آزادی یک شبه نمی آید! / سیدامیرحسین میرحسینی

آزادی یک شبه نمی آید! نگاهی به پروژه اصلاحات اجتماعی در عربستان

مدتی پیش و با کنار گذاشتن جنجالی بن نایف و افزایش قدرت محمد بن سلمان در کشور عربستان شاهد آن بودیم که برخی تغییرات تدریجی آغاز شد. این تغییرات که در روزهای اخیر بیشتر در رسانه‌ها پررنگ شده است ذیل مسائل فرهنگی و اجتماعی طبقه‌بندی می‌شود، تغییرات و اصلاحاتی همچون صدور مجوز به زنان برای رانندگی، فرمان تدوین قانونی طی دو ماه آینده برای حمایت از زنان در برابر آزار جنسی و کلامی، اجازه به زنان برای صدور فتوا و. . .

به موازات این اصلاحات فرهننگی و اجتماعی که در هفته های گذشته سروصدای بسیاری هم به پا کرده است شاه د آن هستیم که محمدبن سلمان درصدد اصلاحات گسترده اقتصادی نیز هست که تا به امروز در سطح رسانه‌ها کمتر به آن توجهی نشان داده شده است. اصلاحاتی که نتایج آن قطعا کم اهمیت‌تر از این تغییراتت اجتماع ی نخواهد بود. با نگاهی به برنامه‌های بن سلمان برای اصلاحات ساختاری در اقتصاد عربستان شاهد آن هستیم که سه موضوع جذب سرمایه خارجی و تلاش برای حضور گسترده‌تر از پیش شرکت‌های خارجی در عربستان و همینطور تلاش برای کاهش وابستگی اقتصاد این کشور به درآمدهای نفتی در صدر این برنامه‌ها قرار دارد. پرسش‌هایی که اکنون درباره آن چه در عربستان می‌گذرد پیش روی تحلیلگران قرار دارد عبارت است از:

۱ـ آیا این تغییرات به حوزه سیاسی نیز کشیده خواهد شد؟
۲ـ اصلاحات در عربسستان چه تاثیری بر سیاست خارجی این کشور و جایگاه عربستان در صحنه بین الملل می‌گذرد؟
۳ـ علت و هدف از این اصلاحات گسترده چیست؟

در هفته‌های اخیر حکومت عربستان از چند طرف تحت فشار بود.

اول اینکه کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل، به ابتکار کانادا و هلند، درخواست رسیدگی به جنایات جنگی در یمن توسط یک هیئت مستقل را داشت. این درخواست که با تهدید عربستان مبنی بر قطع روابط تجاری با اعضای کمیسیون روبرو شد، بالاخره هفته گذشته جامه تحقق به خود گرفت با این شرط که خاطیان در جنگ یمن به دیوان کیفری بین المللی ارجاع نشوند.

دوم، گزارش‌ها حاکی است که در یک ماه گذشته دستگیری مخالفان در عربستان شدت گرفته است. این دستگیری‌ها در پی بالا گرفتن شایعات کناره‌گیری ملک سلمان به نفع پسرش آغاز شد. نکته جالب توجه اینجاست که گفته می‌شود بعضی روحانیان برجسته هم در میان دستگیرشدگان هستند.

سوم در همینن چند روز اخیر سازمان دیده‌بان حقوق بشر با انتشار یک گزارش ۶۲ صفحه ای اعلام کرد که حکومت عربستان سعودی به روحانیون وابسته به حکومت مجوز داده است که از سخنان تحریک‌آمیز و نفرت‌برانگیز و صدور فتوا علیه اقلیت شیعه بهره بگیرند و خشونت را علیه شیعیان ترویج کنند.

زنان هنوز از بسیاری از حقوق اولیه خود محرومند اما موضوع دادن مجوز رانندگی به آنان یا پخش صدای آواز زنان در تلویزیون دولتی در جامعه به شدت سنتی عربستان، آنچنان چسمگیر و شوک‌آور بود که نه تنها وقایع فوق را تحت الشعاع قرار داد، بلکه محمد بن سلمان را به عنوان معمار مدرنیزه کردن عربستان و قهرمان مقابله با تفکر محافظه کارانه سلفی جایگاهی تازه بخشید.

در خصوص علل و اهداف محمد بن سلمان برای اجرای این اصلاحات گسترده دیدگاههای مختلفی وجود دارد. برخی از تحلیل گران نگاه بدبینانه‌ای به این تغییرات دارند و آن را نمایشی می دانند. آنان این تغییرات را به فشارهای خارجی ربط می دهند و اینکه سعودی‌ها با پذیرش اصلاحات اجتماعی قصد دارند فشارهای خارجی را کم کنند و به جای آن بتوانند دست به سروکوب داخلی و سیاست توسعه‌طلبانه بزنند.

اما به عقیده برخی دیگر از ناظران سیاسی در پشت این حرکت های اصلاحی، دلایل راهبردی هم وجود دارد. برنامه بلندپروازانه محمد بن سلمان با عنوان چشم انداز ۲۰۳۰ که بر اساس گزارش اندیشکده بروکینگز از طرح شرکت مشاوره آمریکایی مک کینزی الهام گرفته شده، برنامه مدرنیزه کردن عربستان تا سال ۲۰۳۰ است.

طبق طرح چشم انداز ۲۰۳۰ وابستگی اقتصاد عربستان به نفت باید تا آن سال از میان برود و جامعه‌ای مدرن در آن کشور شکل بگیرد. در چنان جامعه‌ای نمی‌توان از نیروی کار نیمی از جمعیت کشور یعنی زنان صرف‌نظر کرد. از طرفی در یک جامعه مدرن نمی‌توان ابتدایی‌ترین حقوق را از زنان سلب کرد. دادن مجوز رانندگی به زنان را باید در این چارچوب دید.

به عبارت دیگر بن سلمان برای موفقیت در اصلاحات اقتصادی، کاهش کمک‌های دولتی، خصوصی سازی شرکت‌های کلان و تقویت بخش خصوصی به مشاارکت زنان نیاز دارد و در این میان اعطای حقوق بیشتر به زنان، کنسرت و برنامه‌های فرهنگی می‌تواند به آراستن وجهه عربستان سعودی در غرب کمک کند. امید سعودی‌ها این است که این اقدامات به جذب سرمایه‌گذاران و تقویت صنعنت گردشگری کمک کند، صنعتی که تاکنون به آن اهمیت داده نشده است.
اما نگاه دیگری نیز وجود دارد که تغییرات اخیر در عربستان را ناشی از ضرورتی گریز ناپذیر می داند؛ ضرورتی که هرچه بیشتر در برابر آن مقاومت شود، هزینه‌های بیشتری را بر حکومت و جامعه عربستان بارk خواهد کرد. این ضرورت از کجا آمده است؟ حاکمان عربستان بر اساس تجارب گذشته و با ارزیابی دیروز به این نتیجه رسیده‌اند که برای امروز و فردا دیگر نمی‌توان با همان شیوه‌های کهنه ادامه داد و می‌بایست دیر یا زود اصلاحاتی را به خصوص در حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی انجام داد . تغییرات و اصلاحات صورت گرفته در عربستان حاصل فشار مردمی این کشور بوده است و به نوعی این اصلاحصات جبر جامعه است.

واقعیت این است که تضییقات اعمال شده در جامعه عربستان علیه زنان بیش از آنکه ماهیتی اسلامی و دینی داشته باشد، ریشه در نظام به‌شدت مردسالار عربستان و نظام قبیله‌ای اعراب بادیه‌نشین دارد. این ارزش‌های مردسالارانه به مرور خود را در فتاوا و دین روحانیون وهابی بازتاب داده و مشسروعیتی دینی نیز برای این محدودیت‌ها علیه زنان به وجود آمده است.

این نظام برای صدها سال در میان جوامع قبیله‌ای عربی حاکم بوده و به ظاهر مشکلی نیز نداشته است. وضعیت زنان در این جامعه در چارچوب سنت قبیله‌ای و فتاوای روحانیون وهابی تعریف شده بود و هیچ‌کس نسبت به آن معترض نبود، زیرا بدیهدی شمرده می‌شد. ولی با آغاز تحول اجتماعی و رشد آموزش و شهرنشینی و بالا رفتن درآمد سرانه به علت فروش نفت، کل ماجرا دچار تحول شد. مردان سعودی به موازاتی که درس می‌خواندند، نمی‌توانستند با زنان بی‌سواد و کم‌فرهنگ زندگی کنند. اصولا بهره‌مندی از زندگی مدرن، نیازمند حدی از آموزش و فرهنگ است که باید از طریق تحصیل کسب کرد. در نتیجه زنان وارد آموزش شدند. تحولات مهمی در جامعه عربستان رخ داد که آنان را مجبور کرد تا راه را برای تحصیلات زنان باز کنند.

نظام مردسالار آنان تاکید داشت که معلم دختران و پزشکان و پرسنتاران برای زنان از جنس خودشان باشد، از این رو زنان وارد آموزش عالی شدند تا این نقش را ایفا کنند. همین تحول کافی بود تا مطالبات آنان برابری‌طلبانه شود و علیه نظام مردسالار گذشته قیام کنند و کم‌کم استقلال خود را درخواست نمایند.

بنابراین آن نگاهی که اصلاحات در عر بستان را نوعی حرکت سطحی، دستوری و فرمایشی قلمداد می کند نگاه جامع و کاملی نیست. بررسی وضعیت رشد علمی دانشگاه‌های عربستان و دیگر شاخص‌های توسعه انسانی این کشور نگاه واقع‌بینانه‌تری به‌دستت می‌دهد.

رتبه علمی دانشگاه‌های عربستان طی سال‌های اخیر با رشد فزاینده روبه‌رو بوده است. به‌طور مثال دانشگاه ملک عزیز با سابقه ۵۰ساله در مرز ورود به جمع ۱۰۰دانشگاه برتر دنیاست. ممکن است شائبه پرداخت دلارهای نفتی برای قرار گرفتن در این سطح مطرح شود اما در فضای رقابت‌های علمی تاثیر چنین اقداماتی متصور نیست. براساس آمار سال ۲۰۱۴، میانگین سطح سواد در عربستان به ۹۴.۷درصد رسیده و میزان باسوادی زنان ۹۱.۴درصد بوده است. نرخ مشارکت اقتصادی زنان عربستانی نیز طی سال گذشته میلادی به ۲۰درصد رسیده است. در کنار اینها، با اعمال سهمیه‌بندی جنسیتی در مجلس عربستان، سهم زنان از کرسسی‌ها به حدود ۲۰درصد رسیده است. هرچند سازوکار مجلس عربستان با سازوکار مجالس کشورهای دمکراتیک فاصله زیادی دارد اما توجه به ضرورت حضور زنان، یک نگاه جدید است؛ نگاهی که در چارچوب طرح چشم‌انداز ۲۰۳۰این کشور قرار می‌گیرد.

ضمن اینکه این واقعیت را نمی‌توان از نظر دور داشت که اینگونه اصلاحات حتی اگر فرمایشی و از بالا به پایین باشد، براساس قاعده تأثیر و تأثیر متقابل قانون و فرهنگ، به نتیجه خواهد رسید و سرانجام زنان عربستان هم شاهد ارتقای جایگاه خود در بطن جامعه و خانواده خواهند بود.

ولی فراموش نکنیم که این تحولات به صادگی رخ نخواهد داد. نیروهای سنتی و پاسداران وهابیت به نام دین حکم می‌دهند و همچنان قدرت دارند. گشودگی در حقوق زنان بیش از آنکه زنان را رام و مطیع و همراه کند، موجب بیان فزاینده مطالبات آنان خواهد شد. برای چندین دهه جلوی بروز جوشش دیگ مطالبات گرفته شده بود، در حالی که دیگ بر روی آتش بود و فشار داخلی آن افزایش یافته است. بنابراین دور از انتظار نیست که در آینده شاهد مشکلات داخلی عربستان باشیم. اگر امکان داشت که یک فرد یا دوولت هرچه اراده کند انجام دهد و هیچ هزینه‌ای متوجه آن نشود، دنیا خیلی زودتر از اینها به نقطه مطلوب رسیده بود.

سیدامیرحسین میرحسینی