استراتژی اقتداراگرایان ؛ درگیرساختن جامعه به دوقطبی‌های نامأنوس با فرهنگ و اخلاق / حمید کاری

 

اقلیت حاکم به رغم انحصاری که «به‌ناحق» در قدرت و ثروت دارد و نیز استبدادی را که با بهره‌کشی‌های سوء از قوای قهریهٔ کشور و منابع ملی بر مردم تحمیل می‌کند ‌، از لحاظ نظری کاملاً به بن‌بست رسیده است بطوریکه از اعتبار اجتماعی ساقط و پایگاه مردمی‌اش را از دست داده است.
رأس هرم قدرت نیز بعنوان مُبدِع و مُصِر در اِعمال حاکمیت یکدست برای فرار از مسئولیت‌های آثار ناشی از عملکردِ واپسگرایانه و یکسو نگرَش و بمنظور عبور از بحران خودساخته که تمامیت نظام را به چالش کشیده، متأسفانه «با مواضعی لجوجانه» همچنان تأکید بر استمرار در رویکرد تزویر دارد.
به همین دلیل؛ با اعلام فراخوان به فرمانبَرانِ سُست‌عنصر و تهییج دست‌نشاندگانِ حکومتی به مقابله با دولتِ مردم‌نهاد (که آزموده‌ای فرسوده و متروک است) بنظر می‌رسد عملیاتی کردن اهداف زیر را پی گرفته باشد :
ـ تداوم شیوه‌های دیکتاتورمآبانه با درگیرساختن جامعه به دوقطبی‌های نامأنوس بافرهنگ و اخلاق
ـ بقا و تقویت روش‌های استبدادی در پوشش تعبیرات ظاهرفریب و انحرافی از مذهب

بدین وصف؛ «یقیناً» با صحنه‌آرایی‌های دستوریِ اخیر «که آرامش ، معیشت و بهبود شرایط زندگی مردم را تهدید کرده» بدنبال القاء دروغین اختلافات بنیادین در پیکره و ساختار اجتماعی است!
در واقع پس از بی‌خاصیت‌شدنِ اهرم‌های فشار، همچون تطمیع، تهدید و فریب «که تاکنون مورداستفاده قرار می‌گرفت» ؛ به دست‌آویز دیگری تحت‌عنوان «وحشت‌آفرینی» متمایل شده‌اند! و براین اساس اَعوان (و انصاری که روی اراذل و اوباش تاریخ در برابرشان سپید است) ترویج‌کنندهٔ شایعات و دروغ‌پردازی‌هایی شده‌اند که در تاریکخانهٔ اشباح تولید می‌گردد!
برمبنای استراتژی مذکور، ایجاد دغدغه‌های کاذب و ترساندن مردم ازخلأ لیدر و خالی ماندن جایگاه رهبری «که با شبیه‌سازی‌های بی‌ربط باکشورهای بی‌ثبات سعی در پیشبرد مأموریت‌شان می‌کنند» نقش اصلی در تثبیت این تغییر تاکتیک را دارد!

پُرواضح است که ملت آگاه ایران خود را از قیود بردگی و استثمار رهانیده و راه رسیدن به دموکراسی را با تکیه بر دانش، تجربه و تکنولوژی یافته است. بنابراین تلاش بیهودهٔ ستم‌پیشگان که در انفعال و استیصالی که در آن گرفتار آمده‌اند به حول و قوه الهی و با عزم و ارادهٔ ملی عقیم می‌ماند.