انتقاد از ولی فقیه تخریب «اهانت است»، اما انتقاد از رئیس جمهور خوب است / اکبر گنجی

 

تشویق انتقاد، انتقاد پذیری و بالا بردن میزان تحمل در برابر مخالفان از سوی آیت الله خامنه ای امری نیکوست. او در مراسم تنفیذ حکم حسن روحانی و در اولین دیدار کابینه جدید با وی ، دو بار از حسن روحانی خواست که سطح تحمل خود را در برابر مخالفان بالا برده و انتقادپذیر باشد. این مطالبه و تشویق و تأکید، واکنش ها و پرسش های بسیاری آفرید. اولاً: وضعیت مخالفان و منتقدان در جمهوری اسلامی چگونه است؟ آنان از چه میزان آزادی بیان و امنیت برخوردارند؟ ثانیاً: نظر آیت الله خامنه ای مبنی بر بالا بردن ظرفیت و تحمل در برابر مخالفان و منتقدان، فقط و فقط قوه مجریه را شامل می شود یا همه قوا را در بر می گیرد؟ آیا از رهبری- آیت الله خامنه ای- هم می توان انتقاد کرد و از او خواست که سطح تحملش در برابر مخالفان را افزایش دهد؟ آیا انتقادپذیری فقط ناظر به نهادهای انتخابی است یا نهادهای انتصابی را هم در بر می گیرد؟ آیا در نهادهای انتخابی، فقط و فقط شامل روسای جمهور زاویه دار با رهبری است یا روسای جمهور هماهنگ با رهبری را شامل می شود؟

انتقاد و تخریب و حمله و عیبجویی

آیت الله خامنه ای انتقاد را به معنای خاصی به کار می برد. اولاً: میان انتقاد با تخریب و حمله و عیبجویی تمایز قائل می شود. می گوید بسیاری از منتقدان، “خودشان انتقادپذیر نیستند! اگر کسی بگوید چرا این قدر پُرحرفی می کنی و چرا همه اش عیبها را می بینی، چرا مثل مگس فقط روی زخمها می نشینی، نقاط مثبت را هم ببین، بدشان می آید”. ثانیاً: انتقاد به معنای ارزیابی همزمان عملکرد مثبت و منفی یک مسئول یا نهاد است. ثالثاً: انتقاد باید به قصد اصلاح صورت گیرد. رابعاً: انتقاد بایددر چهارچوب اصول انقلاب، اسلام، قانون اساسی، امام، و…باشد. خامساً:مخالفانی که امنیت جامعه را بر هم نزنند، متوسل به خشونت نشوند،با مبانی نظام معارضه نکنند،دروغ پراکنی و شایعه پراکنی نکنند؛ آزاد هستند.

انتقاد از کدام اشخاص و نهادها

کارنامه جمهوری اسلامی در نزدیک به ۳۹ سال گذشته در برابر همه قرار دارد و داوری در مورد رعایت یا عدم رعایت آزادی بیان چندان دشوار نبوده و نیست. تبلیغ علیه نظام تا یک سال زندان دارد. اهانت به رهبری هم شش ماه تا دو سال زندان دارد. اگر اصل این دو جرم را نادیده بگیریم و صرفاً به مصادیق آن ها- یعنی سخنانی که افراد به دلیل بیان آن ها محکوم شده اند- توجه کنیم، خواهیم دید که انتقاد از جمهوری اسلامی یا برخی نهادهای آن و رهبری، تبلیغ علیه نظام و اهانت به رهبری به شمار رفته و مجازات شده است.

این نوشتار صرفاً ناظر به دیدگاه های آیت الله خامنه ای در این زمینه است.

یکم- انتقاد از رهبری

آیت الله خامنه ای هیچ گاه مشوق انتقاد از رهبری- یعنی خودش- نبوده است. او در پرسش و پاسخ دانشجویی ۴ اسفند ۱۳۷۷، در پاسخ یکی از دانشجویان درباره عدم امکان انتقاد از رهبری، ضمن تفکیک انتقاد از عیب جویی، گفت : “شما می گویید چرا به رهبری انتقاد نمی کنند! اوّلاً که عیبجویی از رهبری مگر چه حُسنی دارد؟ رهبری ای که در نظام جمهوری اسلامی اشاره‌ انگشتش باید بتواند در یک لحظه خطرناک و حسّاس، مردم را به جانفشانی وادار کند، آیا این مصلحت است که یک نفر به میل خودش بیاید بایستد و بدون حق و بدون موجب، نسبت به او بدگویی کند!؟ آیا این به نظر شما کار خیلی خوبی است!؟ این کار بد است؛ رواج نداشته باشد، بهتر است”.

پس انتقاد از رهبری بد است و بهتر است که صورت نگیرید. اما خامنه ای یادآور شد که، اولاً:اهل گفت و گو و شنیدن انتقاد است و در جلسات گوناگونی که با اقشار مختلف برگزار می کند، انتقادها را شنیده و به آن ها پاسخ می دهد. ثانیاً: در جامعه آزاد ایران، کتاب در نقد و انکار ولایت فقیه نوشته شده و با مجوز حکومت منتشر شده است. حتی در آن کتاب ها با تحریف اصل ولایت فقیه، آن را قیمومت بر صغیر و مهجور معنا کرده اند تا راحت بتوانند ردش کنند. در عین حال، نویسندگان منکر ولایت فقیه، هیچ مجازاتی نشده اند. ثالثاً: صد در صد موافق عملکرد مسئولان نظام نیست و در جلسات خصوصی از آن ها انتقاد می کند. رابعاً: در حوزه رهبری هم اگر فردی را مقصر بیابد، بدون اغماض برخورد می کند. خامساً: در مورد نهادهای انتصابی (قو قضائیه، صدا و سیما، بنیاد مستضعفان، و…) فقط می توان از رهبر سؤال کرد: آیا فرد بهتری وجود نداشت یا ندارد که به جای فلان مسئول قرار دهید؟ اما در مورد عملکردهای ناصواب نهادهای انتصابی، رهبر را نمی توان مورد پرسش و انتقاد قرار داد.

آیت الله خامنه ای در ۶ آبان ۱۳۸۸، دوباره درباره عدم امکان انتقاد از رهبری از سوی برخی نخبگان مورد پرسش قرار گرفت. او در پاسخ گفت :”اینی هم که گفتند از رهبری انتقاد نمی کنند، شما بروید بگوئید انتقاد کنند. ما که نگفتیم از ما کسی انتقاد نکند؛ ما که حرفی نداریم. من از انتقاد استقبال می کنم؛ از انتقاد استقبال می کنم. البته انتقاد هم می کنند. دیگر حالا جای توضیحش نیست؛ انتقاد هم هست، فراوان هست، کم هم نیست؛ بنده هم می گیرم، دریافت می کنم و انتقادها را می فهمم”.

