از فیلمبرداری شب ضربت خوردن تا وحشت ایفای نقش مالک / بازیگران از بازی در مجموعه “امام علی (ع)” می‌گویند

نگام ، فرهنگ و هنر _ پرداختن به شخصیت‌های مذهبی در مجموعه‌های تلویزیونی نه‌تنها برای مخاطبان آن مجموعه بلکه برای عوامل و بخصوص بازیگرانش با دنیایی از خاطره همراه است.

به گزارش هنر آنلاین ، در طی سال‌هایی که از عمر انقلاب شکوهمند اسلامی می‌گذرد، سریال‌های تاریخی و مذهبی بسیاری ساخته شدند که برخی از آن‌ها روایتی از زندگی ائمه اطهار بودند.

در طی این سال‌ها تنها سریال و یا حتی فیلم سینمایی که به زندگی گوهربار امیرالمؤمنین علی (ع) پرداخته است، مجموعه تلویزیونی “امام علی (ع) ساخته داود میرباقری است. متأسفانه پس از تولید این سریال تا امروز مجموعه‌ای درباره این امام همام ساخته نشده و جای خالی آن احساس می‌شود. این مجموعه تلویزیونی از فیلم‌نامه‌ای به نام “خاری در گلو” شروع شد ولی تولیدش تا سال ۷۳ به تأخیر افتاد. مجموعه تلویزیونی امام علی (ع) اولین سریال فاخر تاریخ تلویزیون است که با حرفه‌ای‌ترین عوامل آن زمان سینمای ایران تولید شد و همچنان در عرصه سریال‌های تاریخی – مذهبی بی‌رقیب مانده است. در این مجال کوتاه و به مناسبت شهادت امیرالمؤمنین علی (ع) و لیالی قدر به سراغ این سریال نوستالژیک رفتیم و به نکات مهمی که عوامل و بازیگران این سریال در طی ایام مختلف درباره آن بیان کرده‌اند پرداختیم.

فیلمبرداری شب ضربت خوردن

کریم اکبری مبارکه بازیگر نقش ابن ملجم خاطره‌ای از شوخی میرباقری نقل کرده است: فیلمبرداری این سریال و قسمت ضربت خوردن امام علی (ع) در ماه رمضان بود و من در خانه قطام بودم که آقای میرباقری به من گفت: “کریم می‌خواهم ضربت خوردن را برای شب نوزدهم بگذارم تا در آن حس قرار بگیری!” گفتم: “به قرآن اگر در آن شب بتوانم بازی کنم، دیوانه می‌شوم.” گفت: “شوخی کردم.” و خندید و رفت. فیلمبرداری فاصله‌ای که من حمله می‌کنم تا جایی که ضربه می‌زنم دو ماه طول کشید.

کاشت درخت نخل و خیمه به پا کردن

عنایت بخشی بازیگر نقش سرکرده خوارج در خاطره‌ای جالب از این سریال، نقل کرده است: ما سکانس‌های جنگ صفین را در تیر و مردادماه و در بدترین شرایط آب‌وهوای بندرعباس ضبط کردیم. اگرچه قرار بود آن سکانس را در زمستان کارکنیم، اما به دلیل این‌که سیل دکورها را تخریب کرد، مجبور شدیم در تابستان جنگ صفین را در بندرعباس و در آن آب‌وهوای شرجی که در همه حال بالای ۵۰ درجه بود کارکنیم… شاید باورتان نشود در همان شرایط من، داریوش ارجمند، بهزاد فراهانی و دیگر دوستان حتی در روزهایی که کار نداشتیم هم سر صحنه حاضر می‌شدیم، درخت و نخل می‌کاشتیم، بیل می‌زدیم، خیمه برپا می‌کردیم، کارهایی را که در مسئولیت ما نبود فقط به خاطر جلو افتادن کار انجام می‌دادیم!

مرگ بازیگر سر صحنه فیلمبرداری

یک اتفاق عجیب و قابل‌توجه در این سریال مربوط به علی آزاد یکی از بازیگران قدیمی سینمای ایران است که پیش از انقلاب عمدتاً در نقش‌های منفی بازی می‌کرد و در جریان ساخت سریال “امام علی (ع)” به اصرار خود در این سریال نقشی گرفت. داود میرباقری درباره او که نقش عبدالله ابن عباس را بازی می‌کرد در گفت‌وگویی توضیح داده است: “حالتی منقلب داشت و خود را به شکلی وام‌دار علی بن ابی‌طالب (ع) می‌دانست. چهره رنگ‌پریده و دگرگونش که گویی تولدی دیگر را برای این بازیگر رقم می‌زد، دیگران را نیز به خود جلب کرده بود. دریکی از صحنه‌ها قرار شد علی آزاد در نقش ابن عباس داخل چادر امام علی (ع) بشود و بیرون آید. قبل از رفتن، او گفت: “داود! من از علی (ع) شرم دارم که به چادر او وارد شوم، نمی‌شود صحنه را عوض کنی و مثلاً از کنار چادر بگذرم؟” گفتم: “نه.” و او داخل چادر شد. منتظر بودیم که بازگردد، دقایقی گذشت، خبری نشد، او را صدا کردیم، خبری نبود. داخل چادر شدیم؛ علی آزاد داخل چادر جان به جان‌آفرین تسلیم کرده بود… و صحنه‌های باقیمانده را فرد دیگری به‌جای آن مرحوم بازی کرد.”

شوخی شوخی قطام جدی شد

ویشکا آسایش که تا آن زمان اصلاً رابطه‌ای با سینما نداشت توسط دایی‌اش مازیار پرتو که مدیر فیلمبرداری سریال بود، برای بازی در سریال به داود میرباقری معرفی شد. او دراین‌باره گفته است: “…یک روز در خانه، مشغول گپ زدن با دایی بودم که ایشان به من گفتند: “ویشکا! ما در حال انتخاب بازیگر برای سریال امام علی (ع) هستیم، دوست داری بازی کنی؟” من هم چون فکر کردم دایی من را دست انداخته، با خنده گفتم: “البته!” خلاصه من برای تست گریم به پشت‌صحنه کار رفتم و تست دادم و شوخی شوخی برای این نقش انتخاب شدم! تا آخرین لحظه‌ای که جلوی دوربین قرار نگرفته بودم، فکر می‌کردم یکی می‌آید و به من می‌گوید: خانم ما شمارا دست انداختیم! اما در کمــــــــال تعجب، هیچ‌کسی این حرف را به من نزد و من یکی از مهم‌ترین نقش‌هایم را در آن کار بازی کردم!”

 خاطره‌ای جالب از نابازیگران سریال

بهزاد فراهانی بازیگر نقش “معاویه” در سریال امام علی (ع) خاطره‌ای بامزه از نابازیگران این سریال تعریف کرده که خواندنی است: هنگام فیلمبرداری صحنه‌های جنگ صفین، بادهای خرماپزان تیر و مرداد آغازشده بود و ما باید لباس‌های چندلایه پلاستیک به تن می‌کردیم و زیر چادر بسته و زیر پروژکتورهای سنگین ۱۰ هزار، بازی می‌کردیم. بسیار سخت بود. من ۱۲ نگهبان داشتم که از سیستان و بلوچستان آورده بودند. آن‌ها جلوی چادر معاویه نگهبانی می‌دادند و گارد محافظ او بودند. در آن تابستان داغ امکان‌پذیر نبود که مدام به آن‌ها آب برسد، لذا خیلی تشنه می‌شدند. یک‌مرتبه یکی از نگهبان‌ها بی‌هوش شد. دلیلش را جویا شدند و از دوستان سقا هم پرسیدند که چرا به آن‌ها آب ندادند؟ یکی از آن‌ها پاسخ داد که بدون اجازه معاویه، آب نمی‌خورند!

فردین در نقش مالک اشتر

جالب است بدانید داود میرباقری کارگردان سریال، می‌خواست نقش مالک اشتر را محمدعلی فردین بازیگر فیلم های پیش از انقلاب بازی کند؛ هم به دلیل چهره زیبا و هم به دلیل آن‌که به مردانگی مشهور بوده است. خودش هم در دیدار با تهیه‌کننده سریال، گفته بود “مثل‌اینکه خداوند می‌خواهد من را عاقبت‌به‌خیر کند” ولی درنهایت وزارت ارشاد به او مجوز نداد و سازندگان سریال، نقش مالک اشتر را به داریوش ارجمند سپردند.

مرد خجالتی سینما عمروعاص شد

مرحوم مهدی فتحی ابتدا قرار بوده نقش دیگری را بازی کند ولی به درخواست خودش، عمروعاص را بازی می‌کند. جالب آن‌که نقش امام علی (ع) را هم در سکانس‌هایی که از پشت یا اینسرت (نمای بسته دست‌ها یا پاها) می‌گرفتند، همین مهدی فتحی بازی کرده است؛ کسی که در بسیاری از سکانس‌ها در نقش عمروعاص در حال دسیسه‌چینی علیه امام علی (ع) بود!

وحشت از ایفای نقش مالک

داریوش ارجمند تا پیش از حضور در سریال امام علی (ع) تجربیات بسیاری در عرصه سینما، تئاتر و تلویزیون داشت اما درواقع با حضور در نقش مالک اشتر از جایگاه خاصی میان مخاطبان برخوردار شد. او درباره حضور در این سریال می‌گوید: من زمان ساخت “امام علی (ع)” مطلقاً آقای میرباقری را نمی‌شناختم. یک روز من را صدا کرد و رفتم صحبتی شد. نگاهی انداختم به کسانی که قرار بود در این سریال ایفای نقش کنند. بعد هم رفتم به مشهد. خوب برای من که تاریخ خوانده‌ام و شاگرد دکتر شریعتی بودم و امام علی (ع) را از زبان او شنیدم و عظمت امام علی (ع) را از زبان او در دوران دانشجویی درک کرده‌ام، خیلی وحشت داشتم که این نقش را بازی کنم. چون آن موقع حداقل ۵۰ دبیرستان در ایران وجود داشت که نام آن‌ها مالک اشتر بود، گروه هنری به نام مالک اشتر داشتیم، تیپ و لشکر در جبهه به اسم مالک اشتر بود، در مشهد چند مسجد به نام مالک اشتر بود، پادگان به این نام داشتیم. این آدم در ایران بافاصله زیادی از امام علی (ع‌) در رتبه دوم قرار دارد و به‌عنوان فردی که در رکاب ایشان بوده، شناخته می‌شود. وحشت داشتم به خاطر اینکه اگر آن شخصیت را بد بازی می‌کردم، قطعاً بدانید که باید از ایران می‌رفتم. چون یک تصور ذهنی بزرگی از این سردار امام علی (ع) در ذهن شیعیان وجود داشت.

با دیگران به اشتراک بگذارید: