رد پای احمدی نژاد در دزدی های تیم نفت تهران با مدیران غیر فوتبالی / مانی آریایی

مدیران باشگاه نفت پس از فرار از دست محمود احمدی‌نژاد و ایده‌های عجیب و غیرکارشناسی‌اش،‌ با انتخابی صحیح، یک مربی تراز اول مانند «حسین فرکی» را از همان فصل نخستی که در لیگ برتر حضور یافت بالای سر تیم قرار دادند. فرکی به درستی ساختار فنی تیم را درست کرد و ۲ سال هم روی نیمکت این تیم فعالیت کرد و نتایج خوبی هم کسب کرد و بعد به فولاد خوزستان پیوست. مدیران نفت برای تداوم کار ساختاری بازهم یک مربی سازنده را برگزیدند و «منصور ابراهیم‌زاده» از اصفهان به دیار غربت آمد و سرمربی نفت تهران شد. بعد از یک فصل،‌ ابراهیم‌زاده هم راهی پیکان شد و «یحیی گل‌محمدی» باانگیزه که به تازگی از پرسپولیس استعفا کرده بود، به سرمربی‌گری این تیم منصوب شد و برای نخستین‌بار هم نفت را به مسابقات لیگ قهرمانان آسیا رساند. یحیی هم پس از یک سال از نفت کنار رفت و «علیرضا منصوریان» که با پاس همدان نتایج ضعیف و با تیم ملی امید نتایج خوبی کسب کرده بود به سرمربی‌گری نفت منصوب شد.

دیروز مبلغ بدهی‌های باشگاه نفت تهران به افراد مختلف منتشر شد که ارقام بالایی هم در آن وجود داشت، ولی نکته‌ای که مورد توجه اینجانب قرار گرفت، مبلغ قرارداد و بدهی به مرحوم علی‌اکبر دارستانی، بدن‌ساز توانای این تیم بود؛ قرارداد: ۳۶۵ میلیون تومان؛ پرداختی تاکنون: ۱۰۰ میلیون؛ بدهی: ۲۶۵ میلیون تومان.

حالا بنده از جزئیات پرداخت همان ۱۰۰ میلیون تومان هم مطلع نیستم که آیا در دوران حیات آن مرحوم که ۲ سال از آن می‌گذرد، مبلغ به ایشان داده شده یا بعد از درگذشت مرحوم دارستانی، به خانواده ایشان پرداخت شده، ولی متاسفانه بدهی ۲۶۵ میلیونی نفت به وراث آن مرحوم، هنوز هم پرداخت نشده!

به قصه هزار و یک شب باشگاه نفت از زوایای مختلف توسط دوستان رسانه‌ای‌ام بارها پرداخته شده؛‌ بنده حقیر می‌خواهم از بعد انسانی و مدیریتی به این معضل فوتبال کشور بپردازم.

پنجم تیرماه ۸۹، نفت تهران پس از سال‌ها دوری از سطح نخست فوتبال ایران به لیگ برتر صعود کرد و تاکنون نیز مانده است. آن زمان مدیریت باشگاه در اختیار وزارت نفت بود و به‌رغم آنکه طبعا باشگاه نفت می‌بایست از نظر مالی اوضاع خوبی می‌داشت و بازیکنان گران‌قیمت می‌خرید ولی با یک استراتژی صحیح،‌ جذب بازیکنان بااستعداد، جوان و ارزان‌قیمت و همین‌طور افزودن بازیکنان تیم‌های پایه نفت به تیم اصلی را برگزید.

در این بین حواشی‌ای نظیر دستور رئیس‌جمهور وقت برای انتقال نفت به اراک برای تبدیل‌شدن آن به سرنوشت پاس تهران بزرگ[همدان]، صبا[قم] و پیکان[قزوین] ایجاد شد که با مقاومت رسانه‌ها محقق نشد. البته امروز که اوضاع وخیم حاکم بر نفت را مشاهده می‌کنیم، می‌گوییم کاش پاس در تهران مانده بود و نفت به اراک یا همدان یا هر جای دیگر منتقل می‌شد تا امروز نام و نشانی از آن باقی نبود!

روند روبه‌رشد نفت پس از ۴ سال کار زیرساختی درست، با علیمنصور هم تداوم یافت. البته ضمن آنکه باید اذعان کرد منصوریان مربی خوبی شده بود، از نقش مدیریت باشگاه که اصولگرایانه‌، بستن تیمی ارزان ولی خوب، باانگیزه و پراستعداد را سرلوحه کار خویش قرار داده بود، نباید غافل شد. هم‌چنین به منصوریان تیمی به ارث رسیده بود که چهارسال، سه‌تن از مربیان خوب فوتبال روی آن به خوبی کار کرده بودند و ضمناً اغلب بازیکنان اصلی تیم نیز سال‌های سال کنار یکدیگر بازی کرده و کاملاً هماهنگ بودند. سال نخست حضور منصوریان، تیم نفت تا آستانه کسب قهرمانی لیگ برتر هم رفت و با یک برد در تبریز قهرمان لیگ برتر می‌شد؛ بازی‌ای که تراکتورسازی و نفت به تساوی رسیدند تا شیپور قهرمانی در اصفهان به صدا دربیاید. منصوریان و نفت به جمع هشت‌تیم برتر آسیا هم راه یافتند که برای تیمی ارزان‌قیمت و بی‌تماشاگر نتیجه‌ای فراتر از تصور بود.

۶ مشکلات نفت از فصل دوم سرمربی‌گری منصوریان آغاز شد. قبل از آغاز فصل ۹۵-۹۴ مدیران وزارت نفت به‌ویژه شخص وزیر تصمیم گرفتند تیم‌داری نکنند؛ آن‌هم در حالی‌که باشگاه نفت به قدری مقتصد بود که هرگز حتی با بازیکنان بزرگ هم قراردادهای میلیاردی نمی‌بست. از آنجا که زمان زیادی تا شروع فصل باقی نمانده بود، تغییر مالکیت به تأخیر افتاد ولی مدیران وزارتخانه حتی همان نقش نظارتی و پرداخت‌های مختصری که متعهد بودند را نیز انجام ندادند و بدین ترتیب تیمی که رو به صعود بود با سر به زمین خورد.
تمام فصل به سختی برای بازیکنان گذشت؛ بارها و بارها اعتصاب کردند؛ همین مرحوم دارستانی ـ چه‌بسا به دلیل فشارهای روحی ناشی از بدعهدی‌ها ـ جان به جان‌آفرین تسلیم کرد و تیمی که فصل قبل تا قهرمانی لیگ برتر ۲ امتیاز کم آورد،‌ به قهقرا رفت.

با پایان فصل، مدیرعامل باشگاه رسماً کناره‌گیری کرد، سرمربی تیم به استقلال پیوست و بازیکنان خوب تیم نیز تار و مار شدند. مالکیت باشگاه به بخش خصوصی‌ ناشناخته‌ای واگذار شد تا فقط بهره تبلیغاتی آن نصیبشان شود و باشگاه سیر نزولی را ادامه دهد. مالکان جدید فقط موقع گرفتن عکس با «علی دایی» سرمربی جدید تیم دیده شدند و با شروع فصل دیگر تلفن‌های هیچ‌کس را پاسخ ندادند.

فصل با قهرمانی اعجاب‌آور نفتی که عملا بی‌صاحب بود در جام حذفی و راه‌یابی سه‌باره به لیگ قهرمانان آسیا به پایان رسید و دایی بلافاصله پس از پایان بازی‌ها از این باشگاه فرار کرد(!)‌

قصه مالک جدید باشگاه و انتصاب یک روز در میان حمید درخشان و علی کریمی هم که نقل همه محافل است و الان چیزی که مشخص نیست، وضعیت پرداخت پول‌های طلبکاران باشگاهی است که جز اخبار عجیب و اغلب منفی از آن نمی‌شنویم.

وقت آن رسیده که مالک باشگاه، پرداخت طلب کسانی که با این باشگاه همکاری کرده‌اند،‌ را آغاز کند و پیش از همه،‌ بدهی باشگاه به خانواده مرحوم دارستانی را تسویه کند.