قتل دو امریکایی مدافع یک زن محجبه؛ بازخوانی پرونده “شهید حجاب” / حسین علیزاده

 

روزهای پر التهاب پس از انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸بود. هشت روز پس از انتخابات در خلال ناآرامی های خیابانی در حالی که نیروهای ضربت در حال پراکنده کردن معترضان بودند،  زن جوانی به نام ندا آقا سلطان در روز ۳۰ خرداد به ضرب گلوله کشته شد. تصویر کشته شدن او به صورت گسترده در جهان منتشر شد. فشار تبلیغاتی سنگینی بر جمهوری اسلامی آغاز شد و از آن زمان تاکنون هرگز و هرگز موضوع قتل این زن جوان مورد پیگیری قضایی قرار نگرفت.

ندا آقا سلطان به نماد اعمال خشونت عریان جمهوری اسلامی علیه اتباعش و از آن مهم تر سربازدن از پیگرد حقوقی و قضایی این قتل تبدیل شد.

در زیر فشار جهانی که قتل ندا بر جمهوری اسلامی وارد می آورد، در ۱۰ تیر همان سال  یک زن جوان مصری به نام مروه شربینی در آلمان به قتل رسید. جمهوری اسلامی قویاً قتل این مصری را مورد پوشش خبری قرار داد. صدا و سیما در یک هفته اول حوادث، ۱۴۰ بار خبر کشته شدن مروه شربینی را پخش کرد. این در حالی بود که صدا و سیما تنها ۳ بار خبر کشته شدن ندا آقاسلطان را پخش کرده‌ بود.

تعمدی آشکار از سوی جمهوری اسلامی در دامن زدن تبلیغات رسانه ای درباره قتل مروه شربینی به چشم می خورد. وزارت خارجه در اعتراض به قتل این تبعه مصری وزیران آلمان و ایتالیا (رییس وقت اتحادیه اروپا) را به وزارت خارجه فراخواند. وزارت خارجه ایران به کلیه سفارتخانه های ایران در اروپا دستور داد که مراتب اعتراض! جمهوری اسلامی را به دولت های اروپایی منعکس کنند. (این مورد اخیر بر اساس خاطره نویسنده این مقاله است که آن زمان در سفارت ایران در هلسینکی مشغول به کار بود)

در نمازجمعه تهران به طور نمادین پیکر شربینی را تشییع کردند.جمعی به نام دانشجویان عدالتخواه به نشانی اعتراض در مقابل سفارت آلمان در تهران تجمع کردند. پُست ایران به نشانی بزرگداشت شربینی تمبر یادبود “شهید حجاب” را در همان سال منتشر کرد و یک سال بعد، دانشگاه تهران از “بورسیه بین‌المللی مروه شربینی” برای اعطا به زنان مسلمانی که در اثر رعایت حجاب اسلامی در کشورشان مورد فشار و آزار دولت‌ها قرار می‌گیرند، خبر داد.

 

نتیجه تصویری برای ‪neda agha soltan‬‏

 

ماجرای قتل شربینی از این قرار بود که در ۱۰ تیر ماه ۸۸، یک زن جوانی مصری (۳۱ ساله، مادر یک پسر خردسال و باردار هنگام مرگ) توسط یک فرد روس تبار با تابعیت آلمانی به نام آلکس دبلیو، در دادگاهی در شهر درسدن در آلمان به ضرب چاقو از پا آمد. پیشتر شربینی  از ضارب به جرم توهین به حجابش در دادگاه آلمان شکایت کرده بود. دادگاه شکایت شربینی را پذیرفته و آلکس را محکوم به پرداخت ۷۵۰ یورو کرده بود. آلکس دبلیو این حکم را نپذیرفت و تقاضای تجدید نظر نمود و در روز تجدید نظر شربینی را در ساختمان دادگستری به ضرب چاقو از پا در آورد.

این حادثه واکنش های تندی را در مصر همراه داشت ولی جالب اینکه جمهوری اسلامی خود را سرمدار دفاع از شربینی کرد در حالی که  دولت مصر اقدام خاصی در این خصوص انجام نداد. در رسیدگی قضایی به ماجرای این قتل، دادگاه ضارب را به اشد مجازات (حبس ابد) محکوم کرد، درخواست تجدید نظر او را نپذیرفت و در سالگرد قتل شربینی مجسمه ای از او با حضور وزیر دادگستری و شهردار درسدن آلمان در میدانی در این شهر نصب شد.

اما در ایران ، به شرحی که گفته شد، موضوع شدیدا مورد پوشش خبری قرار گرفت. این در حالی بود که نه قاتل ایرانی بود، نه مقتول ایرانی بود، نه محل قتل ایران بود، نه دولت مصر از ایران درخواست حمایت کرده بود و نه منافعی از منافع ایران در معرض خطر قرار گرفته بود. پس این همه جار و جنجال در ایران برای چه بود جز این که با پوشش دادن قتل زن جوان مصری به بهانه “حجاب” ماجرای قتل ندا آقا سلطان در قلب پایتخت ایران و در روز روشن در اعتراضات به “تقلب انتخاباتی” سرپوش نهاده شود.

برای شاهدی بر اینکه این جار و جنجال رسانه ای جمهوری اسلامی از انتشار تمبر گرفته تا تعیین بورسیه به نام شربینی، ریشه دولتی داشت و نه مردمی، کافی است امروز یک نظر سنجی ساده صورت گیرد تا دانسته شود که آیا افکار ایرانیان اصلا کسی به نام مروه شربینی را به یاد می آورد؟ آیا آن مقدار که حکومت نسبت به قتل شهید حجاب حساسیت نشان داد، جامعه ایران نیز از شهید حجاب چیزی در یاد دارد؟ از ندا آقا سلطان چطور؟

 

قتل دو امریکایی در حمایت از زنان محجبه

شاید گفته شود که این همه جار و جنجال جمهوری اسلامی در آن سال بابت ارج نهادن به حجاب زن مسلمان بود. چنانچه چنین باشد اگر در موردی دیگر فرد نامسلمانی در دفاع از حمله مسلحانه به یک زن محجبه، از خود  رشادت به خرج داده و کشته شده نیز باید مورد تقدیر جمهوری اسلامی قرار گیرد. اما آیا چنین شده است؟

به تازگی در شهر پرتلند در ایالت ارگان آمریکا، دو زن محجبه در مترو مورد تعرض یک مرد امریکایی قرار گرفتند که با چاقو قصد حمله به آنان را داشت. در این حادثه سه مرد امریکایی در دفاع از زنان مسلمان برآمدند و در نتیجه درگیری، دو تن از آنان کشته و یک تن شدیدا زخمی شد.

 

عکس ‏‎Kambiz Hosseini‎‏

 

در تصاویری که از مادر یکی از مقتولین منتشر شده، او زن مسلمان محجبه را در آغوش گرفته و با کمال محبت آن او را مورد مهر قرار داده است در حالی که این مادر، پسر خود را از دست داده است.

این حادثه هرگز مورد پوشش خبری رسانه های رسمی جمهوری اسلامی قرار نگرفت. اما، فرض را بر این بگیریم که در این حادثه آن زنان محجبه توسط مهاجم امریکایی در خاک امریکا کشته می شدند، آیا آنگاه این خبر به صدر اخبار جمهوری اسلامی منتقل نمی شد؟ آیا دور از انتظار بود که رهبر جمهوری اسلامی سخنرانی تندی کند و “توحش امریکایی” را به باد انتقاد بگیرد؟ آیا تبلیغاتی که برای شربینی به راه انداخته بودند برای این قتل در امریکا به راه نمی افتاد؟

از آن جار و جنجال جمهوری اسلامی در مورد قتل شربینی تا این سکوت خبری در مورد کشته شدن دو مرد امریکایی در دفاع از زنان محجبه جز این نمی شود نتیجه گرفت که حتی حجاب هم دستمایه سیاست بازی در جمهوری اسلامی است. جمهوری اسلامی نه برای ارج نهادن به زن محجبه چنان جار و جنجال را راه انداخت بلکه هدف بیرون آمدن از فشار سهمگینی بود که قتل ندا آقا سلطان بر جمهوری اسلامی تحمیل کرده بود. حجاب بهانه بود.

با دیگران به اشتراک بگذارید: