آنها چه می‌گویند؟ ما چه می‌گوییم؟

✍️رضا بهرامی

می‌گویند: با حضور ابراهیم رییسی در پاستور، قدرت در ساختار سیاسی یکدست شده و این یک‌دستی موجب مسوولیت‌پذیری و پاسخ‌گویی اصول‌گرایان و هسته سخت قدرت می‌شود. مسئله‌ای که در نهایت، زمینه‌ساز به سامان شدنِ امور و بهبود اوضاع کشور می‌شود.

می‌گوییم: یکدست شدن قدرت نه تنها به پاسخ‌گویی و تلاش صاحبان قدرت در بهبود وضعیت کشور ختم نمی‌شود که اتفاقا موجبات بسط افسارگسیخته‌ی اقتدارگرایی و ‌عدم پاسخ‌گوییِ بیش از پیشِ مسوولان را فراهم می‌آورد. علاوه بر این، حضور مدیران ناکارآمد در قوای سه‌گانه، چیزی جز نزولی شدنِ روند حرکتیِ کشور (آن هم در وضعیت کنونی که شرایط بین‌المللی برای بهبود اوضاع مهیاست) را در پی نخواهد داشت.

می‌گوییم: در تابستان ۸۴ و با روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد، قدرت در جناح اصول‌گرا یکدست شد. آیا یکدست شدن قدرت در آن سال‌ها، پاسخ‌گو شدنِ دولت و یا هسته سخت قدرت در داخل و تنش‌زدایی در عرصه سیاست خارجی را به همراه داشت؟ آیا اوضاع کشور بهبود یافت؟

می‌گویند: در ایران، رییس‌جمهور یک مقام تشریفاتی است. بنابراین، مهم نیست کرسی ریاست دولت به کدام چهره یا جریان سیاسی واگذار شود.

می‌گوییم: اگر ریاست‌جمهوری یک مقام ‌تشریفاتی است، پس چرا کارنامه‌ی رؤسای‌جمهور مختلف گاه از عرش تا به فرش با هم متفاوت است؟ آیا نباید میان دولت محمد خاتمی که تورم تک‌رقمی را در دولت اصلاحات ثبت کرد و دولت احمدی‌نژاد که تورم را تا مرز ۵۰درصد پیش برد، هیچ فرقی قائل شد؟ آیا هیچ تفاوتی میان دولت احمدی‌نژاد که کشور را تا مرز درگیری نظامی پیش برد و دولت روحانی که تهدید دونالد ترامپ و تیم جنگ‌طلبِ او را از سرِ ایران دور کرد، نیست؟ از این گذشته، اگر ریاست‌جمهوری مقامی تشریفاتی است، چرا محافظه‌کاران تمام تلاش خود را به کار گرفته‌اند تا یک چهره‌ی خودی را به پاستور بفرستند؟ آیا تبعات داخلی و حتی بین‌المللیِ رد صلاحیت گسترده‌ی نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری به احراز یک مقام تشریفاتی می‌ارزد؟

می‌گویند: چون کاندیدای ما احرازصلاحیت نشده است، پس در انتخابات سال جاری شرکت نمی‌کنیم اما اگر در آینده شرایط مساعد فراهم شود، حتما حضور خواهیم داشت.

می‌گوییم: مگر در یک دمکراسیِ تمام‌عیار‌ زندگی‌ می‌کنید که چنین آرمان‌گرایانه سخن می‌گویید؟ شرایط مساعد در آینده که از آن یاد می‌کنید، چگونه فراهم خواهد شد؟ با بیرون گود نشستن و نظاره‌ کردن؟ و البته چه تضمینی وجود دارد که پس از یک‌دست شدنِ قدرت در انتخابات سال جاری، بساط انتخابات جمع نشود؟

می‌گویند: همان ته‌مانده آبروی جریان اصلاحات را با حمایت از همتی یا مهرعلیزاده از بین نبَرید.

می‌گوییم: آبروی کنش‌گران و جریان‌های سیاسی در برابر‌ سرنوشت و آینده‌ ایران چه ارزشی دارد؟ آیا حفظ آبرو به ویرانیِ ایران می‌ارزد؟ ما به میدان آمده‌ایم تا آبرویِ خود را فدای ایران کنیم و اتفاقاً به عنوان یک کنش‌گر سیاسی اصلاح‌طلب، موظّف هستیم به‌صراحت پیرامون اثرات زیان‌بارِ حضور تندروها در پاستور و تکرار روندی که منجر به پیروزی محمود احمدی‌نژاد در دور دوم انتخابات ریاست‌جمهوری نهم شد، به افکارعمومی هشدار دهیم و البته، به جلب نظر مساعدِ مردم امیدوار باشیم.