رابطه حضور سپاه در سوریه با ربودن و مرگ بنیتا و بی شرفی ایرانیان / اکبر گنجی

 

اکبر گنجی – خبرنامه گویا

 

 

ربودن بنیتا توسط سارقان و مرگ این نوزاد هشت ماهه همه را دچار غم و اندوه فراوانی کرد. در این مواقع، احساسات همگانی فرصت ظهور پیدا کرده و بر سر کسانی که مقصر قلمداد می شوند، فرو ریخته می شود. همدردی با خانواده قربانی و مجازات مجرمان توسط دادگاهی عادلانه حداقل مطالبه همگانی است.

اما مستقل از سوگواری، همدردی، بروز احساسات، فعالیت در فضای مجازی، و…؛ ریشه یابی علمی مسائلی چون کودک ربایی، تجاوز جنسی به کودکان و قتل کودکان، از هر امری ضروری تر است. استفاده از تجارب جوامع توسعه یافته در این مورد، بخش دیگری از این فرایند است. فعالین شبکه های اجتماعی ، به جای رژیم جمهوری اسلامی ، می توانند در آگاهی بخشی به والدین و کودکان- براساس تجربه های کشورهایی که در کاهش این مسأله موفق بوده اند- موثر باشند.

تحلیل علمی و ریشه یابی

در این چند روز، ادعاهای بسیاری در شبکه های اجتماعی مشاهده کردم که در این جا فقط به نقد دو مورد می پردازم :

یکم- نوشته اند: “سپاه پاسداران مدعی تأمین امنیت ایران، به جای حضور در سوریه، به فکر تأمین امنیت کودکانی چون بنیتا باشد“.

پرسش: اگر سپاه در سوریه و عراق حضور نداشت، آیا چنین وقایعی در جامعه ایران رخ نمی داد؟ آیا در جمهوری اسلامی پیش از حضور نظامی در منطقه، چنین مسائلی رخ نمی داد؟ آیا در دوران پهلوی چنین مسائلی رخ نمی داد؟

حضور سپاه در سوریه علت این گونه رویدادهای غم انگیز است یا با آن ها همبستگی دارد؟ نه تنها سخن گفتن از رابطه علی ناموجه است، بلکه مدعیان حتی قادر نخواهند بود که میان این دو رخداد- حضور نظامی در منطقه و کودک ربایی- نوعی همبستگی نشان دهند.

بگذارید با استناد به تجربه دیگری مدعا را روشن سازم. آمریکا قدرتمندترین کشور جهان، بزرگترین تولید کننده علم جهان، دارای برترین دانشگاه های جهان، بهترین موسسات تحقیقاتی، قوانین خوب درباره حقوق کودکان و آموزش فوق العاده به والدین و کودکان در مورد مراقبت از آنان است. با این همه، به شواهد و قرائن زیر درباره آسیب هایی که به کودکان این کشور رسیده و می رسد، توجه فرمائید :

الف- بر اساس آمار وزارت دادگستری آمریکا، که توسط “مرکز ملی‌ بچه‌های گمشده و سوء استفاده شده” گزارش شده، هر سال به طور متوسط ۸۰۰ هزار کودک و نوجوان در آمریکا گم می شوند. از این تعداد سالی‌ حدود ۲۰۳ هزار کودک و نوجوان را اعضای فامیل خود آن کودکان و یا نوجوانان می ‌دزدند. حدود ۵۸ هزار نفر نیز برای سوء استفاده جنسی‌ ربوده می شوند. ۵۴۰ هزار بقیه نیز یا توسط خانواده‌های خود از خانه بیرون انداخته می شوند، و یا خود به دلایل مختلف از خانه فرار می کنند. اکثریت عظیم این ها در فاصله کوتاهی پیدا می شوند، ولی‌ سالانه حدود هفت هزار کودک و نوجوان نیز دزدیده می شوند که تا مدت‌های طولانی‌ پیدا نمی شوند.

ب- به گزارش سی ان ان ۳ اردیبهشت ۱۳۹۶ ، براساس آمار اف‌‌ بی‌ ای‌، تا پایان سال ۲۰۱۶، ۳۳،۷۰۶ کودک و جوان (کمتر از ۱۸ سال) در آمریکا گم شده اند که پرونده آن ها هنوز (پس از سال ها) باز است.

پ- بر طبق گزارش وزارت بهداشت و خدمات انسانی‌ آمریکا در سال ۲۰۱۰، ۲۰ درصد دختر‌ها و ۵ الی ۱۰ درصد پسر‌ها در دوران بچگی‌ مورد سوء استفاده جنسی‌ قرار می گیرند. به ۱.۶ درصد بچه‌ها بین سن ۱۲ تا ۱۷ تجاوز شده است. ۲۰ درصد خانم‌های بالای ۲۱ سال و ۵ الی ۱۰ درصد آقایان در همان حدود سنی گفته اند که یک مورد آزار جنسی‌ ‌را از دوران بچگی به یاد می ‌‌آورند.

ت- به گزارش سی ان ان ۲۹ خرداد ۱۳۹۶ ، هر سال ۱۳۰۰ کودک (زیر ۱۳ سال) توسط تفنگ و دیگر اسلحه‌ها کشته می شوند.

ث- هر روز در آمریکا، (۱) ۷ کودک (زیر ۱۳ سال) یا نوجوان (زیر ۲۰ سال) توسط تفنگ کشته می شوند؛ (۲) ۴۱ بچه یا نوجوان در همان حدود سنی با اسلحه مجروح می شوند، و (۳) ۱۹۰۳ بچه یا نوجوان در همان حدود سنّی یا مورد سو استفاده قرار می گیرند، و یا مورد غفلت قرار می گیرند.

این همه کودک ربایی و تجاوز وقتل کودکان در کشوری با شرایط پیش گفته رخ می دهد. اگر به همه جوامع بنگریم، آدمیان فقط و فقط قادرند مسائل اجتماعی را کاهش دهند، نه این که آن ها را محو سازند.

از این مهمتر، این فجایع در آمریکا در دورانی رخ داده که آمریکا در کشورهایی چون افغانستان، پاکستان، عراق، لیبی، سوریه، یمن، و…مداخله نظامی کرده و به غیر از ده ها هزار کشته و زخمی، حدود ۶ هزار تریلیون دلار هم هزینه کرده است(بهنخستین نطق دونالد ترامپ در کنگره آمریکا بنگرید). اما تا حدودی که من اطلاع دارم، هیچ کس نگفته است که مسائلی که در آمریکا درباره کودکان رخ داده و می دهد، محصول مداخلات نظامی تجاوزکارانه این کشور است.

دوم- برخی نوشته اند:”همه ما، همه مردم ایران، به دلیل این فاجعه، بی شرف هستیم”. دوست فرهیخته ای در همین مورد نوشته است :

“چه بد و کریه گشته ایم همچون کفتاری که بچه ها را شکار می کند ، تا کجا سقوط کرده ایم وای برما چگونه بلند خواهیم شد و این زشتی های اخلاقی را از دامان این ملت خواهیم زدود. مریض ، گرگ صفت ، بی رحم و هرزه شده ایم”.

آیا این مدعیات صادقند؟ خیر. این اهانت ها و خود ویرانگری های “خودشکن”، اگر ۲۰ درصد هم صادق بودند، دلیل آن ربودن و مرگ بنیتا نبود. ایرانیان هم مردمانی مانند دیگر انسان ها بوده و هستند. به قول اندیشمند فرهیخته، بهاء الدین خرمشاهی، “انسان کامل” نداریم، همه ما “کاملاً انسانیم”. او این سخن را درباره حافظ گفت.

ما چون قدرت نداشتیم، استعمارگر هم نبودیم. اما کشورهای قدرتمند، استعمارگری کردند. ما چون قدرت نداشتیم، میلیون ها انسان دیگر جوامع را به بردگی نگرفتیم، اما آمریکایی های قدرتمند چنین کردند. ما چون قدرت نداشتیم، از طریق نسل کشی جوامع دیگران را فتح و اشغال نکردیم. اما اروپائیان با فتح آمریکا توسط کریستف کلمپ، ۹ میلیون شهروند بومی این سرزمین ها را نسل کشی کردند تا آمریکا را بسازند. ما چون بمب اتمی نداشتیم، آن را روی ژاپن نینداختیم و بیش از نیم میلیون ژاپنی را – به گفته جان راولز: متأثر از دیدگاه های نژادپرستانه رئیس جمور وقت آمریکا- قتل عام نکردیم. ما چون قدرت اقتصادی نبودیم، عراق را تحریم های فلج کننده نکردیم و نیم میلیون کودک عراقی را نکشتیم و وزیر امورخارجه به اصطلاح فمینیست مان- مادلین آلبرایت- نیز با افتخار نگفت که کشته شدن این همه کودک “ارزشش را داشت”. ما چون قدرت نداشتیم، با هواپیماهای بدون سرنشین، حدود ۶ هزار “مظنون” و “غیر نظامی” را در دوران اوباما نکشتیم. ما چون قدرت نداشتیم، تمامی شهروندان جهان، شهروندان آمریکایی، و دولتمردان متحدمان در دیگر کشورها را شنود نکردیم (به افشاگری های اسنودن بنگرید).

نگوئید آمریکای امروز، آمریکای دیروز نیست. دولت جرج بوش با دروغ ، فریب و سندسازی آگاهانه بسیار به عراق تجاوز نظامی کرد و این کشور و منطقه را به این روز انداخت. سازمان عفو بین الملل از همه کشورها خواسته است تا جرج بوش را به دلیل “ارتکاب جنایات جنگی در عراق” بازداشت کنند. دونالد ترامپ به دروغ گفته است که از اول مخالف حمله نظامی به عراق بود. اما هیلاری کلینتون که به حمله به عراق رأی داد، بارها به اشتباه خود اذعان و اعتراف کرد. اینک شاید هیچ کس پیدا نشود که از تجاوز نظامی به عراق دفاع کند. اما، اما، اما فلان سناتور جنگ طلبی که دائماً از حمله نظامی به ایران دفاع کرده و می کند، تمام افتخارش این است که در تجاوز عراق شرکت داشته و مردم بی گناه عراق را کشته است. هیچ کس هم نه تنها او را مذمت نمی کند که شرکت در تجاوز نظامی و کشتن مردم بی گناه افتخار ندارد، بلکه به او افتخار کرده و سناتورش هم می سازند.

در بحران اقتصادی پس از سال ۲۰۰۷ آمریکا، میلیون ها آمریکایی خانه های خود را از دست دادند. بانک ها و مدیران شان مقصر بودند. دولت های جرج بوش و باراک اوباما، به جای کمک به مردم و پرداخت وام های آنان به بانک ها، از جیب مردم، بسته های ۸۰۰ میلیارد دلاری به بانک ها کمک کردند و مدیران بانک های مقصر، از این کمک های دولتی (مالیات شهروندان) برای خود پاداش های ده ها میلیون دلاری برداشتند. آری آنان هم انسان هستند. بر ویرانه های نابودی زندگی شهروندان فقیر و طبقه متوسط کشورشان، میلیارد ها دلار به جیب زدند. یکشنبه ها هم در کلیسا حاضر شده و دعا می خوانند.

ما هم کاملاً انسان هستیم. با رذایل و فضایل اخلاقی خودمان. نه این که ایرانیان نمادهای رذیلت، بربریت و درندگی باشند. ما هم انواع و اقسام رذیلت های خودمان- دروغ گویی، ریاکاری، و…- را داریم.

روشنفکری و قهرمانی

روشنفکر هم انسان است. دوست دارد قهرمان شود. به عکس جوامع غربی، هزینه قهرمان شدن در جامعه ما زیاد نیست. روشنفکری ما در تقابل با دولت (نظام سیاسی)، همیشه قهرمان شده است. زمان پهلوی، شاه عامل همه مسائل و مشکلات بود و این گونه قلمداد می شد که با سرنگونی رژیم شاه، همه مسائل و مشکلات حل و رفع خواهند شد. اما چنین نشد. اینک جمهوری اسلامی مسئول همه مسائل و مشکلات قلمداد می شود و گفته می شود که با رفتن این ها همه مشکلات و مسائل رفع و حل خواهند شد. اما این مدعا نادرست ایست.

رژیم های استبدادی در طول تاریخ ما، از دل همین مردم بیرون آمده اند. آنان محصول طبیعی جامعه ما بوده اند. نقد مردم، نقد فرهنگ و باورهای مردم، فرد را قهرمان نمی سازد. نقد مردم و جامعه چقدر از آثار روشنفکری ما را اشغال کرده است؟

اگر مرد فاسدی همسرش را کتک زد، می گوئیم تقصیر جمهوری اسلامی است و به فرهنگ مردسالار طولانی مدت جامعه مان توجه نمی کنیم. ما از مرگ بنیتا هم برای قهرمانی خودمان استفاده می کنیم. آن را هم به گردن جمهوری اسلامی و سپاه و حضورش در سوریه می اندازیم. اما اصلاً توجه نمی کنیم که مردم خودشان در این موارد تا چه اندازه مسئول و مقصرند.

می توان حضور نظامی سپاه در سوریه و عراق را مستقلاً نقد و رد کرد. تا حدی که من می فهمم، دخالت در امور داخلی کشورها- خصوصاً دخالت نظامی- از نظر اخلاقی و حقوقی ناموجه است و باید هر گونه مداخله نظامی آمریکا، چین، روسیه، ایران، ترکیه، عربستان سعودی، اسرائیل، امارات متحده، و…در دیگر کشورها را نقد و محکوم کرد. یک بام و دو هوایی نداریم. در کلنگی کردن خاورمیانه، دست های بسیاری از دولت ها آلوده است. دولت آمریکا بیش از همه دولت ها در این فاجعه نقش داشته است. اما فقط و فقط روشنفکر وقتی قهرمان می شود، که تنها و تنها جمهوری اسلامی را عامل همه این فجایع قلمداد کند. جمهوری اسلامی هم به اندازه قدرت اش در این وضعیت مسئول بوده و هست. اما این ها چه ارتباطی به ربودن و قتل بنیتا ی بی گناه دارند؟

آدرس کانال تلگرام اکبر گنجی: https://telegram.me/ganji_akbar

با دیگران به اشتراک بگذارید: