آیت الله جنتی، «الگوی جهانی»؛ ایران یا آمریکا؟ / یادداشت

✍️ احمد حیدری

شک نیست غایت نهایی بشر، زندگی جاوید آخرت است و پیامبران برای راهنمایی در رسیدن به سعادت جاوید مبعوث شده‌اند و چون دنیا مزرعه آخرت(عوالی اللئالی۱/۲۶۷) و تجارتخانه اولیا(نهج البلاغه ۴۹۳، حکمت۱۲۷) است، آبادانی آخرت جز از طریق آبادانی دنیا حاصل نمی‌شود و پیامبران سعی داشتند با اداره صحیح دنیا، زمینه سوق آنان به آخرت‌جویی و خداطلبی را فراهم سازند. انقلاب اسلامی هم رسالت اداره صحیح دنیای انسان‌ها را دارد تا هم مردم ایران و هم جهانیان با مشاهده این الگو، به خدا، معاد و اسلام بگرایند و زمینه حکومت جهانی موعود، فراهم آید.

در دهه پنجم انقلاب، آیت الله جنتی دبیر شورای نگهبان، نظام جمهوری اسلامی را شایسته «الگوی جهان شدن» دیده و می‌گوید: «دنیا باید از جمهوری اسلامی ایران الگو بگیرد»، بعد هم در تنقیص آمریکا که ادعای «الگوی جهان بودن» دارد، می‌گوید: «تحلیلگران و نویسندگان باید سال‌ها، اتفاقات اخیر آمریکا که منجربه ایجاد خشونت، شکاف‌های عمیق جامعه و حاکمیت و بی‌اخلاقی‌ شد، را بررسی کنند تا درس عبرت شود… در آمریکا دیگر دموکراسی، اخلاق و انسانیت باقی نمانده و حاکمان این کشور صرفاً به فکر منافع شخصی و جناحی خود هستند.»

خوشبختانه قاطبه مردم ایران بهشت گمشده خود را در آمریکا نمی‌جویند و با اعتراف به پیشرفت‌های خیره کننده این کشور در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، علمی و …، به وجود بحران‌های عظیم در آمریکا و غرب باور دارند و به دنبال ساختن بهشت ایران، بر اساس فرهنگ ناب و پربار اسلامی-ایرانی هستند؛ ولی آیا واقعا ما در جنبه‌های اخلاقی، اجتماعی و مردم‌سالاری از آمریکا برتریم که جهانیان را به الگو قراردادن خویش فرامی‌خوانیم؟ بد نیست نمونه‌هایی را یادآور شویم:

  1. سال گذشته در ایران انتخابات شد و با همه دعوت‌ها، کمی بیش از ۴۰ درصد مردم در انتخابات شرکت کردند و راه‌یافتگان با اقلّ آراء وارد مجلس شدند در حالی که امسال در آمریکا در انتخابات ریاست جمهور اکثریت قاطع مردم شرکت کردند. حالا کدام از دو کشور در مردم‌سالاری برای الگو شدن سزاوارترند؟
  2. در همین آمریکا رئیس جمهور حاکم با تمام توان مدعی تقلّب در انتخابات شد و همه توانش را برای اثبات حرف خود گذاشت ولی نه قضات و دادستان‌های دادگستری تابع فرمان او بودند و نه حتی مسئولان ایالات در سطوح مختلف، لذا نتوانست ادعای خود را با ادله محکم ثابت کند و گرچه در این مسیر مرتکب بداخلاقی‌هایی شد ولی مذموم و مطرود، مجبور به تسلیم گشت و پرونده انتخابات ریاست جمهوری با کمترین هزینه «مختومه شد»؛ در حالی که در کشور ما نزدیک ۱۲ سال پیش انتخاباتی صورت گرفت که کاندیداها و جمع کثیری از مردم معترض بودند و هنوز بعد از گذشت این مدت طولانی، حکومت نتوانسته عموم مردم را به سلامت آن انتخابات قانع کند و پرونده آن انتخابات را ببندد! و معلوم نیست استخوان «فتنه ۸۸» تا چه زمان می‌خواهد لای زخم بماند!
  3. در کشور ما شکاف حاکمیت و ملت به حدّی است که به عنوان نمونه در انتخابات‌ها هر گاه مردم حضور یافته‌اند، کاندیداهای متمایل به حاکمیت با وجود پشتیبانی وسیع حاکمیت، مورد اقبال واقع نشده و از صحنه حذف شده‌اند. آیا با این همدلی و همراهی مردم و حاکمیت می‌خواهیم الگوی جهان باشیم؟
  4. کشور ما سال‌ها است محل ظهور و بروز سلاطین فساد شده است: سلطان سکه، سلطان قیر، سلطان اختلاس، سلطان پوشک، سلطان خودرو و …، طبیعی است که فساد در کشورهای دیگر و کشورهای غربی هم هست ولی بعید است سیستم آن کشورها «سلطان‌پرور» باشد. حالا با این سیستم و این محصول می‌خواهیم الگو شویم و دیگران را به الگوگیری دعوت می‌کنیم؟
  5. اخیرا حجه الإسلام مسیح مهاجری از بازماندگان ۷ تیر و سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی که قطعا از کارشناسان دلسوز کشور در زمینه‌های فرهنگی- اجتماعی است، مدعی شده مثلث «دروغ، دزدی و دغل» در این کشور نهادینه شده است؛ آن گاه با نهادینه شدن این سه دال شرم‌آور، جهانیان را به الگوگیری دعوت می‌کنیم؟
  6. سالهاست با نظارت استصوابی آیت الله جنتی، انتخابات در تمام زمینه‌ها(ریاست جمهوری، خبرگان و مجلس) معنای واقعی خود را از دست داده و دو مرحله‌ای شده است. در مرحله اول شورای نگهبان و هیئت‌های نظارت تحت امر، از بین کاندیداها جمعی موافق سلیقه خود را برمی‌گزینند و در مرحله بعد مردم ناچارند از آن برگزیدگان، جمعی را انتخاب ‌کنند! و اخیرا با ورود مجلس و قانونگذاری جهت‌دار، چنان به مهندسی آشکار انتخابات ۱۴۰۰ پرداخته که فریاد شخصیتی چون مسیح مهاجری را هم درآورده؛ آن گاه با این وضع انتخابات که برترین مظهر مردم‎سالاری است، می‌خواهیم الگوی جهان باشیم و دیگران را به الگوگیری فرامی‌خوانیم؟ مطلب فراوان است ولی همین نمونه‌ها به اندازه کافی گویا هستند اگر گوشی برای شنیدن باشد!