بُردیم یا باختیم!؟ / حمید کاری

حدود یکماه هجمهٔ بی‌هدف، ناهماهنگ و صرفاً احساسی از جانب بازارچرخانانِ اصلاحاتچی به چندتن از وزرای دولت، نه‌تنها هیچ عایدی در برنداشت بلکه حداقل‌های ارتباطی را نیز به مخاطره انداخت.
علاوه براینکه جناب آقای مهندس بیطرف «بعنوان شاخص‌ترین اصلاح‌طلبِ پیشنهادی برای وزارت» را با قصور و عدم تعامل میدانی «تاحصول نتیجه» ‌؛ سوخت دادیم ‌ـ موقعیت و روابط دست‌وپا شکسته‌ای که قبلاً با وزرای مذکور داشتیم را نیز به چالش کشیدیم!
آیا آقایان : رحمانی‌فضلی، ربیعی و آذری‌جهرمی منبعد در جایگاه وزارت می‌توانند به اصلاح‌طلبانی که باتحریک عواطف هوادارانشان(بابت سردی کشمش و گرمی مویز) فضا را ملتهب میکنند، اعتماد داشته و قول آنان را سدید بشمارند؟! بجای پاسخ، کافی است خویش را جای وزرایی که برعلیه آنها کمپین عدم رأی به راه انداختیم، تصور کنیم.
اکنون کجایند کسانیکه هواداران را فقط برای هورا کشیدن می‌خواهند! چه دستآوردی برای ارائه به جامعهٔ امیدبسته و سال‌ها درانتظار‌نگه‌داشته شده، دارند؟
نگارنده که بواسطهٔ شفاف‌گویی و عریان‌نویسی‌هایش پیوسته ازسوی رفقای همسو (با همان روش امنیتی‌های حاکمیت) متهم به زیاده‌گویی و گاهاً تهدید به انگِ نفوذی و تخریبِ وجهه و…، ترغیب به خفقان می‌شود ‌؛ ازسنوات پیشین تاکنون (هرچند هیچکاره بوده و هست) به انحاء مختلف مورد مراجعهٔ بیکاران و گرفتاران از طیف حامی قراردارد. لیکن به‌رغم انعکاس و پیگیری تمام موارد، متأسفانه تا به الآن دریغ از برداشته شدن یک قدم… بطوریکه حتی از بازشدن یک گره از کار کسی را سراغ ندارم که اجابت شده باشد!
چه تعداد افراد و خانواده‌ها طی سالیان سختی که گذشت، جان و مال و حیثیت‌شان برباد رفت؟ مسئولیت باکیست؟
خودشان؟ که انتخابشان ظلم‌ستیزی بوده‌!
حاکمیت؟ که تبعیض وخودکامگی رواداشته!
پس ادعاها و وظایف ما(اصلاح‌طلبان)، چی‌شد؟
مانیفست ما چه می‌گوید؟
برنامه‌ای که افق مشخصی رانشان‌دهد، کجاست؟
ابهامات بسیاری «بخصوص برای مردم» وجوددارد که واگویی آنها، نمک‌پاشیدن برزخم است. لذا در چنین برزخی، باهدررفت پتانسیل و اشتیاق مردمِ علاقمند به مرام و منش سیداصلاحات و حضرتِ‌ماه «جناب مستطاب سیدمحمد خاتمی» ‌، همیشه بُرد را سخاوتمندانه! به رقبای مرموز هبه می‌کنیم و باخت را غمگینانه درآغوش میگیریم! و همچنان در حسرت رفع حصرها باقی‌می‌مانیم.

با دیگران به اشتراک بگذارید: