفاوت ها اینک در یک جبهه گرد آمده اند تا به تمامیت خواهی “نه” بگویند. رویای زندگی مسالمت آمیز متفاوت ها در ایران، با این “نه” گامی به پیش بر می دارد. ایران با این “نه” بزرگ گامی دیگر به جهان غرب نزدیک می شود.

ما به تغییر رأی خواهیم داد. آنان که طی ده روز گذشته در سراسر کشور تجمعات حسن روحانی را سبز و بنفش کردند، رویایی در سر داشتند و دارند. آنان حسن روحانی را با خود بردند. یعنی همان بلایی را که بر سر زهرا رهنورد و میر حسین موسوی و مهدی کروبی آوردند، بر سر حسن روحانی آوردند. روحانی ده روز اخیر، روحانی دو هفته پیش نیست. پیش گویی کار خدا و پیامبران است و من نمی توانم آینده حسن روحانی را پیش گویی کنم.

اما رویایی که جنبش سبز را آفرید و به آن شکل و محتوا داد، هنوز زنده است. آن رویا دوباره خود را در همه تجمعات حسن روحانی آشکار کرد. روحانی با آن رویا همراه و همزبان شد. این رویا به پیش خواهد رفت اگر اندکی وقت بگذاریم، رأی بدهیم و پس از شکست بزرگ آیت الله قتل عام، به جد رویایمان را پی گیریم.

وای ازین روزگارِ بی ‌فریاد // نود و شیش شصت و هفت مباد

وای از قتلِ عام و از بی بیداد // نود و شیش شصت و هفت مباد

سایه‌ی شومِ خون ‌چکان از دست // تحتِ فرمانِ قاتلی سرمست

آرزو را دوباره داد به باد // نود و شیش شصت و هفت مباد

ظالمی گشته سیدِ مظلوم // جانِ خلقی ز زهرِ او مسموم

قصه‌ی عشوه می ‌نهد بنیاد// نود و شیش شصت و هفت مباد

آدرس کانال تلگرام اکبر گنجی: https://telegram.me/ganji_akbar