این مدعا تا چه اندازه با واقعیت انطباق دارد؟ مگر ائمه جمعه و نظامیان و رهبران دستگاه قضایی دائماً افراد زاویه دار با رهبری را نفوذی دشمنان قلمداد نمی کنند؟

آیت الله خامنه ای کمترین انتقاد و تفاوت نظر با خودش را خیانت قلمداد می کند. او بر این باور است که هنوز در دوران انقلاب به سر می بریم و اگر کسی خلاف این مدعا را باور داشته باشد، خیانت کرده است. در ۶ شهریور ۹۶ به طلاب می گوید: “انقلاب ادامه‌ دارد. این که بعضی‌ها این ‌جور القا کنند، این‌ جور بنویسند و بگویند که «خب انقلاب یک حادثه‌ای بود، تمام شد؛ برگردیم به زندگی عادی»، این خیانت به انقلاب است؛ انقلاب تمام نمی شود”.

با سیاست ها و عملکرد فرهنگی دولت حسن روحانی هم کاملاً مخالف است. به همین دلیل حتی نمایشگاه بین المللی کتاب تهران را تحریم کرده و در آن شرکت نمی کند. اصطلاح “ولنگاری فرهنگی” را برای دولت روحانی ساخته است. به سه نمونه زیر بنگرید:

الف- خامنه ای دراول فروردین ۹۳ گفت : “آزادی غیر از ولنگاری است؛ آزادی غیر از رهاسازی همه‌ ضابطه‌ها است…چطور از ما توقّع دارند که خطوط قرمز اعتقادی و انقلابی کشورمان و جوانانمان را ندیده بگیریم؟ اگر یک کسی است که روح استقلال ملّی را نشانه می رود و می خواهد وابستگی را تئوریزه کند، استقلال را مسخره کند، دلهای جوانان را برای مستقل زیستن متزلزل کند، نمی شود در مقابل او بی‌ تفاوت ماند؛ باید در مقابل او عکس‌العمل نشان داد. یکی به ضروریّات اخلاقی و دینی جامعه اهانت می کند…آ‌ن‌ کسانی ‌که مبانی اسلامی را در ذهنها متزلزل می کنند، آ‌ن ‌کسانی ‌که شعارهای اصلی انقلاب را مورد تعرّض جدّی قرار می دهند، آ‌ن ‌کسانی ‌که نهاد خانواده را بی ‌ارزش جلوه می دهند و ازدواج را بی ‌معنی وانمود می کنند …نمی شود در مقابل اینها بی‌ تفاوت ماند”.

ب- خامنه ای در ۱۶ خرداد ۹۵ به نمایندگان مجلس گفت : “در مسئله‌ فرهنگ، بنده احساس یک ولنگاری می کنم…ضرر فلان‌ جور فیلم یا فلان‌ جور کتاب یا فلان‌ جور بازی رایانه‌ای یا امثال اینها را کسی جرئت نمی کند بگوید که نبادا متّهم بشوند به این که جلوی آزادی اطّلاعات و جریان آزاد اطّلاعات را گرفته‌اند…به مجرّد این که [در اینجا] یک فیلمی را ممنوع کردند یا فرض کنید که یک جریان رایانه‌ای را مثلاً محدود کردند یا ممنوع کردند، فوراً آنها سروصدا بلند می کنند، ما هم باورمان می ‌آید؛ ما هم باور می کنیم که واقعاً کار خطایی کرده‌ایم. نه آقا، باید مراقبت کرد! وظیفه‌ ما تولید کالای فرهنگی مفید و جلوگیری از کالای فرهنگیِ مضر است. بنده در این زمینه احساس یک ولنگاری‌ای می کنم”.

پ- خامنه ای در ۳ شهریور ۹۵ به اعضای کابینه حسن روحانی گفت :”آزاداندیشی غیر از ولنگاری است، غیر از اجازه دادن به دشمن است که از دالان آزاداندیشی و آزادعملی بخواهد ضربه بزند به [کشور]…فرض کنیم یک تئاتری یا یک فیلمی تولید بشود که تیشه به ریشه‌ ایمان این جوان ها بزند؛ این خوب است؟ این چیزی نیست که انسان از آن احساس خطر بکند؟…فرض کنید که یک شخصیّت فرهنگی هست که همه‌ عمر خودش را در راه انقلاب گذاشته، یک شخصیّت فرهنگی هم هست که هر وقت توانسته به انقلاب نیش زده؛ شما رفتارتان با این دو نفر چه‌ جور است…ما اگر به این نکات توجّه نکنیم و بر اثر جوّزدگی برویم سراغ مثلاً فرض کنید که فلان کسی که از بنِ دندان با انقلاب اسلامی و با حکومت اسلامی و با نظام اسلامی مخالف است، خب این خلاف یک حرکت فرهنگی عاقلانه است”.

دوم- انتقاد از نهادهای انتصابی: انتقاد از شورای نگهبان، سپاه پاسداران، بسیج، قوه قضائیه، مجلس خبرگان رهبری، مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورای عالی انقلاب فرهنگی، مدیریت حوزه های علمیه، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، و…؛ حداقل توطئه دشمن قلمداد می شود. به عنوان نمونه به سخنان آیت الله خامنه ای درباره انتقاد از شورای نگهبان بنگرید:

خامنه ای در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۷۸ در دفاع از شورای نگهبان گفت ، به “نظارت استصوابی” شورای نگهبان حمله های بی مبنا و بی اساسی می شود تا دشمن بتواند عناصر نفوذی مخالف اسلام و امام و جمهوری اسلامی را وارد مجلس، دولت و نظام کند. او نقدهای ناقدان بر نظارت استصوابی را جنگ روانی طراحی شده دشمن قلمداد کرد.

شورای نگهبان برای انتخابات مجلس هفتم بیش از دو هزار نامزد را رد صلاحیت کرد. تعداد زیادی از نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم هم جرو آنها بودند. اصلاح طلبان مجلس ششم دست به تحصن زدند ومهدی کروبی( رئیس مجلس)و سید محمد خاتمی(رئیس جمهور) به دیدار خامنه ای رفته و اعتراض شان را بیان کردند. وزارت کشور تحت فشار قرار داشت تا انتخابات را برگزار نکند. خامنه ای در ۲۴ دی ۱۳۸۲ در دیدار با اعضای شورای نگهبان- پیرامون رد صلاحیت گسترده – گفت :

“آنچه که در مسأله احراز صلاحیت به ذهنم می رسد، این است که احراز، وظیفه شورای نگهبان است و قهراً باید صلاحیتها را احراز کند…من البته به‌هیچ ‌وجه توصیه نمی کنم که کسی در مقابل افرادی[نمایندگان متحصن مجلس ششم] که می خواهند با قانون گردن‌ کلفتی کنند کوتاه بیاید؛ این را هم به آقایان گفتم، هم به بعضی از کسانی[کروبی و خاتمی] که برای شکایت پیش ما آمدند… افرادی که صدای کلفتی دارند و همه صدای آنها را می شنوند…اهمیت ندارند”.

خامنه ای در آستانه انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲، در ۷ اردیبهشت ۹۲ در دفاع از شورای نگهبان گفت : “این که گوشه و کنار بعضی‌ها اعتراض هائی می کنند، واقعاً غیر منطقی است؛ واقعاً بیجا است. حضور شورای نگهبان در قانون اساسی حقیقتاً یک حضور مبارکی است. تشخیص شورای نگهبان، تشخیص یک عده انسان های عادل، بی ‌طرف و بصیر نسبت به صلاحیتها است؛ این یک چیز مبارکی برای ما و برای همه‌ آحاد ملت است”.

