آیا این حد از مواضع و اقدامات تنش زا در این برهه زمانی شک برانگیز نیست؟

✍️ حبیب رمضانخانی

از اواسط آبان که نشانه های پیروزی بایدن به عنوان رییس جمهور بعدی آمریکا پررنگ تر شد، در داخل کشور گروه هایی به تکاپو افتادند و بر طبل تقلب چنان کوبیدند و از ترامپ حمایت کردند که گوی رقابت از نژادپرستان آمریکا و رژیم های عربی منطقه، ربودند!

اینکه مقصود و مراد این جماعت از ترجیح انتخاب ترامپ چیست، بر همگان عیان است؛ ماندن کشور در وضعیت فعلی، بدون امید اصلاح و تغییر، تا آقایان در نبود مشارکت گسترده، ریاست جمهوری را نیز چون مجلس بربایند!

با قطعی شدن رفتن ترامپ، دلواپسان داخلی اینبار دست به کار شده و می خواهند با تمام توان از فرصت ترامپ تا اول بهمن سود جویند! اقداماتی که این شائبه را ایجاد کرده که حتی آن ها هراسی از جنگ و درگیری با آمریکا نداشته و حتی از آن استقبال می کنند!

درست بعد از قطعیت پیروزی بایدن و احتمال بالای بازگشت او به برجام، مجلس انقلابی! در طرحی دو فوریتی قانون فعالیت های هسته ای جدید با غنی سازی ۲۰درصدی را تصویب و بلافاصله توسط شورای نگهبان به تایید رساند. قانونی که حالا رسما به آژانس انرژی اتمی اطلاع داده شده و از امروز فرایند رسمی آن آغاز شد.

آخرین ماه از ریاست جمهوری ترامپ، همزمان با اولین سالگرد شهادت سردار سلیمانی است. در حالی که همه شواهد و قراین از جمله اقدامات کشورهای مخالف ایران، همگی از خطر حمله نظامی آمریکا به ایران حکایت می کند، تهدیدات مستقیم این کشور از طریق تریبون های مختلف، آن هم در شرایطی که می دانیم در عمل امکان آن نداریم، برای چیست؟ وقتی آمریکا با آماده باش کامل و ارسال بمب افکن ها، ناو و زیر دریایی های خود در منطقه این احتمال را بسیار بالا برده، تهدید به قتل ترامپ و منافع آمریکا در این برهه زمانی و با این شدت، آیا منطقی و معقول است؟ که نهایت منجر به بازگشت مجدد ناو هواپیمابر نیمیتز آمریکا به خلیج فارس می شود.

در این بحبوحه وحشت جنگ، حالا رونمایی از طرح جدید مجلس که دولت را الزام به نابودی اسراییل تا ۲۰سال دیگر می کند، می تواند بسیار خطرناک بوده و نه تنها واکنش آمریکا و رژیم صهیونیستی، بلکه همراهی بیشتر کشورهای غربی علیه ایران را به همراه داشته باشد.

حالا تصور کنید با زمزمه آغاز غنی سازی بیست درصدی، تهدید جانی ترامپ در کنار طرح نابودی اسراییل به صورت عملی، اگر ترامپ آخرین فرصت ۶ ژانویه را نیز از کف دهد که تا حدودی تلاشی بی سرانجام است، او در این دو هفته چه در سر خواهد داشت؟ او که می دانیم در عملی کردن ایده ها و اهداف خود تردیدی ندارد، می تواند در این مدت باقی مانده جنگی ویران گر را به چند دلیل موجب شود؛ ۱. با کشاندن پای بایدن به جنگ ناخواسته، او را در باتلاق جنگ و تنش جدید در خاورمیانه گرفتار کند و انتقام خود از او و رای دهندگان را تلافی کند. ۲. برای ۴سال بعد از این گرفتاری برای بازگشت خود یا دخترش به قدرت بهره بگیرد. ۳. برای همیشه مشکل و معضل هسته ای ایران را با نابودی تاسیسات هسته ای برطرف کند. ۴. تعهد به مخالفان ایران و دشمنی خود با کشورمان را انجام و یکی از زمینه هایی که باعث شکست سیاست ها و رای نیاوردنش شد را جبران کند.

نمایندگان عزیز! در این دو ماه اندازه چندین سال مواضع و اقدامات تنش زا انجام دادید! آیا نمی شد این مواضع و اقدامات را به بعد از این دو ماه محول می کردید؟ با اینکه خود در جریان هستید که دو ماه پیش ترامپ طرح بمباران تاسیسات هسته ای را پیشنهاد داده بود که با مخالفت مشاورانش کنار گذاشته شد و در مورد ترور سردار سلیمانی نشان داد که اهل واکنش و عمل است. حال با این رویکرد، آیا دلواپسان و تندروهای داخلی، دانسته، همراستا با دشمنان از جنگ استقبال نمی کنند؟