ناسزاگویی مودبانه حداد عادل به احمدی نژاد، آبرو بردن نادانسته از رهبر فرزانه! / حسین علیزاده

 

تشت رسوایی احمدی نژاد چند صباحی است که از بام افتاده و به بلندای فلک صدا در داده که انسان “تهی مغزی” را برای مدت ۸ سال طلایی بر این مملکت گماردند. اینک پرونده های کلان او یک به یک رو می شود. یارانش یک به یک او را ترک گفته اند. برخی از اعضای دولتش (مانند محسنی اژه ای) شمشیر را علیه او از رو بسته و علیه او اعلام مجرمیت کرده اند. نامزدیش برای ریاست جمهوری به “اتفاق آرا” در شورای نگهبان رد صلاحیت شد و…این ماجرا هنوز سر دراز دارد.

این تشت رسوایی را اینک پس از ۱۲ سال از آغاز سپردن کشور به دستان بی کفایت احمدی نژاد در سال ۸۴، حداد عادل به زبان مودبانه به فحش و ناسزا گرفته است. حداد عادل در بیان تهی مغز بودن احمدی نژاد، ناسزاگویی به او را به بیانی مودبانه بر زبان آورده و گفته که احمدی نژاد مانند “کامپیوتری است که برنامه اش را نداریم.”

از یاد نبریم احمدی نژاد گفته بود در جایی مَثَل  “آن ممه را لولو برد” به کار بسته بود و حداد به او تذکر داده بود که در جایگاه رییس جمهور آن مَثل را به کار نببند و بگوید “آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت”.

حال بر این مبنای سخنوری و نکته سنجی ادیبانه حداد عادل، توصیف احمدی نژاد “به کامپیوتری که برنامه اش موجود نیست”، چیزی در حد فحش و ناسزاگویی ادیبانه دانست. کامپیوتری که برنامه اش را کسی نداند، دستگاهی است مهمل و اضافی. دردی که دوا نمی کند هیچ؛ بر مشکلات نیز می افزاید چرا که کامپیوتر (از نوع ساده آن تا ابرکامپیوترها) دستگاهی است که داده و اطلاعات را برای تسهیل کار بشر پردازش می کند. یکی از ساده ترین کامپیوترها ماشین حساب است فرض کنید ماشین حسابی را به استخدام گرفته اید که محاسبات شما را تسهیل کند ولی بروندادهای آن برروی صفحه نمایش اشکال عجیب و غریبی است که هرگز برای شما آشنا نیست. آیا چنین دستگاهی کاری را بر شما تسهیل می کند؟ آیا به کار شما می آید؟ آیا بر مشکلات شما نمی افزاید؟ آیا آن را به دور نمی اندازید؟

فرض کنیم در رقابت اتومبیلرانی در نظر دارید در رقابتی نفسگیر با دیگران از نقطه “الف” به نقطه “ب” بروید. پیروزی در این رقابت انتفاع بیشماری دارد و شکست در آن زیان های بسیار (مثلا شرط بزرگی را خواهید باخت.) حالا در روز مسابقه سوار برخودرویی می شود که نمونه آن در هیچ جایی دنیا وجود ندارد. نه گاز و ترمز آن را می شناسید. نه فرمان و کلاچ آن را. نه آمپرهایش معنا و مفهوم برایتان دارد. آنگاه با چنین اتومبیلی می خواهید در مسابقه شرکت جویید. بدیهی است که به کارگیری این خودرو از روشن کردن تا راندن آن، اولین سردرگمی شماست. با این توصیف، جایگاه شما در این مسابقه چندم است؟

اگر احمدی نژاد را به مانند همان خودرو بدانیم که بکارگیری اش بر حرفه ای ترین رانندگان نیز ناآشناست آیا می توان با چنین به اصطلاح “خودرویی” وارد عرصه مسابقه جهانی شد؟ حال اگر او را به مانند کامپیوتری بدانیم که همین گیجی و گنگی رابرای کاربر ایجاد می کند آیا دردی را دوا می کند یا بر مشکلات می افزاید؟

قصه پر غصه گماشتن احمدی نژاد بر گرده کشور آنگاه دردناک تر می شود که به یادآوریم تمام ارکان قدرت از رهبری و سپاه و شورای نگهبان و روحانیت دولتی و…همین کامپیوتر دردسرساز را برای ۴ سال دیگر در سال ۸۸ بر گرده کشور گماشتند و در پایان نیز در روز تودیع آیت الله خامنه ای به او “خدا قوت گفت”.

تهی مغز بودن و بی کفایت بودن و دردسرساز بودن احمدی نژاد را حداد عادل به زبانی ادیبانه به کامپیوتری تشبیه کرد که به هیچ کار نمی آید. او با این توصیف نه صرفا احمدی نژاد را فردی “فاقد کارآیی” بلکه  فردی “زیانبار” ترسیم کرده است که زبان دیگران را نمی فهمد و زبانش را دیگران نمی فهمند.

در هیچ جای دنیا چنین فردی را به عنوان آبدارچی یک اداره نمی گمارند که در ایران به ریاست جمهوری گماردند و در پایان نیز به او خدا قوت گفتند.

اینک پرسش این است که آیا در سرتا سر نظام جمهوری اسلامی برای ۸ سال متمادی هیچ دستگاه نظارتی وجود نداشت که ناکارآمدی و زیانبار بودن احمدی نژاد را دریابد؟ آیا شورای نگهبان که وظیفه تشخیص “مدیر و مدبر بودن” نامزد ریاست جمهوری را برعهده داشت، حتی پس از ۴ سال نخست درنیافت که این فرد مدیر و مدبر نیست؛ هیچ؛ مخرب نیز هست؟

اگر شورای نگهبان این حقیقت عریان را درنیافت بر صلاحیت آن شورا باید تردید کرد و اگر دریافت چرا در ۸۸ او را رد صلاحیت نکردند؟

وانگهی اگر امروز حداد عادل به عنوان مشاور عالی رهبر جمهوری اسلامی، احمدی نژاد را اینگونه به باد ناسزا گرفته، چه پاسخی دارد که وقتی از او پرسش می شود چرا رهبر جمهوری اسلامی چنان فرد بی کفایتی را به عنوان یکی از اعضای مجمع تشخیص “مصلحت” نظام گمارده است؟

حداد عادل گرچه به زبان ادیبانه احمدی نژاد را به بادناسزا گرفته است ولی از آن مهم تر اینکه او ندانسته فرزانگی “رهبر فرزانه” جمهوری اسلامی را نیز به زیر تیغ نقد برده است. ۸ سال حمایت رهبر جمهوری اسلامی از احمدی نژاد بر کسی پوشیده نیست. آن کسی را که امروز حداد عادل “دستگاهی مهمل” توصیف کرده، رهبر فرزانه! جمهوری اسلامی “رییس جمهور دانشمند” توصیف کرده بود. گواه حمایت بی شائبه خامنه ای از احمدی نژاد همین بس که تا هم اینک هرگز خامنه ای کلامی در انتقاد از مدیریت احمدی نژاد در طول ۸ سال بر زبان نیاورده است که هیچ؛ او را “برادر مومن” دانسته بود که حضورش در انتخابات ۹۶ را به صلاح حال کشور نمی دانست.

“برادر مومن”  و “رییس جمهور دانشمند” مورد تقدیر رهبر همان است که امروز حداد عادل او را بسان کامپیوتر مهملی می داند که نه زبان کسی را می فهمد و نه زبانش را کسی می فهمد. این چنین کسی اینک به حکم رهبر، عضو تشخیص مصلحت نظام است.