خامنه ای در ۲۸ بهمن ۹۴ گفت که زیر سئوال بردن اقدامات شورای نگهبان و تخریب شورای نگهبان، برنامه آمریکا از اول انقلاب برای تعطیل کردن نهادهای قانون گذاری جمهوری اسلامی بوده است. برای این که اگر تصمیم های شورای نگهبان غیر قانونی شود، انتخابات، مجلس ها و دولت ها غیر قانونی خواهند شد. نیروهای داخلی هم ناآگاهانه یا از سر خیانت با این برنامه همراه شده اند. می گوید :

“یکی از کارهایی که آنها امروز بجد دنبال می کنند این است که شورای نگهبان را تخریب کنند…معنای تخریب شورای نگهبان این است و دشمن این را می خواهد. البتّه آن‌ کسانی که با دشمن در داخل هم‌ صدایی می کنند، بیشترشان ملتفت نیستند چه ‌کار می کنند. من متّهم نمی کنم کسی را به خیانت؛ ملتفت نیستند…تخریب شورای نگهبان، این که شورای نگهبان را ما زیر سؤال ببریم و بگوییم که تصمیم‌ گیری‌هایشان برخلاف قانون بوده است”.

خامنه ای در ۲۰ اسفند ۹۴ در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری دوباره به طور مبسوط به همین مسأله پرداخت و گفت ، من گلایه دارم از افرادی که با تبعیت ناخواسته و نادانسته از دشمن “برخی از اشکالات را متوجّه می کنند به شورای نگهبان”. آنها “احراز صلاحیت” ها را نقد می کنند، در حالی که در همه دنیا احراز صلاحیت برای مسئولیت ها مرسوم است. “چرا به شورای نگهبان این‌ قدر حمله می شود…من تعجّب می کنم که بعضی بنا می کنند نوشتن در روزنامه و این ‌طرف و آن‌ طرف و از این قبیل کارها علیه شورای نگهبان که چرا ما را رد کردید؛ ما صالح بودیم…نمی شود شورای نگهبان را تخریب کرد…یکی از چند مرکز مهمّی که از اوّل انقلاب سعی دستگاه تبلیغات اهریمنیِ صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها و استکبار بر این بوده است که آن را تخریب بکنند، شورای نگهبان است. ما نباید کمک کنیم و شورای نگهبان را تخریب کنیم به‌ خاطر این [ردّ صلاحیّت]…لجن ‌پراکنی کردن علیه شورای نگهبان حقیقتاً یک کار غیر اسلامی، غیر شرعی، غیر قانونی و غیر انقلابی است”.

خامنه ای در ۱۹ دی ۱۳۹۵ گفت :”دشمن دنبال این است که دستگاه‌ها و مجموعه‌هایی که مظهر اقتدار کشور و اقتدار ملّتند را تضعیف کند. شما می ‌بینید به سپاه، بسیج و شورای نگهبان حمله می شود”.

خامنه ای همیشه انتقاد از قوه قضائیه، سپاه، بسیج، و…را هم توطئه آمریکا و اسرائیل قلمداد کرده و می کند. به عنوان نمونه، پس از سخنرانی آیت الله خامنه ای در ابتدای سال ۱۳۷۹ که مطبوعات را “پایگاه دشمن” نامید و خواستار برخورد قوه قضائیه با آن ها شد، قوه قضائیه حدود یکصد رسانه را توقیف کرد و تعداد زیادی از روزنامه نگاران حقیقت گو را هم زندانی کرد. نمایندگان مجلس ششم هم به این رویه اعتراض کردند. آیت الله خامنه ای در ۷ شهریور ۱۳۷۹ در دیدار با اعضای کابینه خاتمی به این موضوع پرداخت و هشدار داد:

“اگر کسی به یک حکم قضایی اعتمادی ندارد، قوّه قضایّیه را تخریب کند. بدترین رفتار با قوّه قضایّیه یک کشور همین است که کسی به خاطر نپسندیدن صدور و اجرای حکمی از صدها و هزاران حکم، بنا کند کلّ قوّه قضایّیه و دادگستری کشور را زیر سؤال بردن و مورد اهانت قرار دادن. یکی هم یک حکم دیگر را قبول ندارد، دیگری هم حکم سومی را قبول ندارد؛ این‌ که مجوّز اهانت نمی شود. اهانت کردن و تخریب کردن و زیر سؤال ناشایست بردنِ قوّه مقنّنه – چه مجلس و چه شورای نگهبان که جزو قوّه مقنّنه است – برخلاف مصالح ملت و ناسپاسی نسبت به رأی ملت است”.

آیت الله خامنه ای در ۱۲ اسفند ۷۹ به دانشجویانی که از قوه قضائیه و دادگاه ها انتقاد کردند، گفت:”معتقدم زیر سؤال بردن قوّه‌ قضاییه در یک کشور، نقطه‌ی شروع فساد در آن کشور است. بنابراین نباید قوّه‌ قضایّیه را زیر سؤال برد…همه موظفند پیکره‌ قوه‌ قضاییه را به رسمیت بشناسند؛ ملاحظه کنند و آن را زیر سؤال نبرند…بنابراین در مقابل حکم دادگاه همه باید تسلیم باشند”.

در واقع انتقاد از سرکوب رسانه ها و روزنامه نگاران را تخریب و اهانت قلمداد می کند. خامنه ای در۱۹ دی ۱۳۹۵ انتقاد از سپاه و بسیج را هم برنامه دشمنان به شمار آورد و گفت :”شما می‌ بینید به سپاه حمله می شود، به بسیج حمله می شود، به شورای نگهبان حمله می شود، این ها همین است…لکن وجود یک قوّه‌ قضائیّه‌ مستقل و شجاع و قاطع را همه باید قدر بدانند؛ همه باید کمک کنند”.

سوم- انتقاد از نهادهای انتخابی: – آیت الله خامنه ای انتقاد از نهادهای انتخابی- خصوصاً قوه مجریه و رئیس جمهور منتخب- را مجاز به شمار آورده و تشویق می کند. البته میزان تشویق به انتقاد از قوه مجریه و رئیس جمهور در دوران حسن روحانی از همیشه بیشتر بوده است.با نگاه به مراسم تنفیذ حکم رئیس جمهور و دیدار سالیانه رئیس جمهور و اعضای دولت با رهبری در شهریور هر سال، می توان به تفاوت برخورد او با چهار رئیس جمهور دوران زمامداری اش در مورد انتقاد پذیری پی برد.

دوران هاشمی رفسنجانی

در اولین مراسم تنفیذ هاشمی رفسنجانی- در ۱۲ مرداد ۱۳۶۸- هیچ سخنی درباره انتقاد وجود ندارد. در اول شهریور ۱۳۶۹ کابینه به دیدار خامنه ای می رود. سخنی از انتقاد نیست و به مناسبت فرماندهی “فداکارانه و مدبرانه”جنگ ، نشان فتح توسط خامنه ای بر سینه هاشمی نصب می شود. در ۳ شهریور ۱۳۷۰ سومین دیدار کابینه صورت می گیرد و هنوز سخنی درباره انتقادپذیری و مخالفان وجود ندارد. در چهارمین دیدار در ۳۱ مرداد ۱۳۷۱ به شدت به مخالفان دولت می تازد که با هدایت دشمنان خارجی علیه چهره منور دولت سمپاشی می کنند. البته شخصاً برخی انتقادهای اقتصادی را مطرح می سازد.

در ۱۲ مرداد ۱۳۷۲ مراسم دومین تنفیذ هاشمی رفسنجانی برگزار می شود. از خطر رسوخ فساد فلج کننده سخن می گوید. خطر فرهنگی دشمن را گوشزد کرده و بر فرهنگ اسلامی به عنوان فرهنگ ملی تأکید می کند. در ۳ شهریور ۱۳۷۲ اولین دیدار کابینه جدید با او صورت می گیرد. او که از شر وزیران نامطلوب دولت اول هاشمی خلاص شده، می گوید احتمالا این همان “دولت کریمه” ای باشد که در دعا به ما وعده داده اند. از آنان می خواهد که همه جا نیروی حزب اللهی حاکم کنند. هیچ سخنی از انتقادپذیری و ضرورت انتقاد نیست. در دومین دیدار در ۹ شهریور ۷۳ از دولت تجلیل به عمل می آورد که “انصافا بیش‌ از آنچه‌ که‌ وعده‌ داده‌ بود عمل‌ کرده‌ است‌ که‌ مردم‌ از تحقق‌ آنها اطلاعات‌ کمی‌ دارند”. سومین دیداردر ۸ شهریور ۷۴ صورت گرفته و او از موفقیت های دولت تجلیل به عمل می آورد. چهارمین دیدار در ۸ شهریور ۷۵ صورت می گیرد. از اقدمات دولت پس از جنگ و “کارهای با ارزشش”- در زیرساخت های اقتصادی- تشکر می کند که موجب آبروی سیاسی ایران در جهان شده و در داخل هم زبان “بدخواهان و بدگویان و عیب گیران” که با انگیزه های بد عیب های کوچک را بزرگ می کنند، بسته است. سفارش می کند که به طبقه ایثارگران و بسیجی ها رسیدگی کنید و به “نق های” افرادی که در جنگ شرکت نداشته اند، اعتنایی نکنید. در ۹ مرداد ۷۶ آخرین دیدار با کابینه هاشمی صورت می گیرد. دلایل موفقیت دولت هشت ساله هاشمی را بر می شمارد. یکی از آن ها این بود که “این کابینه، یک کابینه کاری بود، نه یک کابینه سیاسی”. در پایان گفت:

“ارزیابی من از این دوره خدمتی و کارىِ شما مثبت است…بعضی اوقاتْ افرادی از بعضی از مسؤولین انتقاد می کنند – نسبت به بعضی از چیزها – انتقادها نباید به معنای نفی خدمتها و کارهای انجام شده، باشد. انتقاد به جای خود محفوظ است؛ باید خدماتِ اشخاصی که خدمت و تلاش خالصانه کرده‌اند، مورد نظر باشد. هیچ گاه انتقاد، به معنای نادیده گرفتن خدمات و کارهای بزرگ نیست”.

دوران سید محمد خاتمی

مراسم تفیذ حکم خاتمی در ۱۲ مرداد ۱۳۷۶ انجام شد. از ضرورت انتقاد و تحمل انتقاد سخن نگفت.

اولین دیدار کابینه خاتمی با خامنه ای در ۲ شهریور ۱۳۷۶ صورت گرفت. خامنه ای گفت لشکر با صدق و اخلاص[حزب اللهی ها و بسیجی ها] راکه در وقت ضرورت به کمک شما می آید، به عنوان یاران خود شناسایی کنید.

دومین دیدار در ۲ شهریور ۷۷ انجام شد. خامنه ای از توطئه های دشمن سخن گفت و افزود: “در داخل هم متأسّفانه کسانی هستند که در این جهت کار می کنند؛ همان کاری را می کنند که درست دشمن دنبال آن کار است: ایمان جوانان را ضعیف کردن، پیوند آنها را با نظام و با مسؤولان کشور سست کردن، آنها را به آینده بدبین و دلسرد کردن، آنها را نسبت به محیطی که در آن زندگی می کنند، بی اعتقاد کردن. این کارها متأسّفانه انجام می گیرد. البته از دشمن، غیر از تلاش خصمانه، توقّع دیگری نیست. آنچه که ما از خودمان توقّع داریم، این است که بایستی تلاشمان را در خنثی کردن هدفهای دشمنان متمرکز کنیم”.

سومین دیدار در ۲ شهریور ۷۸ صورت گرفت. خامنه ای به اصلی شدن موضوع قتل های زنجیره ای در جامعه و قلمرو سیاسی اعتراض کرد و گفت :

“آیا واقعاً مسأله عمده کشور، این چند فقره قتلی است که اتّفاق افتاد!؟ ما وزارت اطّلاعاتی داریم، دستگاههای دیگری داریم؛ مسؤولانی داریم؛ اینها می نشینند حل می کنند. آیا واقعاً مسأله اصلی کشور این است!؟ ما این همه مشکلات داریم، این همه مسائل و معضلات مردم وجود دارد؛ همه این ها کنار رفت و در برهه‌ای از زمان، اغلب بحثها، یا اغلب همّتها مسأله قتلها شد! این‌گونه نمی شود کار را با موفّقیت ادامه داد و پیش برد…البته من وظیفه‌ام است که از شخص جناب آقای خاتمی به عنوان رئیس جمهور محترم و دولت به صورت کلّی دفاع کنم و شما بدانید که دفاع خواهم کرد. نه این‌ که در مقابل دشمنان دفاع می کنم؛ حتّی در مقابل انتقادهای غیر صحیح دوستان – یعنی عناصر داخلی و عناصر مؤمن و عناصر خودی – دفاع می کنم؛ اما این به معنای آن نیست که دولت نباید در درون خود به نقد عملکرد خودش بپردازد. یک مقدار باید به نقدِ عملکردها بپردازید”.

چهارمین دیدار در ۷ شهریور ۱۳۷۹ انجام شد. خامنه ای در اوج مبارزه با اصلاحات، بستن رسانه ها و زندانی کردن روزنامه نگاران بود. متن کامل سخنان این دیدار را منتشر نکرده و صرفا به گزارش خبری آن اکتفا کردند. خامنه ای در مورد نقد و دفاع از دولت گفت :

“موضع‌ رهبری‌ و ملت‌ نقد منصفانه‌ و دفاع‌ واقع بینانه‌ از دولت‌ است‌ البته‌ دفاع‌ از عملکرد دولت‌ به‌ مفهوم‌ نادیده‌ گرفتن‌ برخی‌ کمبودها، خطاها و احیانا غفلتها و قصورها نیست‌ بلکه‌ به‌ معنای‌ تأیید جهت‌ صحیح‌ فعالیتها و تلاشهای‌ عظیم‌ این‌ مجموعه‌ است‌”.

