حسن بیادی: اقبال مردم به باند اصولگرایی نه تفکر کاهش یافته است ، مردم انتخاب نمی کنند بلکه برای لجبازى با یک تفکر بدون شناخت انتصاب می کنند

نگام ، سیاسی _ یک فعال سیاسی اصولگرا می گوید که بیش از ۵۰ درصد از گروه های اصلاح طلب با شورای عالی سیاستگذاری مشکل دارند و بیش از ۷۰ درصد گروههای اصولگرا هم با جمنا.

حسن بیادی سیاستمدار اصولگرا و دبیرکل جمعیت آبادگران جوان ایران اسلامی می گوید که احزاب اصلاح طلب و اصولگرا توسط کسانی اداره می شوند که هیچ علاقه ای به تحزب ندارند.

او همچنین معتقد است آنقدر که احزاب در جامعه ما مورد انتقاد قرار می گیرند باندهای متصل به قدرت و ثروت که در هر فصلی با یک نامی ورود پیدا می کنند مورد هجمه قرار نمی گیرند.این باندها ارتباطی به اصلاح طلبی و اصولگرایی ندارند شخصی است نه حزبی. به اینکه این موضوع مثبت است یا منفی کاری ندارم و فارغ از این موضوع نظرم را مطرح می کنم.

مشروح گفت و گوی اعتمادآنلاین با بیادی به شرح زیر است:

باتوجه به شرایطی کنونی احزاب سیاسى در کشور به نظر شما راه حلی وجود دارد که  موجب شود فعالیت های احزاب ، فصلی و منتهی به انتخابات نباشد؟
 احزاب و گروههای سیاسی در کشورمان سابقه طولانی دارند اما در هیچ زمانی اثر گذاری بیشتر از ۲۰ درصد نداشته اند .  قبل از انقلاب میزان اثر گذاری آنان ۱۰ درصد بود و بعد از انقلاب هم به ۲۰ درصد نمى رسد. احزاب همیشه مورد سوء استفاده قرار گرفته اند.
اما در خصوص اینکه چرا حزب شکل نمی گیرد، یک دلیلش این است که عضو حزب بودن مترادف با امنیتی بودن و اپوزیسیون بودن کشور است. از لحاظ فرهنگی و سیاسی در کشور ما کارکرد و معنی حزب جایگاه خودش را نداشته در حالیکه بخاطر نبود قوانین و دستورالعمل های لازم، تعریف احزاب در بین مردم بیشتر به یک باند شبیه است تا یک حزب لذا تحزب و تفکر حزبی نیاز به بسترهای فرهنگی و سیاسی دارد.
بیش از ۲۵۰ حزب، جمعیت، انجمن و… در کشور داریم که هیچ کدام اثر گذاری یک حزب را ندارند.
در انتخاباتها که می بینید احزاب ورود پیدا می کنند  باید بدانید که مردم انتخاب نمی کنند بلکه بخاطر لجبازى با یک تفکر یا یک باند سیاسى بدون شناخت انتصاب می کنند یعنى رقابت بى فایده است.
یعنی یک باند و  یا یک نفر می آیند با تخریب و افشاگریهاى بدون سند و مدرک و تحقیر ومنتسب نمودن مردم به فقر و بدبختى افکار عمومی را تحریک می کنند فلذا مردم با اگاهى کامل به آن کاندیدا رای نمی دهند و براى همین است کسی که رأى میاورد نه به شعارهاى انتخاباتى خود پایبند است و متاسفانه به مردم ، حزب و یا باند متبوع خود و هر سازمان  و گروه دیگرى  پاسخگو نمى باشد.

یعنی به نظر شما احزاب باید افراد را معرفی کنند و در این صورت است که افراد پاسخگوی مردم هستند؟
– بله، همینطور است. انقدر که احزاب در جامعه ما مورد انتقاد قرار می گیرند باندهای متصل به قدرت و ثروت که در هر فصلی با یک نامی ورود پیدا می کنند مورد هجمه قرار نمی گیرند.

منظورتان این است که باندهایی در انتخابات ظهور و بروز می نمایند که از بعضی کاندیداها حمایت می کنند؟
بله به همین شکل است.

این باندها اصلاح طلب هستند یا اصولگرا؟
– این باندها ارتباطی به اصلاح طلبی و اصولگرایی ندارند شخصی است نه حزبی. به اینکه این موضوع مثبت است یا منفی کاری ندارم و فارغ از این موضوع نظرم را مطرح می کنم.
– این باندها مردم را به سمتی می برند و باعث لجبازی آنها می شوند فلذا هیچوقت در شرایط عادی انتخابات ما برگزار نشده است. بلکه همیشه یک دشمن فرضی را براى مردم تعریف و براى تحریک بخش مهمى از مردم ، بسترهایى نابرابر را از طریق رسانه هاى مکتوب و دیجیتال ایجاد می نمایند تا به اهداف تمامیت خواهى خود نائل آیند بنابراین در این شرایط هیچ موقع حزب واقعى و اثرگذار تشکیل نمی شود چرا که رقابتی صورت نمی گیرد تا این اتفاق بیافتد.به نظر بنده در انتخابات ها مناظره ها نوعاً مخاصمه و مشاجره بوده است.

شما اشاره کردید که احزاب آن عملکردی که در عرصه سیاسی کشور باید داشته باشند را ندارند، سوال من در مورد اصولگرایان است که با توجه به تجربه های انتخابات های اخیر آیا نباید بازنگری در این جریان انجام شود؟
– من تفکیکی براى این معضلات قائل نیستم . وقتی اصول ایراد دارد و سیستم معیوب و خراب است تفاوتی ندارد یک مدت این جریان زمان را هدر میدهد و زمین می خورد و زمانی هم دیگران.

با این وجود شما فکر نمی کنید نیاز به بازنگری وجود دارد؟
– در اصلاح طلبی نیز به همین شکل وجود دارد و اینکه اینها در چند انتخابات پیروزى قاطع بدست آورده و برنده شدند به معنی این نیست که مشکلات حزبى آنان حل شده است.

به هر جهت مشکلاتی که در جریان اصولگرایان نمود بیرونی داشته بسیار بیشتر بوده…
– خیر، هنوز هم بخش مهمى از قدرت دست به اصطلاح اصولگرایان است.

در انتخابات ریاست جمهوری که گزینه اصلاح طلبان رای آورد، در شورای شهر نیز …
– آقای روحانی که اصلاح طلب نبود.

به هر جهت ایشان گزینه مورد حمایت اصلاح طلبان بودند…
– این ضعف اصلاح طلبان است و نشان می دهد که کسی را نداشتند

ضعف اصولگرایان نیست که از آقای روحانی به عنوان یک اصولگرا حمایت نکردند؟
– بحث من چیز دیگری است. شما صحبت های آقای روحانی را از اول انقلاب کنار هم بگذارید، ببینید که حتى ایشان کارگزارانی هم نیست. علیرغم اینکه حسن روحانی به صورت تنگاتنگ در کنار آقای هاشمی حضور داشت و معاون ایشان هم بود و در جنگ نیز با هم بودند اما مشی آنها بایکدیگر متفاوت است اگرچه در دو انتخابات گذشته ریاست جمهورى آقاى روحانى اصولگرایان عاقل و معتدل نقش مهمى را ایفا نمودند و الا ایشان در دور اول با مشکل مواجه مى شدند.

به هر جهت اصلاح طلبان در میان مردم اقبال دارند و از گزینه یا لیستی که حمایت می کنند، پیروز می شود…
– اگرچه حرف شما درست است اما یک مطلبی مهمى را می خواهم عنوان کنم که این حرکت یک حرکت حزبى نیست و بیشتر تأثیرات باندى است و اشتباه شما این است که اصولگرایی و اصلاح طلبى را مترادف حزب می دانید .

خیر اصولگرایی را یک جریان می دانم…
– بله جریان است و مشخص نیست این جریان اصلاح طلب یا اصولگرایی واقعی باشد. اتفاقا احزاب اصلاح طلب و اصولگرا توسط کسانی اداره می شوند که هیچ علاقه ای به تحزب ندارند اگرچه شرایط روز است که این نوع فعالیتها را به آنان دیکته مینماید.
– برگزاری این نوع انتخابات حزبی نیست بلکه باندی است. یعنی باند رای می آورد.

شما دلیل اینکه نظام حزبی در کشور ایجاد نشده را چه می دانید؟
– مجلس؛ قوانینی که در کشور مخصوصا در بخش مدیریت اجرایى سارى و جارى است متناسب قدرت و شوکت مملکتمان نیست و ایراد دارد. اگر ایراد نداشت این اتفاقات نمی افتاد. نوعا کشورمان از طریق مدیریت های جزیره ای اداره می شود در صورتیکه باید کشور به صورت سیستم پارلمانى و مدیریت یکپارچه اداره شود.

بعضا انتقادهایی به اداره شدن احزاب توسط ریش سفیدان جریانها مطرح می شود، نظر شما در این خصوص چیست؟
–  روش ریش سفیدی در در مدیریت هاى قومیتی و در حد محله و روستا و در مدیریت هاى درون سازمانى کاربرد دارد و نمی توان اسم آن را یک حرکت حزبی گذاشت.

راهکار حل این مشکلات را چه می دانید؟ آیا باید قانون اصلاح شود؟
بله، حل این مشکل و ایجاد نظام حزبی در کشور نیازمند قوانین جامع است اما مهمتر از آن بستر سازى فرهنگى براى توسعه تفکر حزبی درکشور است. ابتدا باید بستر سازی فرهنگی در این خصوص در کشور ایجاد و ضرورت اسقرار مدیریتهاى حزب احساس شود.
در حال حاضر نوعا مدیران ما تفکر امپراطوری دارند و از آن بیخبرند یکى از دلائل این است که جزیره ای کار می کنند و هر کسى را از مدیران اجرایى مشاهده میکنید نوعاًمی گویند هرچیزی که من می گویم درست و بقیه باید گوش بفرمان باشند و تفکر پادگانى بر آنان حاکم است.

سازوکارهای مختلف، جریانی در انتخابات اخیر فعالیت کردند، شورای عالی سیاستگذاری که پیش از انتخابات نیز فعالیت داشت اما سازوکاری که برای انسجام اصولگرایان تشکیل شد، “جمنا” بود. نظر شما در این خصوص چیست آیا همچنان قائل به ادامه فعالیت اصولگرایان ذیل این جبهه سیاسى و بقول شما باند سیاسى هستید؟
– همه اینها باند هستند. به نظر بنده بیش از ۵۰ درصد از گروههای اصلاح طلب با شورای عالی مشکل دارند و بیش از ۷۰ درصد گروههای اصولگرا با جمنا.

دلیل این مخالفت ها را چه می دانید؟
– فعالیت و اثرگذارى بعضى از باندهای متصل به قدرت و ثروت دلیل مخالفت برخی از گروهها با اینها است.

شما معتقدید که فعالیت باندهای قدرت و ثروت در جمنا بیشتر بوده؟
– بله، چون اصولگرایان بیشتر دستشان به قدرت باز است.

یعنی شما معتقد نیستید که انتخابات های اخیر نشان از کاهش اقبال مردم به اصولگرایان دارد؟
– اقبال مردم کاهش پیدا کرده منتها به باند اصولگرایی نه تفکر اصولگرایى .

دقیقا چه کسانی سردمدار تشکیل این باندها هستند؟
البته در این زمینه و ایرادهایى که به این نوع فعالیتها وجود دارد  تذکرى قابل ذکر و اهمیت است. تازمانیکه احزاب مؤثّر و فراگیر با قوانین و انتخابات ذیربط مستقر نشود کما فى السابق بصورت طبیعى باندها و سازمانهاى غیررسمى و بعضاً زیرزمینى جایگزین خواهند شد.