آغاز روندی دیگر در عراق؟! / یادداشت

صابر گل عنبری
روزنامه نگار و تحلیلگر سیاسی

پنجشنبه شب اتفاق بی‌سابقه‌ای در بغداد روی داد که می‌تواند سرآغاز تحولات بی‌سابقه‌ای در این کشور باشد.
سازمان ضد تروریستی عراق که تحت مدیریت مستقیم نخست وزیری است و نیروهای آن به وسیله افسران آمریکایی‌ آموزش دیده‌اند، با حمله به مقر گردان‌های حزب الله از نیروهای اصلی تشکیلات حشد شعبی ۱۳ نفر از اعضای این گردان‌ها را بازداشت کردند.

حرف و حدیث‌ها درباره نیروهای شرکت کننده در این حمله و بازداشت زیاد است و عده‌ای از مشارکت نیروهای آمریکایی هم سخن گفته‌اند، اما دولت عراق پس از ۱۴ ساعت سکوت از طریق فرماندهی عملیات مشترک به عنوان عالی‌ترین تشکیلات امنیتی نظامی این کشور با صدور بیانیه‌ای به تشریح واقعه پرداخت و علل این عملیات را حملات “غیر مستقیم” حزب الله عراق در گذشته به “مراکز دولتی و نظامی و سفارتخانه‌های خارجی … منطقه سبز و فرودگاه بغداد” و “رصد تصمیمات جدید برای انجام عملیات تیراندازی به اهداف دولتی در منطقه سبز” عنوان کرد.

تا لحظه نگارش این یادداشت افراد بازداشت شده با وجود وساطت‌ها و تهدیدات نیروهای حشد شعبی آزاد نشده و دولت اعلام کرده که دستگاه قضایی باید در این باره تصمیم بگیرد و قاضی مسئول پرونده نیز همه چیز را به پایان تحقیقات موکول کرده است.

فارغ از این مسائل اداری، بر کسی پوشیده نیست که این عملیات با دستور مستقیم مصطفی الکاظمی نخست وزیر صورت گرفته و دور از ذهن است دستگاه قضایی هم بدون موافقت وی دستور آزادی بازداشت شدگان را صادر کند.
به هر حال، آزادی این افراد هم آنچنان از پیغام و پسغام‌های این اقدام و تحولات بعدی مترتب بر آن نمی‌کاهد. از لحاظ قوانین عراقی نخست وزیر فرمانده کل نیروهای مسلح عراق است و حشد الشعبی هم بخشی از این نیروها محسوب می‌شوند، از این منظر، نزدیکان نخست وزیر و جریان‌های سیاسی نزدیک به وی، اقدام الکاظمی را در جهت اعمال اختیارات قانونی خود و امری طبیعی تلقی می‌کنند، اما فارغ از این‌ها، واقعیت این است که اتفاقات دیشب بغداد را نمی‌توان مساله‌ای عادی انگاشت.

جایگاه نیروهای حشد شعبی در معادلات قدرت در عراق فراتر از یک مساله حکومتی بوده و با توجه به ماهیت این نیروها و ائتلافش با ایران و قرار گرفتن آن در راس نیروهای مخالف حضور آمریکا در این کشور، چنین حملات و بازداشت‌هایی نمی‌تواند به دور از کشمکش منطقه‌ای ایران و آمریکا به ویژه در عراق باشد. از این جهت، نفس این کار می‌تواند دولت جدید عراق را در یک طرف ماجرای این تقابل فراعراقی قرار دهد.

جدا از آن هم، ماهیت تشکیلات دولتی که به مقر کتائب حزب الله حمله کرده، یعنی “سازمان مبارزه با تروریسم” خود منعکس کننده نوع نگرشی است که دولت کنونی عراق نسبت به این گردان‌ها و حتی فراتر از آن نیروهای حشد شعبی دارد.

اما چنین حمله‌ای در حالی صورت می‌گیرد که مذاکرات راهبردی بغداد و واشنگتن به تازگی شروع و دور نخست آن برگزار شده است و خواسته ایران و نیروهای عراقی نزدیک به آن این است که خروجی این مذاکرات خروج نیروهای آمریکایی از عراق باشد. ولی آنگونه که پیداست که برآیند این مذاکرات چیز دیگری است و آمریکا وارد گفتگویی نشده است که پایان آن چیزی باشد که طرف ایرانی می‌خواهد، بلکه در جهت تثبیت حضور درازمدت نیروهای آمریکایی در حرکت است.

از این رو، اقدام علیه حزب الله عراق به عنوان تشکیلاتی که بیشترین مخالفت‌ها را با این حضور در میان نیروهای حشد شعبی دارد و مجری اصلی حملات به پایگاه‌ها و مراکز آمریکایی در چند ماه اخیر بوده است، می‌تواند در راستای تضعیف و یا حذف مخالفان این حضور باشد.

در دو ماه اخیر چه قبل چه بعد از شروع گفتگوها، گردان‌های حزب الله و گروه‌های دیگری نیز گفته بودند که اگر این مذاکرات به خروج نیروهای آمریکایی منجر نشود، خود آن‌ها دست به کار خواهند شد. از این جهت، با توجه به روند دیگری که این گفتگوها طی می‌کند، و نگرانی دولت عراق نسبت به احتمال از سرگیری حملات به پایگاه‌های آمریکایی، می‌توان حمله به مقر حزب الله عراق را نوعی اقدام پیشدستانه دولت الکاظمی تلقی کرد.
کما این که وقوع این اتفاق بی‌ارتباط هم با سفر الکاظمی در آینده نزدیک به واشنگتن نیست؛ سفری که برای عادل عبدالمهدی نخست وزیر پیشین عراق مشروط به مقابله با نفوذ ایران در این کشور بود و در طول یک سال و نیم نخست وزیری نتوانست چراغ سبز دولت ترامپ برای ورود به کاخ سفید را به دست آورد، ولی به نظر می‌رسد که برای الکاظمی وضعیت فرق می‌کند.

به هر حال، الکاظمی در صرافت تثبیت قدرت خود و پیروزی در انتخابات سال آینده است و این گونه پیداست که آینده سیاسی خود را در تقابل با حشد شعبی و نزدیکی هر چه بیشتر به آمریکا می‌داند. مخلص کلام این که عراق و دیگر مناطق نفوذ ایران در منطقه شاهد تحولات شایان توجهی است.