قوه قضائیه و سپاه سرکوب را گسترده بودند و مجلس و دولت در برابر قوه قضائیه قرار گرفته بودند. خامنه ای گفت که دشمن قصد دارد چالش نظام با معاندان را به چالش قوای نظام با یکدیگر تبدیل سازد. بنابراین همه قوا باید متحد و یکپارچه باشند.

مراسم تنفیذ دومین دوره ریاست جمهوری خاتمی در ۱۱ مرداد ۸۰ برگزار شد. خامنه ای ابتدأ گوشزد کرد که رئیس جمهور اگر در چارچوب احکام فقهی و شریعت اسلامی عمل نکند، خود به خود معزول است. او سپس به نقدهای مخالفان و منتقدان اشاره کرد و گفت :

“یکی از مسائلی که دشمن به‌ طور جدّی در کشور تبلیغ می کند، مسأله اباحی گری است. اباحی گرىِ اعتقادی و عملی، یعنی پایبندی ها و تقیّدات و تکیه‌ گاههایی که یک انسان را در حرکت خود به سمت هدف مشخصی عازم و مصمم می کند، از او گرفتن و او را سرگردان و لنگ کردن. این را باید جدّی بگیرید. یکی از سیاستهای دشمنان اسلام این است که ایمان مردم را بگیرند و اعتقاد آنها به انقلاب را سلب کنند…این ها می خواهند اصل اعتبار انقلاب را زیر سؤال ببرند؛ انقلابی که یکی از افتخارات تاریخ بشری در زمان ماست…البته – متأسفانه – یک عده غافل، به صورت پادو در داخل هم همان ها را تبلیغ کردند و هنوز هم می کنند”.

بعد تأکید کرد که وظیفه دولت مقابله با فسادهای اخلاقی و منکرات است. انتقادهای نمایندگان مجلس و رسانه ها از شورای نگهبان و قوه قضائیه را هم تخریب و اهانت به شمار آورد.

اولین دیدار کابینه جدید خاتمی در ۵ شهریور ۸۰ با خامنه ای صورت گرفت. خامنه ای گفت که دولت باید پاسخگو باشد و برای هرکاری که انجام می دهد استدلال و توجیه قانع کننده ای داشته باشد. گاهی فردی که ۱۳ الی ۱۴ سال وزیر بوده و عملکردش قابل توجیه نبوده، در موضع اپوزیسیون قرار می گیرد و طلبکار هم می شود. رئیس جمهور و وزرأ و معاونینشان نباید تشنج سیاسی بیافرینند یا کار حزبی انجام دهند. “آدم های مسأله ‌دارِ جنجالىِ وابسته به فلان جناح و فلان حزب” را به کار نگیرید. در پایان گفت: “اگر من ببینم و تشخیص دهموزارتخانه‌ای راهی برخلاف راه صحیح حق – که قانون اساسی و سیاستهای نظام و اسلام برای ما معیّن کرده – حرکت می کند، دیگر از او حمایت نخواهم کرد؛ اگر لازم شد، با او مقابله هم می کنم. این وظیفه شرعی و قانونی من است”.

دومین دیدار در ۴ شهریور ۱۳۸۱ انجام شد. خامنه ای گفت آرزوی عدم موفقیت دولت غلط است، اما :

“معنای این حرف آن نیست که ما بگوییم هیچ‌ کس حق ندارد از دولت انتقاد کند؛ چون انتقاد به معنای تضعیف نیست. انتقاد اگر دلسوزانه و منصفانه باشد، کمک هم می کند. اگر انتقادی دلسوزانه هم نبود، بالاخره دانسته می شود. در مقابل حرکت دولت، اگر یک وقت عیب جویىِ غیرمنصفانه‌ای هم بشود، نخواهد توانست افکار عمومی و واقعیّتهای بیرونی را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین من نمی خواهم انتقاد را منع کنم؛ اما تخریب را چرا. تخریب به‌هیچ‌ وجه مصلحت نیست. با هیچ توجیهی کسی نمی تواند خود را قانع نماید که دولت را تخریب کند. البته شما مسؤولان دولت هم که بخشهای گوناگون در اختیارتان است، از انتقاد نه بترسید، نه خشمگین و ناامید شوید. این ‌طور هم نباشد که اگر روزنامه یا شخصی به بخشی از بخشهای دولت یا به کاری که دولت پدید می آورد، انتقاد می کند، مسؤولان آن بخش یا مسؤولان دولتی سراسیمه شوند. گاهی اوقات انسان می بیند یک حالت سراسیمگی در اینها پیدا می شود؛ نه، به‌هیچ‌ وجه سراسیمه نشوید؛ بالاخره انتقاد وجود دارد…بالاخره حرکتی صورت می گیرد؛ ممکن است مخالفان و منتقدانی داشته باشد. ممکن است یک اقدام شما کسانی را بحق یا بناحق عصبانی کند و آنها چیزی بگویند”.

سومین دیدار در ۵ شهریور ۱۳۸۲ صورت گرفت.خامنه ای گفت که فضای سیاسی کشور متشنج، زهرآگین و گرفتار مجادلات بی مورد است. نتیجه آن، افسردگی روحی مردم و کاهش علاقه آنان به نظام است. دولت باید بکوشد تا فضای کشور به دور از مجادلات و کشمکش های سیاسی شود. عده ای همه مشکلات و عیوب موجود (فقر، تبعیض، فساد، و…) را به نظام نسبت داده و نظام و قانون اساسی را زیر سئوال می برند. مشکلات ناشی از عملکرد مسئولان است:”باید ریشه مشکلات را بشناسیم و به خودمان نگاه نقّادانه کنیم؛ نقاط قوّت و ضعف را بیابیم و دلسوزانه به نقاط ضعف بپردازیم و آنها را برطرف کنیم”.

چهارمین دیدار در ۴ شهریور ۱۳۸۳ انجام شد. خامنه ای گفت که من به خاتمی گفته ام در سال پاسحگویی، در دو ستون گزارش “کارهای کرده مثبت” و “کارهای ناکرده” و “عملکرد منفی” را به مردم گزارش کنید. مناقشات بی حاصل میان قوای نظام باید به کلی کنار گذاشته شود. اما “نقد منصفانه و پاسخگویی منصفانه به نقد” به تقویت دولت و نظام منتهی می شود.

آخرین دیدار دولت خاتمی در ۱۰ مرداد ۱۳۸۴ با خامنه ای صورت گرفت.خامنه ای در تجلیل از خاتمی گفت : “ایشان در همه‌ این مدت، دشمنانی را که کمین کرده و خیز برداشته بودند، ناامید کردند. خیلی ها از سال ۷۶ – از اول تشکیل این دولت – می خواستند آقای خاتمی را در موضع مقابله و مواجهه‌ با نظام قرار دهند؛ خیلی هم تلاش کردند؛ ما شاهد بودیم. البته ریشه و مبنا و سلسله‌جنبان این تلاشها در بیرون از این مرزهاست؛ منتها کسانی هم متأسفانه همان انگیزه‌های فاسد و پلید را در داخل انعکاس می دادند. خیلی تلاش کردند، اما آقای خاتمی حقیقتاً مقاومت کردند”.

دوران محمود احمدی نژاد

مراسم تنفیذ اولین دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد در ۱۲ مرداد ۱۳۸۴ برگزار شد. خامنه ای درباره انتقادها گفت :”به انتقادها و عیوبی که برای ما می شمارند، گوش فرا دهیم و خود را اصلاح کنیم تا وقتی که با خدای متعال ملاقات می کنیم، بتوانیم عذر تقصیر داشته باشیم – ما که از تقصیر و قصور خالی نیستیم”.

اولین دیدار کابینه احمدی نژاد با خامنه ای در ۸ شهریور ۱۳۸۴ صورت گرفت. خامنه ای بسیار از احمدی نژاد و شعارهایش تعریف کرد و درباره آزادی گفتآزادی فکر، آزادی بیان و گفت و گو موجب رشد علمی و فرهنگی و فلسفی و کلامی می شود: “کارزار فکری باید باشد؛ منتها کارزار فکری عملاً به این شکل درنیاید که ما به قول سعدی، سگ را بگشاییم و سنگ را ببندیم؛ حربه را از دست اهل حق و اهل آن فکری که حق می دانیم، بگیریم؛ اما دست اهل باطل را باز بگذاریم که هر بلایی می خواهند، سر جوانهای ما بیاورند؛ نه، او حرف بزند، شما هم حرف بزنید و در جامعه فکر تزریق کنید. ما به تجربه دریافته‌ایم که آن‌جایی که سخن حق با منطق و آرایش لازمِ خودش به میدان می‌آید، هیچ سخنی در مقابل آن تاب پهلو زدن و مقاومت کردن نخواهد داشت”.

دومین دیدار دولت احمدی نژاد با خامنه ای در ۶ شهریور ۱۳۸۵ انجام شد. خامنه ای از دولت احمدی نژاد به عنوان “دولت اصول گرا” به شدت حمایت کرد و گفت که گفتمان شما، گفتمان انقلاب، امام و اسلام است. سپس به توضیح ویژگی های اصول گرایی پرداخت و در مورد یکی از شاخصه های آن گفت :”سعه صدر و تحمل مخالف؛ که از جمله‌ شاخصه‌هایی است که جزوِ پایه‌های اصولگرایی است. گاهی انسان از حرفی که می زنند، ناراحت هم می شود؛ حرص هم می خورد…اما در عین حال، انسان بایستی حلم به خرج دهد. حلم یعنی ظرفیت و تحمل صدای مخالف را داشتن. البته این به معنای آن نیست که دولت از عملکرد خودش دفاع نکند؛ نه، حتماً بایستی دفاع کند”.

سومین دیدار با خامنه ای در۴ شهریور ۱۳۸۶ صورت گرفت. خامنه ای گفت دولت پایبند به اصول و ارزش های انقلاب، امام، عدالت، خدمتگذار، پرکار، شجاع، قاطع، تحول گرا، نوگرا، استکبارستیز،و… است. در مورد انتقاد و انتقاد پذیری هم گفت :

“من حرفهایی را که مخالفان شما و منتقدان باانصاف و بی انصاف شما در زمینه‌ کارشناسی نشده بودنِ کارهای دولت ذکر می کنند، هیچ جدی نمی گیرم و آنها ملاک قضاوت من نیست…از انتقاد هم اصلاً عصبانی نشوید. بعضی از انتقادکن‌های از دولت، هدفشان این است که شما را عصبانی کنند، خسته کنند و از جا در ببرند؛ اصلاً انتقاد با این هدف انجام می گیرد. یا عیب جوییهای بی خود؛ دیده‌اید گاهی یک خبری را تیتر می کنند، بزرگ می کنند؛ فردا، پس‌ فردایش معلوم می شود اصلاً دروغ است و اصل ندارد! اینها هم کارهایی است که بعضی ها انجام می دهند. مطلقاً حالت عصبانیت و بی تابی نباید به شما دست بدهد. بعد هم شما از همان انتقاد – ولو غیرخیرخواهانه باشد – استقبال کنید؛ چون گاهی در انتقادهای خصمانه هم حقایقی وجود دارد که انتقاد کننده از روی خیرخواهی نمی گوید، اما انتقادش واقعی است؛ چه برسد آن کسانی که از روی خیرخواهی از شما انتقاد می کنند. اصلاً هیچ نرنجید و از انتقاد استقبال کنید”.

چهارمین دیدار در ۲ شهریور ۸۷انجام شد. خامنه ای – پس از کلی تعریف و تمجید از دولت احمدی نژاد که دولت انقلاب و ارزش ها و ضد استکباری است- گفت :”به انتقادها هم توجه کنید؛ انتقاد با تخریب فرق دارد. متأسفانه خیلی ها تخریب می کنند، ولی اسمش را می گذارند انتقاد. آن جایی که واقعاً انتقاد است و کسانی با نظر خیرخواهانه، نقاط مثبتِ کاری را توجه می کنند و نقاط اشکالش را هم ذکر می کنند، اینها را با سعه صدر گوش بدهید؛ نه این که همه جا قبول کنید – چون ممکن است آن منتقد اشتباه کرده باشد – اما گوش کنید تا آن جائی که واقعاً درست است از شما فوت نشود…مرز انتقاد و تخریب چیست؟ تخریب بکنند و اسمش را بگذارند انتقاد؛ یا از ما انتقاد بشود و ما تلقىِ تخریب از آن داشته باشیم. خب، باید مشخص بشود تخریب کدام است و انتقاد کدام است. معنای انتقاد آن ارزشیابىِ منصفانه‌ای است که یک آدم کارشناس می کند؛ نقادی همین است دیگر…آدم متأسفانه می بیند چیزهایی که به نام انتقاد از دولت و نقادی دولت، امروز گفته می شود، شکل همین تخریب را دارد: یعنی انکار امتیازات، قبول نکردن برجستگیها و کارهای خوب، و درشت کردن و برجسته کردن ضعفها. خب بله، ضعف هست. هر دولتی بالاخره ضعف دارد؛ انسانها ضعف دارند دیگر؛ ضعفها را بگویند، قوّتها را بگویند. جمع‌بندىِ کار یک دولت، آن وقتی است که ضعفها و قوّتها را منصفانه پهلوی همدیگر قرار بدهند؛ آن وقت می شود جمع‌بندی کرد. نه این که بیایند یکسره بنا کنند به بدگویی کردن و انکار کردن همه‌ خصوصیات”.

