عربستان به دنبال تعیین خسارت سفارتخانه اش؛ آیا مرگ مشکوک سفیر رکن آبادی مطالبه می شود؟ / حسین علیزاده

 

در پی اعزام پرتعداد ۸۶۵۰۰ زائر ایرانی به حج امسال، نخستین نشانه ها برای رفت و آمدهای دیپلماتیک میان تهران و ریاض به چشم می خورد. بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران گفته که احتمالا با پایان موسم حج هیئت‌هایی از عربستان سعودی و ایران از اماکن دیپلماتیک خود در کشور مقابل بازدید می‌کنند.

در حالی که سفارت ایران در ریاض سالم و دست نخورده است، سفارت عربستان در تهران و کنسولگری این کشور در مشهد طی یورش هایی که در دی ۱۳۹۴ به این اماکن شد، به آتش کشیده و طبعیتا نیازمند تعمیرات هستند اگر بنا باشد هرگونه روابط دیپلماتیک میان دو کشور از کمترین آن (خدمات کنسولی) تا عالی ترین آن (برقراری روابط کامل دیپلماتیک در سطح سفیر) برقرار گردد.

بنابه اصل مصونیت دیپلماتیک اماکن دیپلماتیک (کنوانسیون وین ۱۹۶۱) و ادعای ریاض مبنی بر عدم تمهیدات لازم توسط دولت ایران برای جلوگیری از آن یورش ها، قاعدتا تعمیرات و بازسازی آن اماکن دیپلماتیک با تقبل هزینه از سوی ایران خواهد بود. از قضا، این همان چیزی است که سخنگوی وزارت خارجه تکذیب کرده و گفته که “این سفر ربطی به بحث غرامت ندارد و تاکنون در این خصوص صحبتی نشده است و چنین بحثی مطرح نیست.”

این تکذیب در حالی است که در موردهای مشابه مانند یورش هایی که به سفارت دانمارک یا سفارت بریتانیا در تهران صورت گرفته بود کلیه هزینه های تعمیرات و بازسازی از سوی ایران تقبل شد تا آنجا که گفته شد حتی قیمت شیشه های مشروبات الکلی نیز محاسبه و از ایران بازپس گرفته شد.

در واقع باید چنین گفت که تکذیبه سخنگوی وزارت خارجه صرفا نوعی لفاظی و بر اساس حفظ آبروست وگرنه این مدعا نه با منطق حقوقی و نه روال گذشته انطباق و سازگاری ندارد.

مطالبه گری عربستان برای تعمیر اماکن دیپلماتیک اش با هزینه ایران حتی اگر صورت واقع به خود نگیرد نافی مطالبه گری ایران از کشته شدن ۴۶۴ زائر ایرانی در حج ۱۳۹۴ نیست که در کمترین حالت ناشی از سوء مدیریت دولت میزبان حج بود.

اما، دیگر سناریو این است که حادثه حج ۱۳۹۴ نقشه ای از پیش تعیین شده برای ربودن دست کم سفیر پیشین ایران در بیروت بود که باز پس دادن جنازه گم شده او در آن سال تا سرحد تهدید عربستان توسط رهبر جمهوری اسلامی پیش رفت. این یعنی اگر تهدید عربستان توسط رهبرایران صورت نگرفته بود، شاید هرگز جنازه مرحوم سفیر غضنفر رکن آبادی پس داده نمی شد.

مدعای تصنعی بودن حادثه حج ۹۴ به منظور ربایش سفیرکلیدی ایران در بیروت که رازهای بزرگی از اطلاعات محرمانه ایران و حزب الله لبنان را در سینه داشت، وقتی باور پذیر می شود که به یادآوریم همان زمان، حسن قشقاوی معاون کنسولی و امور مجلس وزارت خارجه ایران با اشاره به موضوعات مطرح شده دربارهٔ احتمال ربوده شدن رکن آبادی در خاک عربستان، اظهار داشته بود که : “این مسائل تنها در حد گمانه زنی است، اما نمی‌توان به صورت قطعی این ادعا را رد یا تأیید کرد.” همچنین همان زمان علاءالدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، اعلام داشته بود که اگر، دولت عربستان سعودی، نتواند فرضیهٔ کشته‌شدن غضنفر رکن‌آبادی را اثبات کند، فرضیهٔ ربایش سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران، به‌عنوان فرضیه امنیتی قابل‌پیگیری خواهد بود.

اما، آنچه بیش از هر گمانه زنی موضوع ربایش و قتل او را جدی تر از هر چیزی می کند عبارت بود از اخباری که حکایت از تخلیه کلیه امعا و احشا و مغز او هنگام تحویل جنازه پس از دو ماه گم شدن داشت. این خبر حتی به تایید خانوده او نیز رسید. در همین راستا، ویدئویی از سردار سعید قاسمی منتشر شده که به صراحت تاکید می کند هنگامی که جنازه غضنفر رکن آبادی بازگشت داده شد “مغز ندارد. جگر ندارد. روده ندارد. پوچ تحویل دادند.”

او سپس با اشاره به این وضعیت که برای سفیر رکن آبادی تشریح کرد، گفت “یک مطالبه گر وجود ندارد و باز دارند می روند قرارداد ببندند بروند حج.”

اینک با اعزام امسال حجاج ایرانی در شرایط قطع رابطه دیپلماتیک میان تهران- ریاض روشن شده که هدف از حج امسال گشودن منفذی برای روابط دیپلماتیک بود که بنا به اعلام سخنگوی وزارت خارجه ایران به احتمال قوی شاهد دیدار هیئت های دیپلماتیک طی ماه های آینده باشیم. اما آیا آغاز گفتگوها با “مطالبه گری” همانطور که سعید قاسمی گفته، همراه خواهد بود یا بدون آن؟

از آن مهم تر، آیا قرار است سرنوشت فوت سفیر رکن آبادی مشخص شود یا نه؟ چرا که به قول علاء الدین بروجردی چنانچه عربستان نتواند فرضیهٔ کشته‌شدن غضنفر رکن‌آبادی را اثبات کند، فرضیهٔ ربایش سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران، به‌عنوان فرضیه امنیتی قابل‌پیگیری خواهد بود.

از یاد نباید برد که پیشتر از حادثه ۹۴، سفیر رکن آبادی در حادثه انفجار مهیبی که در آبان ۹۲ در بیروت رخ داده بود مورد سوء قصد قرار گرفته بود ولی به صورت معجزه آسایی جان به در برده بود. مفقود شدن او به مدت دو ماه در عربستان و تحویل جنازه بدون امعا و احشا و مغز او شواهدی است که حادثه مرگ او نمی تواند موضوعی عادی باشد.

با احتمال تغییر رویکرد دو کشور به سوی تنش زدایی آیا قرار است هیچ مطالبه ای نسبت به جانباختگان حج ۹۴ به ویژه سفیر رکن آبادی صورت گیرد؟

با دیگران به اشتراک بگذارید: