جوانان ایرانی و شبکه های اجتماعی / مانی آریایی

ایا به واقع جوانان ایرانی در شبکه های مجازی وقت خود را تلف می کنند و یا به دنبال مقصود خواستی هستند. ایرانیان از فعال ترین اقاشار در شبکه های اجتماعی هستند با انکه در ایارن بیشتر شبکه های اجتماعی فیلتر هستند اما اشتیاق جوانان ایرانی و از همه اقشار از ورزشکاران تا هنرمندان و دانشجویان و …. جهت برقراری ارتباط با دنیای پیرامون خود بسیار جالب است.

اطلاع رسانی ها وایجاد کمپین های مختلف در چند سال اخیر از سوی ایرانی ها در شبکه های مجازی رو به افزایش چشمگیری رفته است. حال مهمترین سوال اینجاست که خواسته بیشتر این جوانان از شبکه های اجتماعی و حضور در ان چیست؟  در فضای مجازی روابط کاربران، رابطه ای مجازی و یا واسطه است اما همچنان آن را نوعی اجتماع می توان به حساب آورد. به نظر ونچرلی وشلینی حوزه و دامنه معنایی کاربردهای جدید این اصطلاحات برای اشاره به تجمعات کاربران فضای مجازی باید به روز شده و به شبکه ها و سازمان های رسمی که به سامان بخشیدن به روابط و مقررات ارتباطاتی در فضای مجازی اشتغال دارند تعمیم داده شود.

در بین وسایل ارتباط جمعی در این هزاره آن که از همه تاثیر گذار تر و با اهمیت تر میباشد اینترنت است ,که به صورت فراگیری استفاده از آن رو به گسترش میباشد.از بین تمام امکاناتی که اینترنت به مخاطبین خود ارائه می دارد؛استفاده از شبکه های اجتماعی رو گسترش است ؛بدین جهت که در سایت ها و وبلاگ ها تعامل بسیار محدود شده و در حد نظرات می باشد امادر جامعه ی جدید که تعاملات اجتماعی در آن رو به کاهش است و انسان ها به عنوان حیوانات فی النفسه اجتماعی ,به دنبال جایگزینی برای آن هستند شبکه های اجتماعی تحت عنوان یک تعامل اجتماعی مجازی و حتی فراگیر در سطح جهانی می تواند یک جای گزینی برای تعاملات از دست رفته انسانی باشد اما به اعتدال.

شاید همین امر یعنی حفظ روابط میان اعضای خانواده، دوستان و همکاران فلسفه اصلی شکل‌گیری شبکه‌های اجتماعی موبایلی و رایانه‌ای بوده است، اما در این میان همان طور که در ابتدا اشاره شد نمی‌توان برخی رویدادهای تلخ و تاثربرانگیز ناشی از استفاده نامناسب از شبکه‌های اجتماعی موبایلی و رایانه‌ای را نادیده گرفت. پاسخ دقیق‌تر این مساله آن است که جوانان و خصوصا نوجوانان و اخیرا برخی از کودکان بدون شناخت واقعیت‌های فضای مجازی به این فضا وارد شده و دچار آسیب می‌شوند. در این میان چاره‌ای نیست جز این‌که باور کنیم ما همه مقصر هستیم. مقصر هستیم چون موضوع سواد رسانه‌ای و سواد دیجیتالی را جدی نگرفته‌ایم. چون به جای برخوردهای سلبی به سمت اقدامات هوشمندانه آموزشی و پرورشی نرفته‌ایم. هنوز بعد از سال‌ها جای درس سواد رسانه‌ای در دوره‌های آموزشی ما از ابتدایی گرفته تا دانشگاه خالی است و زمان همچنان می‌گذرد و مشخص نیست در آینده چه خواهد شد؟

عموم مردم کشور، شبکه های اجتماعی اینترنتی را محلی برای برقراری پیوندهای صمیمانه و اطمینان بخش اجتماعی می دانند. از جمله این مطالعات می توان به پژوهش کارکردهای شبکه های اجتماعی مجازی برای دانشجویان با مطالعه موردی فیس بوک اشاره کرد. بنابراین به نظر می رسد قبل از انجام هرگونه تصمیم گیری درخصوص شبکه های اجتماعی اینترنتی و حتی پیچیدن یک نسخه واحد برای چگونگی مواجهه با فیس بوک، بهتر است با اتکا به پژوهش های انجام شده نگرش جوانان ایرانی به شبکه های اجتماعی اینترنتی شناسایی شود و در گام بعد ضمن توجه به نگرش های این قشر، اطلاعات موردنیاز مردم متناسب با نوع نگرش شان بدون جهت گیری سیاسی و تنها با هدف فرهنگسازی به آنها عرضه شود و در گام نهایی با اعتماد به جوان ایرانی، تصمیم گیری را به خودش واگذار کنیم و مطمئن باشیم که اگر این امر به او واگذار شود، بهترین گزینه را انتخاب خواهد کرد.

انتشار گسترده برخی شایعات از طریق شبکه‌های اجتماعی، اعتمادهای نابجا و زودهنگام به روابط اینترنتی که حاصلی جز سرخوردگی و گاه بروز و ظهور خسارت‌های مادی و معنوی ندارد، شوخی‌های نابجا و بعضا خلاف انسانیت نظیر انتشار گسترده فیلم‌های غیراخلاقی از حریم خصوصی افراد… همه و همه مصادیقی از نگرانی‌های عمومی در خصوص شبکه‌های اجتماعی بوده است و با افزایش استفاده گسترده مردم از شبکه‌های اجتماعی موبایلی و اینترنتی این سوال به شکل جدی‌تری ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده است که آیا چنین جوامع مجازی اساسا در بردارنده فایده‌ای هم هست یا فقط باید منتظر شنیدن اخبار ناگوار در خصوص روابط حاصل از حضور و فعالیت در شبکه‌های اجتماعی اینترنتی باشیم؟

با دیگران به اشتراک بگذارید: