گفتگوی نگام با پطروس راد پیرامون روابط فی مابین ایران و آمریکا بعد از انتخابات ایران و تنش های موجود

نگام ، سرویس گفتگو _ در نوبت گفتگوی امروز  سایت نگام ، همراه شده ایم با آقای پطروس راد ،شاعر ، تحلیلگر و فعال سیاسی از آمریکا پیرامون بحث و تشنج های فی مابین ایران و آمریکا و عربستان بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران .

_همانطور که در جریانید در کوران انتخابات و پسا انتخابات ، ترامپ به عربستان سفر کرد که حواشی بسیاری داشت.به نظر شما چه سیاستی پشت این سفر بود و در واقع چه پیام و یا حتی تهدیدی را می شود از این سفر استنباط کرد ؟

حقیقت امر این است که ما در تشکیلات ترامپ و عربستان حتی اسرائیل دفتری نداریم که بتوانیم از طریق آن اطلاعاتی بدست بیاوریم و کاملا بتوانیم ارزیابی کنیم ، ولی از جمله مسائلی که از طریق صحبت و برخورد دولتها مشاهده می کنیم ،به نظر می رسد دولت ترامپ تصمیم گرفته است یک آرایش وضعیت دیگری از آمریکا در خاورمیانه ایجاد کند و به نظر می آید تصمیم متفاوتی با دولت اوباما در نظر گرفته است و این تغییرات می تواند تغییرات قابل توجهی در چند ماه آینده باشد ، علی الخصوص درباره سیاست دولت ترامپ در برخورد با ایران .

تا آنجایی که من متوجه شده ام  سیاست تغییر رژیم در ایران را می خواهد پیشه کند.

بنابراین برداشت من این است  که هدف از این دیدار ، فشار بیشتر روی ایران است .چون عربها اعتقاد بر این دارند که سر این مار ، ایران است . این جمله ایست که اکثر دولتمردان امریکا از قبیل اوباما ، کلینتون و بوش از اعراب شنیده اند که شما باید سر این مار را قطع کنید و این قضیه برای امروز و دیروز نیست و سالهاست که عربستان این درخواست را از آمریکا دارد.

_ چند روز پیش سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) دفتر جدیدی را بطور اختصاصی برای ( امور ایران) در نظر گرفته است و مقامی با سابقه طولانی در زمینه مبارزه با تروریسم به نام آقای مایکل دی اندریا که معروف به آیت الله مایک است را منصوب کرده است که حتی بسیاری از کارشناسان این عمل ترامپ را مبنی بر احتمال حمله نظامی به ایران قلمداد کرده اند.نظر شما در این باره چیست ؟
مسئله جنگ با ایران با جنگ با عراق و افغانستان یک حالت متفاوتی دارد .قاعدتا آنجوری که سیاست ایجاب می کند ، دولت آمریکا باید در فکر ترمیم روابط خود با مردم ایران باشد.یکی از مشکلاتی که باعث ایجاد این مانع در برقراری روابط بین دولت آمریکا و مردم ایران بود ، وجود جناح های چپ و روسیه می باشد.بعنوان مثال مسئله کودتای ۲۸ مرداد که باعث شد مردم ایران همیشه نسبت به آمریکا بدبین باشند.دومین مسئله حدود ۴۰ سال پیش از این انقلاب ضد مردمی اسلامی بود که پروداکت اولیه را آمریکایی ها انجام داده اند با توجه به اسنادی که موجود است و با پولهایی که به خمینی داده اند و کمکهایی که از لحاظ سیاسی داشته اند .این مسائل باعث دلخوری مردم ایران نسبت به آمریکا می باشد. هرچند آمریکا دارای جناحهای سیاسی فراوانی است که می تواند تقصیر را به گردن جناح سیاسی دیگر بی اندازد.همانطور که در آن زمان رونالد ریگان صراحتا اعتراض خودنسبت به سیاستهای کارتر را اعلام نمود و گفت ( تو ایران را از دست داده ای ) و اعتراض کردند چرا شاه را سرنگون ساختی و این کار را با مردم ایران کردی.بنابراین این سوابق تاریخی نشان می دهد که دید مردم ایران نسبت به آمریکا برای آنها مهم است .
به نظر من حمله نظامی برای سیاستمداری که بخواهد رابطه خود با مردم ایران را حفظ کند ، گزینه مناسبی نیست چون خود امریکا می داند راه های بهتری نسبت به حمله نظامی دارند و حمله نظامی می تواند آخرین گزینه باشد، مگر اینکه ایران حرکات تحریک آمیز انجام دهد . مثلا حمله به اسرائیل یا عربستان یا زدن دکل نفتی یا بستن خلیج فارس ، اما در غیر اینصورت بهترین روند، انجام بازی های سیاسی است و بعید است حمله نظامی در دستور کار باشد.

_کاخ سفید با وجود مقاومت های بسیاری که نسبت به طرح ممنوعیت ورود شهروندان ۶ کشور به خاک آمریکا از جانب دادگاه های ایالتی صورت گرفت اما باز هم این طرح را به دادگاه عالی ارائه داده است .به نظر شما با توجه به فشار بالا بر دولت ترامپ ، آیا این جهت گیری از سوی ترامپ به نتیجه می رسد و چه پیامدهایی برای مردم بی گناهی که قصد ورود به خاک آمریکا را دارند در بردارد؟
ما چندین گروه از مردم را داریم که قصد ورود به خاک امریکا را دارند ، یک عده از آنها آمریکا برایشان سرزمین آرزوهایشان است ، یک عده برای فعالیت های تجاری وارد می شوند و یک عده پناهنده و غیره.
البته باید به این نکته اشاره کرد که این طرح ، طرح ممنوعیت نیست بلکه محدودیت است .و دولت آمریکا قصد دارد تحقیق بیشتری صورت بگیرد درباره کسانی که قصد ورود به خاک آمریکا را دارند و تنها، کاری که قراره در پروسه زمانی دو ماهه انجام شود در عرض چهار ماه انجام پذیرد و این باعث ممنوعیت نمی شود . برنامه ترامپ در اصل شبیه به برنامه اوباما بود و به این شکل که رسانه ها انعکاس می دهند نیست .خود اوباما در زمان ورود به کاخ سفید ، برای حدود ۹ ماه ورود عراقی ها را به خاک آمریکا ممنوع اعلام کرد و گفت باید بررسی های بیشتری صورت گیرد و هیچ قاضی ای بر علیه اوباما حکم نداد، چون شرایط عراق ، شرایط مناسبی نبود و کسی این رفتار اوباما را ضد حقوق بشر اعلام نکرد ، اما اکنون برای تحت فشار گذاشتن ترامپ ، زمان ۱۲۰ روزه اورا مورد انتقاد قرار می دهند .
هر رئیس جمهوری این اختیار را دارد، وقتی درصد بالایی از سفرای وزارت امور خارجه رفته باشند و سفرا کار طبیعی خود را در کشور ها انجام نمی دهند و بعضی کشورها اصلا سفیر ندارند، نسبت به به صدور ویزا برای برخی کشورها احتیاط کند تا زمانی که خانه های خالی وزارت امور خارجه خود را ترمیم کند .
این به نظر من یک عملکرد منطقی است ولی رسانه ها تبلیغات منفی خود را انجام می دهند . اما طبق آخرین آمار از همین کشور ترکیه ، ایرانی ها به خاک آمریکا می آیند ، بخصوص پناهنده هایی که سازمان یو ان آنها را تائید کرده باشد ، مانعی برای ورود به خاک آمریکا ندارند و به راحتی پذیرش می شوند اما انهایی که به اسم کسب و کار و تجارت و گردش می آیند و موقعیت آنها مشخص نیست و حتی احتمال این است که جاسوس باشند ، برای آنها بررسی بیشتری صورت می گیرد و اصلا بحث جلوگیری از ورود کسی مطرح نیست .

_ در پایان آینده روابط ایران و آمریکا را با وجود شرایط سیاسی دو کشور و البته تندروی های داخلی از جانب دو کشور چگونه پیش بینی می کنید؟
مسئله رابطه ایران و آمریکا با توجه به نظام حاکم در ایران ، یعنی اینکه یا عده ای باید نابود شوند و یا عده ای باید منافعشان حفظ شود ، بعنوان مثال وقتی می گویند تحریم ها برداشته می شود ، یک عده اعتراض می کنند .چرا ؟ چون از این تحریم ها نفع می برند و اینها کسانی هستند که در تشکیلات بیت رهبری هستند ولی اعتراض دارند نسبت به لغو تحریم ها و هزاران بهانه می آورند و خوده آنها دولت روحانی را اذیت می کنند به جای تشویق.
این امر بیانگر این است که بسیاری از این تحریم ها در طول ۴۰ سال استفاده برده اند.بنابراین چنین اشخاصی هیچگاه دوست ندارند رابطه ای بین ایران و آمریکا برقرار شود و مهمتر اینکه مملکتی که حدود ۷۰ درصد اقتصاد آن دست گروه های نظامی باشد و آن گروه های نظامی هم به همین شکل که عرض کردم از این تحریم ها بهره ببرند ، این رابطه بسیار بعید است .یا اینکه باید این گروه نظامی از بین برود و قانون برقرار شود . قانون این است که سپاه دیگر اجازه فعالیتهای اقتصادی نداشته باشد و این فعالیتها بدست دولت سپرده شود ، که این امر هم بسیار بعید است.
دولت آمریکا یک دولت اقتصادی است و با چند حرکت درست و صحیح از جانب دولت ایران امکان برقراری شرایط مساعد شاید فراهم شود، که البته دولت آقای روحانی مستعد این ارتباط هم هست ، زیرا نشان داده است که اهل مذاکره است ، مثلا اگر درباره اسرائیل زمانی ایران بر روی موشک خود می نوشت (مرگ بر اسرائیل)، اما الان دولت آقای روحانی این توانایی را دارد که دستور دهد جمله ( مرگ بر اسرائیل ) پاک شود و آقای روحانی نشان داده است چنین کارهایی را بخاطر بقای نظام می تواند انجام دهد ولی آن گروه هایی که از جمله ( مرگ بر اسرائیل ) سود می برند ، هیچگاه اجازه نفس کشیدن به دولت روحانی را نمی دهند. در پایان باید گفت رابطه با امریکا نیاز به یک رفرم درست دارد . رفرمی که مملکت را از این بی در و پیکری خارج سازد.