آقای علوی، آقای محمدی عراقی، آقای فدایی ؛ آیا “ع . ظ” ، “ک . ش” و “ح . الف” سخنگوی شما هستند که از طرف شما دیگران را تهدید می کنند ؟!

✍️سید احمد شمس

سال گذشته به مناسبت ارتحال ابوی بزرگوارم آیت الله سید حسین شمس خراسانی قدس سره الشریف رنجنامه ای خطاب به رهبری نوشتم ، که از زمان نگارش آن تقریبا یک سال می گذرد :

رنجنامه سرگشاده سید احمد شمس فرزند مرحوم آیت الله شمس خراسانی خطاب به رهبری : یکی از برادرانم و برخی از عوامل نفوذی سیستم امنیتی را باید قاتلان واقعی پدرم دانست که با محاصره اقتصادی و ممانعت از امکان معالجه اسباب مرگ ایشان را فراهم کردند / به قوه قضائیه دستور دهید آنان را محاکمه و مجازات کنند.

در این نامه از رهبری در خواست نمودم تا افراد مقصری را که مانع ارسال کمک های مالی برای پیگیری معالجات پدرم به ترکیه شده و عملا باعث مرگ ایشان شدند شناسایی و نسبت به محاکمه آنان اقدام لازم صورت گیرد.

این نامه که برای برخی افراد که مرجع ضمیر این نامه بودند بسیار گران آمده بود ، با همراهی و هماهنگی با همان افراد نفوذی و خودسری که در دورن سیستم امنیتی از اوائل دهه هشتاد تا لحظه ارتحال ابوی بزرگوارم از هر گونه خباثت و آزار و اذیت و اجرای نقشه های پیچیده و پلید و شوم فروگذاری نکرده بودند ، با القای مطالبی مضحک و غیرقابل باور به روح الله زم که اسیر دست آنان بود و طوطی وار آن چه را که آنان اراده کرده بودند بر زبان جاری می کرد ، تلاش داشتند تا افشاگری های اینجانب در نامه به رهبری بی اثر گردد :

سید احمد شمس با اشاره به اعترافات زم در دادگاه : این دروغ ها تاوان افشای تخلفات و جنایات سیستم امنیتی است ، کوتاه نخواهم آمد

هم چنین ( ک.ش ) یکی از مرجع های اصلی ضمیر اینجانب در نامه به رهبری ، طی گفتگویی به مناسبت چهلم درگذشت آیت الله شمس خراسانی با بیان ادعایی کذب برای پوشانیدن نقش منفی و خسارت بار خود در هجرت پدر بزرگوارم و ممانعت در ارسال کمک به ایشان که منجر به ارتحال معظم له شده بود ، گفته بود : که سفر آیت الله شمس خراسانی به ترکیه به دلیل معالجه چشم بوده است ، و به خطیب گماشته خود در مراسم چهلم ( ع . ظ ) سپرده بود تا این ادعای کذب را برای حفظ آبروی نداشته و برباد رفته خود تکرار کند ، که اینجانب در پاسخ به اظهارات کذب وی نوشتم :

سید احمد شمس : ادعای سفر آیت الله شمس خراسانی به ترکیه برای معالجه چشم کذب محض است / ایشان به دلیل آزار برخی از افراد و نزدیکان و جریان های خاص به ترکیه هجرت نمودند و تصمیم داشتند در ترکیه بمانند

از آن جا که تلاش ها و اقدامات مخرب سیستم امنیتی تمامی نداشت ، و از طرفی هم چنان پاسخی به نامه اینجانب به رهبری دریافت نشده بود ، پس از افشای نقش وحید حقانیان و شیرین نجفی در ماجرای آمدنیوز و روح الله زم ، طی نامه ای به آقای سید محمود علوی وزیر اطلاعات نوشتم :

سید احمد شمس : آقای علوی ؛ پس از نامه من به رهبری و افشاگری در مورد وحید حقانیان و شیرین نجفی ، ترور شخصیتی من آغاز شده و ترور فیزیکی هم در دستور کار قرار گرفته / هنوز که در راس کار هستید مقابل این رفتارهای فراقانونی بایستید

متاسفانه علاوه بر “ک . ش” ، “ع . ظ” . “ح . الف ” که آن ها هم از مرجع های ضمیر نامه من به رهبری بودند ، و هم چون پیش از ارتحال ابوی بزرگوارم ، پس از ارتحال ایشان و بعد از نامه افشاگرانه من به رهبری نیز، اقدام به تهدید برخی از شاگردان و همراهان و دوستداران ابوی اینجانب که طالب حق وکشف حقیقت بودند ، نموده و اظهار داشته بودند که سید احمد شمس مجرم امنیتی است و ما از طرف وزارت اطلاعات و دفتر رهبری به شما توصیه و اخطار می کنیم که با این مجرم امنیتی نباید ارتباط برقرار کنید و گرنه این ارتباط برای شما گران تمام خواهد شد!!!

متاسفانه دقیقا نظیر این تهدیدها دقیقا توسط همین افراد با همراهی و همکاری برخی از افراد خودسر و نفوذی سیستم امنیتی ، قبل از ارتحال آیت الله شمس خراسانی ، نسبت به برخی از دفاتر مراجع تقلید و برخی از افراد اهل خیر که تمایل به یاری رسانی به آیت الله شمس خراسانی داشتند صورت گرفته بود و با تهدید و ارعاب از آنان خواسته شده بود از ارسال هر گونه کمک به ترکیه برای معالجه آیت الله شمس خودداری شود ، و این گونه حرمله وار ایشان را به سمت مرگ سوق دادند.

جالب آن که دقیقا طی ماه های اخیری که این تهدیدها توسط این افراد صورت می گرفت و ادعا می شد که بر اساس دیدگاه سیستم امنیتی ، سید احمد شمس یک مجرم امنیتی است ، و طبق نظر دستگاه های امنیتی ارتباط با او جرم است و برای ارتباط گیرندگان عواقب ناخوشایندی خواهد داشت ، دقیقا در همان ایام از سوی سفارت ایران در ترکیه و وزارت اطلاعات و بازرسی بیت رهبری در تهران و قم و مشهد ، با چراغ سبز نشان دادن به برخی از نزدیکان اینجانب و ملاقات حضوری با آنان ، عنوان می گردید که : برای ما مسجل شده که در حق سید احمد شمس اجحاف صورت گرفته و در تلاش هستیم تا ظلم های صورت گرفته به وی را جبران نموده و با افراد متخلفی که نسبت به آیت الله شمس خراسانی و سید احمد شمس طی این دو دهه ظلم و اجحاف کرده اند ، برخورد شدید خواهد شد ، و جالب آن که در این ملاقات ها ، گفته شده بود که سید احمد شمس می تواند آزادانه به ایران رفت و آمد نماید و هیچ کس متعرض او نخواهد شد ، و جالب تر آن که در همان ایام ، دو تن از عوامل شناخته شده سیستم امنیتی ایران در خارج از کشور به نام های منصور اسانلو و جهانگیر شادانلو ، این شایعه را در بین اپوزوسیون مطرح کرده بودند که سید احمد شمس به ایران رفته و سایت نگام را در ایران منتشر می کند!!!

سوال اینجانب اکنون از افرادی که با نزدیکان اینجانب ملاقات کرده و در باغ سبز نشان داده اند این است که آیا شما راست می گویید یا “ع . ظ” ، “ک . ش” . “ح . الف ” ؟! ، آیا بنا به ادعای شما ، به من ظلم و اجحاف شده و بایستی به کشور برگردم و حقوق از دست رفته من و پدرم استیفا شود ؟ ، یا این سه نفر راست می گویند که من مجرم امنیتی هستم و کسی حق ارتباط گرفتن با من را ندارد ؟ ، شما دروغ می گویید یا آن ها ؟ ، اگر آن ها دروغ می گویند ، آیا نبایستی تحت تعقیب قرار گرفته و ادعای کذب آنان مورد رسیدگی قرار گرفته و تخلف های فعلی و قبلی آنان از جمله ظلم هایی که به پدرم روا داشته اند، بدون هیچ اغماضی رسیدگی شده و به اشد مجازات محکوم شوند ؟ ، اگر در گفتار خود صادقید با پیگیری این موضوع صداقت خود را ثابت کنید.

و حال سوال اصلی اینجانب از آقای علوی وزیر اطلاعات ، آقای محمدی عراقی رئیس دفتر رهبری در قم ، و آقای فدایی رئیس بازرسی بیت رهبری هم این است که : آیا “ع . ظ” ، “ک . ش” و “ح . الف” سخنگوی شما هستند که از طرف شما دیگران را تهدید می کنند ؟! و می گویند سید احمد شمس مجرم امنیتی است و نبایستی با او در ارتباط باشید و گرنه برای شما گران تمام خواهد شد ، از جناب آقای علی عباسی رئیس جامعه المصطفی نیز این سوال را دارم آیا از هتک حرمت کارمند زیر مجموعه خود “ح . الف” نسبت به آیت الله شمس خراسانی اطلاع کافی دارید و آیا می دانید که او با کمک وکیلی به نام طاهری بیشترین جسارت ها و ظلم ها را در حق آیت الله شمس خراسانی نمود ؟! ، آیا او شایستگی حضور در جایگاه خطیر فعلی را دارد ؟!

لازم به ذکر است که “ع . ظ” که قبلا در بیت مرحوم آیت الله صانعی آمد و شد داشت و خود را از علاقمندان به ایشان معرفی می کرد، در چرخشی قهرمانانه ، پس از رد صلاحیت در انتخابات مجلس خبرگان ، چاره را در قطع ارتباط با بیت مرحوم آیت الله صانعی و ایجاد ارتباط با دفتر رهبری در قم دیده بود که البته کرنش ها و ساییدن های مکرر جبهه خضوع و خشوع وی ، هم چنان مقبول درگاه آقای جنتی نیفتاده و کماکان وی از راه یابی و تایید صلاحیت در مجلس خبرگان بازمانده است.

پس از انتخابات بحث برانگیز سال ۸۸ ، هم چنان که بسیاری از گماشتگان شورای نگهبان و جامعه مدرسین مامور شده بودند با ارتباط با علما ، ذهن آنان را به سمت سلامت انتخابات سوق داده و ضمن مذمت از موسوی و کروبی ، آنان را افرادی مرتبط با بیگانگان و آمریکا و اسرائیل معرفی نمایند ، “ع . ظ” هم ماموریت یافته بود تا با آیت الله شمس خراسانی ارتباط برقرار نموده و ایشان را مطابق با روایت شورای نگهبان و جامعه مدرسین نسبت به انتخابات سال ۸۸ توجیه نماید ، و جالب آن که “ک . ش” که در آن زمان از مهندس میرحسین موسوی حمایت کرده بود ، در گفتگویی مستقیم با اینجانب در منزل خودش در همان ایام ، “ع . ظ ” را فردی کذاب و غیرصادق و خودشیرین معرفی می نمود که حقایق را وارونه به آیت الله شمس خراسانی منتقل می کند ، اما عجیب اینجاست که “ک . ش” در یک هم پیمانی نامقدس در مراسم چهلم آیت الله شمس خراسانی از “ع . ظ” درخواست می کند برای حفظ آبروی وی ، به دروغ عنوان کند که آیت الله شمس خراسانی برای معالجه چشم به ترکیه سفر کرده اند.

لازم به ذکر است که آیت الله شمس خراسانی علاوه بر اشراف کامل بر نقش منفی “ک . ش” و “ح . الف” ، نسبت به نقش منفی و غیر صادقانه و بلکه مغرضانه “ع . ظ” در ماه های پایانی عمر خود کاملا آگاهی یافته بودند و متوجه شده بودند که وی به چه دلیل در منزل ایشان آمد و رفت داشته است.

در ادامه بایستی براین نکته تاکید نمایم که سیاسی و امنیتی کردن موضوع های مربوط به من در رابطه با هجرت آیت الله شمس خراسانی به ترکیه از سوی “ک . ش” ، “ع . ظ” ، “ح . الف” ، و … ، وهم چنین برخی از عوامل خودسر و نفوذی درون سیستم امنیتی صرفا یک سوء استفاده از موقعیت سیاسی اینجانب و برای فرافکنی و فرار از ظلم هایی است که این افراد در حق آیت الله شمس خراسانی کرده اند ، بدون شک هجرت ایشان به ترکیه برای دور شدن از آزار و اذیت برخی از افراد از جمله این سه عنصر ناپاک مذکور و برخی جریان های خاص از جمله عوامل خودسر درون سیستم امنیتی که طی دو دهه به ایشان بیشترین ظلم ها را روا داشتند ، از قم به ترکیه صورت گرفته و ایشان تصمیم داشتند برای همیشه در ترکیه بمانند ، و طرح برخی شبهات کذب ، چیزی جز القائات خباثت آمیز و افکار شیطانی طراحان این گونه اکاذیب نیست ، و جالب آن که با سوء استفاده از همین مساله ، هم در زمان حیات ایشان مانع ارسال کمک های مادی برای معالجه شدند تا معظم له را به سوی مرگ سوق دادند و هم ، در حال حاضر برخی از شاگردان و علاقمندان ایشان را تهدید می کنند که با سید احمد شمس ارتباط نگیرند ، چرا که او یک مجرم امنیتی است!!!

برای بطلان این ادعاهای کذب ، ذکر این نکته کافی است که برخی از شاگردان و دوستان و علاقمندان پدربزرگوارم و یکی از برادرانم آقای دکتر سید محمد علی شمس که پزشک بازنشسته و سابقا شاغل در سپاه بوده و از لحاظ تفکر سیاسی با من تفاوت ۱۸۰ درجه ای دارند و از مریدان و علاقمندان پر و پا قرص و جدی رهبری محسوب می شوند ، به شدت موافق هجرت ابوی بزرگوارم به ترکیه بودند و تاکید داشتند که ایشان در ترکیه بمانند تا از شر این اراذل و اوباش مصون بمانند و هم اکنون نیز خواستار رسیدگی به موضوع ظلم های صورت گرفته به ایشان ، توسط سه عنصر پلید ذکر شده و سایر افراد دیگر دخیل در این ماجرا از جمله نیروهای امنیتی خودسر و نفوذی درون سیستم امنیتی هستند ، و چه قبل و چه بعد از ارتحال ابوی همواره با من در تماس بوده و ضمن ابراز لطف و بزرگواری ، اینجانب را مورد تفقد قرار داده و از توفیق خدمت هایی که به آیت الله شمس خراسانی در ماه های پایانی عمر شریف ایشان داشته ام قدردانی کرده اند و متقابلا من هم از تمامی لطف ها و بزرگواری های این عزیزان کمال تشکر و قدردانی را دارم ، لذا بایستی عرض کنم که سیاسی و امنیتی کردن این ماجرا چه در زمان حیات و حضور آیت الله شمس خراسانی در ترکیه و چه در حال حاضر فقط ادعایی گزافه و بهانه ای یاوه برای فرار و تطهیرشدن از ظلم هایی است که توسط این عناصر ناپاک صورت گرفته است.

در این جا توجه سیستم امنیتی را به این اظهارات آقای محسن اراکی که چندی پیش مطرح کرده بود ، جلب می کنم :

آیت الله اراکی: بر اساس خبر قطعی می‌گویم، آمریکا و اسرائیل در حوزه سرباز دارند

حال سوال اینجاست که هم چنان که رئیس میز اسرائیل وزارت اطلاعات و رئیس میز اسرائیل سازمان اطلاعات سپاه ، جاسوس اسرائیل بوده اند و بنا بر ادعای فوق الذکر آقای محسن اراکی ، آیا “ع . ظ” و ح و الف” و “ک . ش” ، و برخی عوامل خودسر آزار دهنده آیت الله شمس خراسانی درون سیستم امنیتی ، محتمل نیست که عامل اسرائیل بوده اند و با همدستی برخی از عوامل نفوذی سیستم امنیتی طی دو دهه اخیر مسبب هجرت ابوی بزرگوارم و شخص من به خارج از کشور شده اند و با محاصره حرمله وار اقتصادی باعث نرسیدن امکانات برای معالجه ایشان شده و عملا ایشان را به سمت مرگ سوق داده اند و اکنون نیز در تلاش هستند تا من را به سرنوشت مشابه مبتلا کرده و طبق دستور سازمان های جاسوسی ، من و سایر دلسوزان کشور را ابتدا از کشور خارج و سپس ترور شخصیتی و نهایتا ترور فیزیکی نمایند؟

من طی رنجنامه ای مفصل به رهبری از ایشان درخواست نموده ام به قوه قضائیه و دادسرای ویژه روحانیت دستور دهند تا نسبت به تخلف های مالی “ک . ش” ، از جمله تحصیل مال نامشروع در دوران تصدی مسئولیت های مختلف تاکنون ، و دریافت وجوهی غیر مشروع تحت این عنوان ها و ….. ، بدون اغماض رسیدگی شود و با محاکمه و مجازات وی ، ساحت مقدس پدر بزرگوارمان ، از انتساب به این فرد فاسد و فاسق مبرا گردد و برای همیشه به حضور او در عرصه های اجرایی پایان داده شود و هم چنین از هر گونه دخالت او در امور پدر بزرگوارمان پس از ارتحال ایشان ، قاطعانه جلوگیری به عمل آید چرا که پدر بزرگوارمان آن چنان از او ناراضی بودند که حاضر نبودند او حتی برای تشییع جنازه ایشان حاضر شده و زیر تابوت ایشان را بگیرد ، پدر بزرگوارمان هر زمان اسم او را می شنیدند بدن مبارکشان می لرزید و قلب مبارکشان به درد می آمد و فشار خونشان بالا می رفت ، پدرم بارها می فرمودند من او را طلبه نمی دانم او کاسبی بیش نیست.

در پایان ذکر این نکته را لازم می دانم که آیت الله شمس خراسانی چه در زمان حیات و چه پس از آن “بیت” نداشته اند و این عنوان جعلی که طی یک سال اخیر از سوی ” ک . ش” استفاده می گردد ، هرگز اعتبار ندارد ، ایشان زیر بار مرجعیت نرفتند تا امثال “ک . ش” از نام ایشان سوء استفاده ننموده و با بهره گیری از این جایگاه ، برای خود کیسه و انبان برای ذخیره نان و درم خود ندوزند ، هم چنین ذکر این نکته را لازم می دانم که بنا بر وصیت آیت الله شمس خراسانی “ک . ش” حق هیچ گونه دخل و تصرف و نگهداری آثار ایشان را ندارد ، و من خود بارها حامل پیام معظم له به او بودم که وی بایستی تمامی آثار و نوشتجات ایشان را بازگرداند ، اما او از دستور ایشان وقیحانه سرپیچی کرده و هم چنان به دنبال کسب نام و نان با استفاده از اعتبار ایشان برای خود است ، بدون شک انتشار هر اثری از سوی “ک . ش” به نام آیت الله شمس خراسانی خلاف شرع و قانون بوده و دارای ارزش و اعتبار نمی باشد ، و هم چنین اینجانب به عنوان وصی پدر بزرگوارم و به عنوان فرزند مورد اعتماد ایشان ( که طی وکالتنامه ایشان به یکی از دوستان ، در تاریخ بیست و چهارم اردیبهشت ماه ۱۳۹۸ بر این نکته تصریح شده و با امضای ایشان و با مهر سفارت ایران در ترکیه مورد تایید قرار گرفته و جنبه قانونی نیز دارد ) اعلام می نمایم که از این پس “ک . ش” حق هیچ گونه اعمال نظر و دخالت در امور مربوط به آیت الله شمس خراسانی را چه در زمینه مراسم سالگرد و مواردی از این دست و چه انتشار آثار ایشان را ندارد ، و وصی آیت الله شمس خراسانی در امور شخصی ایشان ، اینجانب سید احمد شمس و جانشین ایشان در امور علمی ، حضرت آیت الله علامه سید ضیاء الخباز القطیفی می باشند.