آقای خاتمی؛ «تنفیذ» تأکید «مردم سالاری» و «مشروعیت بخشی» مردمی است

پایگاه خبری / تحلیلی نگام – ✍️ احمد حیدری

با توجه به تنفیذ حکم ریاست جمهوری، آقای خاتمی عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری، عضو فقیه شورای نگهبان و عضو شورای عالی حوزه های علمیه گفته است: «مسئله تنفیذ یعنی ما دارای مردم سالاری غربی نیستیم؛ مردم سالاری از جنس دین داریم. حاکم که ولی فقیه است، رأی مردم را تنفیذ می کند؛ رئیس جمهور[مثل بقیه مقامات] باید مشروعیت دینی از سوی ولی فقیه داشته باشد.»

کلمه «تنفیذ» در قانون اساسی نیامده؛ در اصل ۱۱۰ قانون اساسی از وظایف و اختیارات رهبری آمده: «امضای حکم‏ ریاست‏ جمهوری‏ پس‏ از “انتخاب‏ مردم‏”»؛ ولی چون امام(قدّس سرّه) در حکم رئیس جمهورها آوردند «بر حسب آنکه مشروعیت ریاست جمهوری باید به نصب فقیه جامع الشرایط باشد، این جانب رأى ملت را «تنفیذ» و شما را به این سمت منصوب نمودم‏» (صحیفه امام، ج۱۲، ص۳۹؛ و ج۱۵، ص۶۷) و از آن به بعد این واژه به ادبیات سیاسی راه یافت.

گروهی به گونه‌ای بیان می‌کنند که گویا در جمهوری اسلامی نه رأی مردم، بلکه نصب ولی فقیه «مشروعیت بخش» است حال آن که نگاه به احکام امام در تنفیذ رؤسای جمهور نشان می‎دهد که ایشان عنایت داشته که چون «مردم ایران با “اکثریت قاطع” شما را به ریاست جمهورى برگزیده و این مسئولیت بزرگ و بار سنگین را بر عهده شما گذاشته است‏، “به پیروى از ملت عظیم الشأن‏” این ریاست را تنفیذ و امضا می‌کنم».(همان ۱۵/۶۷ و ۱۵/۲۷۹ و ۱۹/۳۷۱)

بنا بر این «تنفیذ» نه قیدی بر مردم‌سالاری و مشروعیت بخشی غیر مردم، بلکه در حقیقت حفاظی برای آن است زیرا به بیان رهبری، فقیه جامع‌الشرایط اگر رأی مردم را با خود نداشته و منتخب و مقبول آنان نباشد، ولایتش مشروع نیست(در مکتب جمعه ۷/۴-۳ و حکومت در اسلام ۳۳-۳۲) و وقتی مشروعیت ولایت فقیه را خداوند از طریق مردم می‎دهد، تنفیذ و مشروعیت بخشی او همان مشروعیت بخشی خدا از طریق مردم است.

«فلسفه تنفیذ»: چون امکان فریب دادن با اغفال، شانتاژ و تطمیع از طرف کاندیداها و تحمیل بر مردم از طرف قدرتمندان و حاکمان با زور و سوء استفاده وجود دارد، فقیه حاکم باید نظارت کند تا مبادا در انتخابات، فرد یا جریانی با شانتاژ، تهدید و تطمیع ، رأی اکثریت مردم را بگیرد یا با سوء استفاده از قدرت بدون کسب رأی اکثریت مردم بخواهد بر آنان حاکم شود. فقیه حاکم در «تنفیذ» هم مطلق‌العنان نیست و نمی‌تواند بر اساس خواست و رأی خود، از امضا حکم «منتخب اکثریت مردم» خودداری ورزد یا فردی را که رأی اکثریت مردم را کسب نکرده، نصب کند زیرا این هر دو، تحمیل و استبداد است و سبب می‌شود فقیه حاکم به خودی خود منعزل گردد و حکومتش غیر مشروع شود. امام علی و امام حسین علیهماالسلام در سخنان خود خطاب به عالمان دین به صراحت حاکمان طاغوتی را این گونه معرفی می‌کنند: «یَتَقَلَّبُونَ فِی الْمُلْکِ بِآرَائِهِم»‏(تحف العقول، ص۲۳۸) در حکومت به رأی خود[بدون جلب آراء مردم و قانع کردن آنان] عمل می‌کنند.

استبداد و خودرأیی از بزرگترین گناهان است و قطعا فقیه حاکم اگر بخواهد بر اساس نظر خود از تنفیذ کسی که رأی واقعی اکثریت مردم را کسب کرده، خودداری ورزد یا کسی را که رأی آزادانه اکثریت مردم را با خود ندارد، تنفیذ کند، از عدالت ساقط می‌شود زیرا هم استبداد ورزیده و هم عهد خود با مردم را شکسته و عهدشکنی هم از گناهان کبیره و سبب سقوط از عدالت و انعزال است. بر اساس قانون اساسی وضع شده توسط خبرگانی که اکثرشان اسلام شناس بودند و تایید شده توسط امام(قدس سرّه) و مراجع و عموم اسلام شناسان و مردم، رهبری به مردم تعهد داده است بر اساس این قانون کشور را اداره کند یعنی رئیس جمهور با انتخاب آزادانه و آگاهانه اکثریت مردم برگزیده شود و رهبری هم انتخابات آزاد و سالم مردم را تایید و واجد رأی اکثریت مردم را تنفیذ کند. بنا بر این «تنفیذ» با توجه به احکام امام(قدّس سرّه) و سخنان رهبری در باره ملاک مشروعیت ولایت فقیه، «حفاظی» برای درامان ماندن مردم سالاری از توطئه‌ها و جهت رعایت حق مردم و دفاع از آن است.