خامنه ای در۱۲ مرداد ۱۳۸۸ در مراسم تنفیذ احمدی نژاد گفت :”البته در کنار علاقه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مندان به رئیس جمهور محترم – که ایشان علاقه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مندان زیادی در داخل کشور، حتّی در خارج از کشور دارند – دو دسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ دیگر هم هستند که باید به اینها توجه کرد؛ یعنی حضور آنها را بایستی محاسبه کرد: یک دسته مخالفان عصبانی و زخم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خورده هستند. مطمئناً اینها در این دوره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ چهارساله، در مقام معارضه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ با دولت برخواهند آمد. مخالفت کردند، باز هم مخالفت خواهند کرد. لیکن یک دسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ دیگر هم هستند که اینها جزو نظامند، با رئیس جمهور، با نظام هیچ دشمنی‌ای ندارند؛ ممکن است منتقد باشند. این منتقدان را بایستی به حساب آورد؛ نظرات آنها را باید شنید؛ آنچه که قابل فهم است، قابل قبول است، آن را پذیرفت”.

اولین دیدار کابینه جدید احمدی نژاد با خامنه ای در ۱۶ شهریور ۸۸ انجام شد. خامنه ای که حدود سه ماه پس از جنبش انتخاباتی سبز حرف می زد، گفت :”بدانید سر راه، مشکلات خیلی زیاد خواهد بود، توطئه‌‌‌‌‌‌ها خیلی زیاد خواهد بود؛ علیه شماها، علیه این دولت و در باطن علیه این نظام. خیلی فکرها هست، خیلی تلاشها و توطئه‌‌‌‌‌‌ها هست و آماده باشید برای مواجهه‌‌‌‌‌‌ با انواع و اقسام بدخواهی ها و بددلی ها و بدبینی ها که اثرش هم در بیرون بروز خواهد کرد”. اما در مورد تخریب داخلی و دشمنان و انتقادپذیری افزود :

“برای شنیدن نقد، سینه‌‌‌‌‌‌ گشاده و روی باز و گوش شنوا داشته باشید. هیچ ضرر نمی کنید از این که از شما انتقاد کنند. البته این انتقادهائی که می شود، همه یک جور نیست. بعضی ها به قصد اصلاح نیست، بلکه به قصد تخریب است؛ داریم می بینیم دیگر؛ هم از مجموعه مطبوعات خودمان، هم پشتوانه آنها. ده‌‌‌‌‌‌ها رادیو و تلویزیون بیگانه و رسانه‌‌‌‌‌‌ عمومی و بین‌‌‌‌‌‌المللی در اختیار حرفها و افکاری هست که بنایش بر تخریب است؛ یعنی هیچ بنای اصلاح ندارند. آنچه که نقل می کنند و ذکر می کنند، برای تخریب است. لذاست که واقعیت و غیر واقعیت و خلاف واقع و ضد واقع، همه چیز تویش است. گاهی یک چیز کوچک را بزرگ می کنند، گاهی یک چیزی که نبوده، به عنوان یک حقیقت مسلّم جلوه می دهند. اینها البته هست. این، تخریب است. لیکن در کنار اینها، نقد هم وجود دارد؛ نقدهای مصلحانه، خیرخواهانه. گاهی از سوی دوستان شماست، گاهی حتّی از سوی کسانی است که دوست شما و طرفدار شما هم نیستند؛ گاهی اینجوری است. به انسان یک نقدی میشود؛ عیبجوئی ای از انسان می شود، انتقادی می شود، که آن طرف هم دوست آدم نیست که آدم به اعتماد دوستی او بخواهد بگوید که خوب، ما گوش می کنیم. نه، دوست هم نیست، اما دشمن هم نیست؛ دشمنی اش هم ثابت نشده. لیکن نقد است؛ انتقاد است. آن را هم حتّی باید گوش کرد. شاید در خلال این نقدها حرفی وجود داشته باشد که به درد ما بخورد و باید به هر حال با سعه‌‌‌‌‌‌ صدر برخورد بشود. این چند سال، خیلی اهانتها به شما شد، کینه‌‌‌‌‌‌ توزی شد، اهانت شد. اینها را تحمل کردید. این تحملها هم پیش خدای متعال اجر دارد. لیکن این موجب نشود که حالا ما سینه ‌‌‌‌‌‌مان تنگ بشود، بگوئیم ما دیگر انتقاد را گوش نمی کنیم، یا اگر کسی اندک انتقادی در فلان گوشه از ما کرد، این را حمل بر دشمنی بکنیم؛ نه، نخیر؛ انتقاد را گوش کنیم؛ انتقاد خوب است”.

خامنه ای در ۸ شهریور۱۳۸۹ در دیدار با کابینه احمدی نژاد به آنان گفت : “انتقادپذیری را در خودتان نهادینه کنید. باید جوری باشد که مسئولین دولتی انتقادپذیری را در نفس خودشان پذیرا باشند. البته این کار، سخت هم هست، اما باید با سعه‌ صدر برخورد کرد”.

سومین دیدار در ۶ شهریور ۱۳۹۰ انجام شد. خامنه ای درباره انتقادپذیری گفت :”ترس از این نداشته باشید که فلان منتقدی که احیاناً ممکن است مغرض هم باشد، حرفش با حرف شما تطبیق کند؛ خب بکند، چه اشکالی دارد؟ بگوئید بله، این انتقادی که به ما می کنند، وارد است. این را مطرح کنید، منتها بگوئید ما تصمیم داریم این را برطرف کنیم. بگوئید این کارها را کرده‌ایم، این کارها را هم خواهیم کرد. این توصیه‌ من است. البته در برخورد با انتقادهائی که احیاناً در رسانه‌ها و روزنامه‌ها یا بعضی از مراکز قانونی نسبت به دولت انجام می گیرد، دو جور رویکرد می شود داشت: یک رویکردِ توجیه و تبیین کننده است، این خوب است؛ یک رویکردِ مخاصمه است، این خوب نیست. اینجور نباشد که شما بگوئید چون به دولت حمله می کنند، چون انتقاد مغرضانه می کنند، پس ما هم بایستی اینجوری برخورد کنیم؛ نه، تبیین کنید”.

چهارمین دیدار در ۲ شهریور ۱۳۹۱ انجام شد. فقط تعریف و تمجید از دولت بود. تنها انتقاد، انتقاد از ناهماهنگی قوای سه گانه بود.

دیدار خداحافظی دولت احمدی نژاد با خامنه ای در ۲۳ تیر ۱۳۹۲ صورت گرفت. خامنه ای از کارنامه هشت ساله احمدی نژاد تعریف و تجمید به عمل آورد که از همه دولت های گذشته بیشتر و بهتر کار کرده اند و افزود : “مخالفین و کسانی که بی‌اطلاعند – بعضی از دستگاه‌های رسانه‌اىِ خارجىِ مغرض، و گاهی بعضی در داخل – برخی از چیزهائی را که جلوی چشم هم هست، انکار می کنند. یعنی کاری انجام گرفته، جلوی چشم است، همه می‌ بینند، منعکس شده، این را دوست دارند انکار کنند”.

دوران حسن روحانی

مراسم تنفیذ حکم حسن روحانی در ۱۲ مرداد ۱۳۹۲ برگزار شد. اولین دیدار کابینه روحانی با خامنه ای در ۶ شهریور ۱۳۹۲ انجام شد. خامنه ای بر ضرورت پیروی دولت از ارزش های انقلاب، امام، اسلام و مبارزه با استکبار تأکید کرد.

دومین دیدار کابینه روحانی با خامنه ای در ۵ شهریور ۹۳ انجام شد. گویی خامنه ای نقدهای زیادی داشته که فقط خبر جلسه را اعلام کردند. خامنه ای بر “رعایت خطوط قرمز و فاصله‌گذاری‌ها به ‌ویژه در موضوع فتنه‌ سال ۸۸ و سعه‌ صدر و آرامش در قبال انتقادهای منصفانه” تأکید می کند. گفت دولت باید از “دو قطبی کردن جامعه” پرهیز کند، “باید حتماً خطوط قرمز و خطوط فاصل رعایت شوند. مسأله‌ فتنه و فتنه‌گران، از مسائل مهم و از خطوط قرمز است که آقایان وزرا باید همان ‌گونه که در جلسه‌ رأی اعتماد خودبر فاصله‌گذاری با آن تأکید کردند، همچنان بر آن پایبند باشند”. در مورد انتقادپذیری دولت هم گفت:

“آقای رئیس‌ جمهور از برخی انتقادها ناراحتند که البته در برخی موارد هم واقعاً حق با ایشان است و برخی انتقادها، تند و گاهی غیر منصفانه هستند.لزومی ندارد که انسان بخواهد به هر مطلب یا انتقادی پاسخ دهد، زیرا در برخی مواردسکوت بهتر است؛ ضمن آن‌ که هر حرفی هم که بر ضد ما زده شود، این ‌گونه نیست که حتماً در ذهن افراد جامعه تأثیر بگذارد و مورد قبول قرار گیرد. انتقاد باید باشد، اما انتقاد باید با لحن خوب و منصفانه باشد و هدف از آن نیز بی‌آبرویی و سبک ‌کردن طرف مقابل نباشد که این روش قطعاً غلط است. پاسخ به انتقادها هم باید منطقی و با خونسردی داده شود. انتقادهای منصفانهدشمنی نیست، بلکه کمک به دولت است. یکی از مسائل بسیار مهم کنونی، آرامش روانی موجود در جامعه است که باید حفظ شود”.

سومین دیدار ۴ شهریور ۱۳۹۴ انجام شد. مهمترین تذکر، هشدار نسبت به نفوذ دشمن و تصمیم سازی دشمن برای دولت و نظام بود.خامنه ای تأکید کرد که باید مواضع انقلابی و صریح اتخاذ کنید. خامنه ای گفت که من نسبت به مسائل فرهنگی حساسیت ویژه داشته و گاهی به خاطر مسائل فرهنگی شب ها خوابم نمی برد. باید مانع انتشار کالاهای فرهنگی مضر و مسموم شوید.

چهارمین دیدار در ۳ شهریور ۹۵ برگزار شد. خامنه ای دوباره به شدت از سیاست های فرهنگی و عملکرد دولت در این زمینه انتقاد کرد و آن را “ولنگاری فرهنگی” نامید. در مورد فضای مجازی هم مطابق معمول تذکر داد و درباره انتقاد از عملکرد دولت هم گفت: “نخبگانِ بیرون هم نگاه می کنند به کارهای دولت؛ انتقاد کردن ضرری ندارد، ایرادی ندارد، منتها انتقادِ منصفانه باید باشد. انتقاد، به معنای ارائه‌ نقاط مشکل و راه حلّ آن نقاط و گشودن آن گره‌ها [است]، انتقادِ درست این است که به نظر من [اگر] باشد، خیلی خوب است”.

مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری حسن روحانی در ۱۲ مرداد ۹۶ برگزار شد. آیت الله خامنه ای خطاب به روحانی گفت : “از نظرات مخالف آشفته نشوید؛ مخالفین اگر نظری دارند، انتقادی اگر دارند، بگذارید انتقاد کنند، نظرات مخالف را بدهند؛ آشفته نباید شد؛ بالاخره کارهای سنگینی است. نقص هم در کارهای ما کم نیست، ممکن است کسانی انتقاد کنند به ما؛ انتقاد را بپذیریم – به ‌معنای تحمّل کردن- تحمّل کنیم”.

آیت الله خامنه ای در ۴ شهریور ۹۶ هم به مناسبت هفته دولت، در دیدار با اعضای کابینه حسن روحانی به او گفت: “تحمل شنیدن صدای مخالف را داشته باشید و با بالا بردن حلم خود که همان ظرفیت درونی است، از نقادی استقبال و استفاده کنید”.

سخن پایانی

از نظر آیت الله خامنه ای، انتقاد محدود به نهادهای انتخاباتی- قوه مجریه، قوه مقننه و شوراهای شهر- است. این عملی ضروری و نیکوست. خصوصاً در مورد زمامداران منتخبی که با رهبری فاصله و اختلاف دیدگاه دارند. انتقاد از رهبری و نهادهای انتصابی، عیب جویی، حمله و تخریب است. دشمن به رهبری آمریکا، انگلیس و اسرائیل به دنبال تضعیف رهبری، سپاه، بسیج، شورای نگهبان، قوه قضائیه، و…است. توطئه آنان نابودی جمهوری اسلامی از طریق تخریب خیمه و عمود نظام است. حتی انتقاد از رقیب انتخاباتی- یعنی ابراهیم رئیسی که توسط مقام رهبری به تولیت آستان قدس رضوی منصوب شده- به وسیله حسن روحانی که عملکردی جز اعدام و زندان و دوختن زبان ها نداشته است، از سوی آیت الله خامنه ای عوض کردن جای شهید و جلاد نام می گیرد.

در آمریکایی که آیت الله خامنه ای دائماً بدان می تازد، در هشت ماه اخیر، نه تنها انتقاد، بلکه بدترین تخریب ها و اهانت ها- حتی اهانت های جنسی- نثار شخص اول کشور- دونالد ترامپ- در همه رسانه ها شده و می شود. دشنام های جنسی به وسیله هنرمندان در اجتماعات و رسانه های پر بیننده آزادانه بیان می شود. هتاکی به رئیس جمهور هم بخشی از آزادی بیان و انتقاد به شمار می رود. همه روزه آزادانه در سراسر کشور علیه افکار و گفتار و رفتار او راهپیمایی صورت می گیرد.

وقتی دادگاهی حکمی صادر می کند، معترضان نه تنها به حکم اعتراض می کنند، بلکه علیه احکامی که تبعیض آمیز به شمار می روند، راهپیمایی صورت می گیرد.

همه روزه درباره میزان محبوبیت، اعتماد، عدم اعتماد و نفرت از شخص اول کشور نظرسنجی صورت گرفته و آزادانه در رسانه ها منتشر می شود. آیا امکان یک نظرسنجی آزادانه درباره آیت الله خامنه ای در ایران وجود دارد؟ آیا امکان انتقاد از زمامدارای مادام العمر آیت الله خامنه ای در صدا و سیما وجود دارد؟ اگر تحمل انتقاد یکی از فضائل اخلاقی است، خامنه ای از این جهت فقط و فقط خود را با دونالد ترامپ مقایسه کند. کدامیک از این نظر اخلاقی ترند؟

 

منبع : رادیو فردا

با دیگران به اشتراک بگذارید: