آینده شکست خورده شبکه نمایش خانگی؛ تلاش علی خامنه‌ای برای نظارت مستقیم بر تولیدات فرهنگی

پایگاه خبری / تحلیلی نگامدعوای مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت «حسن روحانی» با مدیران سازمان حکومتی صداوسیمای ایران بر سر نهاد تصمیم‌ گیرنده برای اعطای مجوز به برنامه‌ها و سریال‌های اینترنتی هم‌چنان ادامه دارد.

به گزارش ایران وایر، در تازه‌ترین واکنش، یکی از مدیران صداوسیما اعلام کرد بعد از این، مجوزهای وزارت ارشاد را برای تولیدات هنرمندان ایرانی به رسمیت نمی‌شناسد. روز یک‌شنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰، «وحید فرهمند»، قائم‌مقام «سازمان تنظیم و مقررات صوت و فراگیر سازمان صداوسیما» که با نام «ساترا» شناخته می‌شود، در گفت‌وگو با خبرنگاران اعلام کرد پروانه ساختی که توسط وزارت ارشاد صادر می‌شود، دیگر کارکرد رسمی ندارد و از این‌ پس تنها مدیران این سازمان مسوول بررسی فیلم‌نامه‌ها و طرح برنامه‌های اینترنتی برای صدور مجوز خواهند بود. این در حالی است که مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی طی سال‌های اخیر بارها بیان کرده‌اند که اعطای مجوز برای «شبکه نمایش خانگی» (VOD)، طبق قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی، در حیطه اختیارات سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی نیست. در این میان، اهالی سینما نیز بارها نسبت به سانسورهای پی‌درپی که از سوی مدیران ساترا بر روی سریال‌های اینترنتی اعمال می‌شوند، اعتراض کرده‌اند.یکی از کارگردانان مطرح سینمای ایران با بیان این که ادامه چنین روندی از سوی مدیران سازمان صداوسیما و شبکه‌های پخش سریال‌های اینترنتی منجر به شکستن کمر سینما می‌شود، به «خبرنگاری جرم نیست» می‌گوید: «با ادامه این خط مشی، کیفیت آثار نیز با چنین اعمال‌ نظرها و سانسورهایی، هر روز پایین‌تر می‌آید.»

«محمدمهدی طباطبایی‌نژاد»، معاون نظارت و ارزش‌یابی «سازمان سینمایی ایران» سال گذشته گفته بود: «معتقدیم تولیدات وی‌او‌دی (شبکه نمایش خانگی) مشمول صوت و تصویر فراگیر نمی‌شوند. چون مرکز ملی فضای مجازی یک تعریف مقدماتی دارد که صوت و تصویر فراگیر باید دارای دو ویژگی باشد؛ یکی این که کنداکتور روزانه داشته و دیگر این که کاربر آن غیرقابل شناسایی باشد. در حالی که از نظر ما، وی‌‌او‌دی‌ها هم کنداکتور روزانه ندارند و هم کاربرشان قابل شناسایی است. پس مصداق آن‌چه عنوان شده است، نیستند.»«محمدجواد آذری جهرمی»، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات دولت یازدهم نیز گفته بود: «اگر ویدیوی خانگی را با سی‌دی بفروشند، باید از وزارت ارشاد مجوز بگیرند ولی اگر بخواهند همان را در فضای مجازی منتشر کنند، باید از صداوسیما مجوز بگیرند؟»

در نهایت، تلاش حکومتی‌ها برای کنترل بیشتر بر روی تولیدات شبکه نمایش خانگی، با بخش‌نامه ریاست قوه قضاییه در دی ماه ۱۳۹۸ با این مضمون که مسوولیت صدور مجوز و تنظیم مقررات صوت و تصویر در فضای مجازی برعهده صداوسیما است، شکل جدی‌تری به خود گرفت. ابراهیم رئیسی مبنای این بخش‌نامه را دستور «علی خامنه‌ای»، رهبر جمهوری اسلامی ایران در مورد موارد «صوت و تصویر فراگیر» عنوان کرد. آیت‌الله علی خامنه‌ای شهریور ۱۳۹۴ در ابلاغیه‌ای به رییس جمهوری وقت گفته بود مسوولیت صدور مجوز و تنظیم مقررات صوت و تصویر در فضای مجازی و نظارت بر آن منحصراّ بر عهده سازمان صداوسیما است. با این حال، مدیران وزارت ارشاد هم‌چنان باور داشتند که تعریف صوت و تصویر فراگیر محل سوال است و تعریف دقیق آن مشخص نشده است، پس بخش‌نامه رییس قوه قضاییه به محتوای تولیدی رسانه‌ها در شبکه نمایش خانگی ارتباطی ندارد. در گام بعدی، مدیران سازمان صداوسیما برای رسیدن به هدف خود و ایجاد مانعی بزرگ‌تر برای سانسور سلیقه‌ای بر تولیدات اینترنتی، تعریف خود از ماهیت وی‌او‌دی را با تعریفی که در قوانین رسمی ایران وجود داشت، تغییر دادند.

اقدامات اخیر سازمان صداوسیما، گمانه‌زنی در مورد برداشتن گامی فراتر از نظارت بر تولیدات شبکه‌های نمایش خانگی را بیشتر می‌کند.مدیران سازمان حکومتی صداوسیما در قوانین داخلی سامانه صدور مجوز ساترا تاکید کرده‌اند که حتی بخش‌های صوت و تصویر خبرگزاری‌ها و سایت‌های خبری نیز باید از صداوسیما مجوز بگیرند. در این صورت، تمام خبرگزاری‌ها و سایت‌های خبری خصوصی نیز در بخش ویدیویی خود زیرمجموعه صداوسیما خواهند بود و مدیران این سازمان حکومتی می‌توانند در محتوای صوت و تصویر منتشر شده آن‌ها اعمال نظر کنند؛ طرحی که از نظر مدیران وزارت ارشاد دولت حسن روحانی، بر خلاف «قانون مطبوعات» و قوانین تصویب‌ شده مرتبط قبلی است. ولی در شرایط فعلی که تا ماه آینده دولتی هم‌فکر و هم‌سو با علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران مستقر خواهد شد، احتمال می‌رود اعلام چنین برنامه‌ریزی‌هایی، زمینه‌ساز گسترده‌تر شدن چتر سانسور و ممیزی بر فرهنگ و هنر ایران باشد.

«وحید فرهمند»، قائم‌مقام ساترا روز یک‌شنبه به خبرگزاری «مهر» گفت: «اسفند ۱۳۹۹ با تصویبِ بندی در قانون بودجه کشور، صلاحیت نظارت بر تولید و انتشار آثار نمایشی منحصرا به صداوسیما اعطا شده است. پس ما هم از یک تاریخی به بعد دیگر مجوز وزارت ارشاد را به رسمیت نمی‌شناسیم. ما پیش از این برای این که به سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و حتی تصمیمات وزارت ارشاد احترام بگذاریم، همان مجوزها را مدنظر قرار می‌دادیم ولی الان دیگر مجوز تولید یا همان پروانه ساخت صادر شده توسط وزارت ارشاد هم کارکرد ندارد.» قائم‌مقام ساترا هم‌چنین فاش کرد که طی سه ماه گذشته، سه فیلم‌نامه را به طور کلی رد کرده‌اند؛ موضوعی که تا این لحظه مورد اعتراض هیچ‌کدام از مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد دولت حسن روحانی قرار نگرفته است.

به نظر می‌رسد با توجه به فرا رسیدن روزهای پایانی دولت یازدهم، سیاست‌گذاران و مدیران آن تمایلی به ادامه دعوا با مقام‌های حکومتی ندارند و با سکوت در برابر حرکت‌های فراقانونی ساترا، امیدوار به آشتی و دوستی با آن‌ها برای حضور در بدنه دولت جدید مانده‌اند. یکی از کارگردانان مطرح سینمای ایران که نخواست نامش فاش شود، به «خبرنگاری جرم نیست» گفت: «رهبر ایران از دوران ریاست‌جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی سعی کرد تمامی مباحث فرهنگی در کشور را رصد کند و تصمیم‌گیری‌های اصلی در این حوزه هم مستقیما توسط ایشان انجام می‌شد.

همین سیاست هم منجر به استعفای محمد خاتمی از وزارت ارشاد دولت رفسنجانی شد. دولت‌ها طبق سلایق خودشان به سیاست‌گذاری در حوزه فرهنگ و هنر مشغول می‌شوند اما کلیت نظام نمی‌خواهد فضا به سمتی رود که از نظر سران آن، شکاف فرهنگی ایجاد کند. پس تصمیم گرفته شد تا قدرت دولت در حوزه فرهنگ به پایین‌ترین حد برسد. به همین خاطر است که می‌بینیم مثلا اعطای مجوز سریال‌های اینترنتی را در اختیار صداوسیما قرار می‌دهند تا بتوانند مستقیما دخالت کنند.»

این کارگردان و نویسنده سینمای ایران با بیان این که در ایران نهادهای ناظر و اعطا کننده مجوز برای تولیدات سینمایی و تلویزیونی صلاحیت و تخصص لازم را برای انجام چنین کاری ندارند، اضافه می‌کند:‌ «مجوزها به صورت سلیقه‌ای اعطا می‌شوند. به همین دلیل است که گاهی فیلمی که هیچ مشکلی ندارد، توقیف می‌شود. از آن‌ طرف، صحنه‌هایی در سریال‌ها و فیلم‌ها نشان داده می‌شوند که گمان می‌شد خط قرمزی باشند.» او می‌گوید: «مساله اصلی نظام حاکم، جلوگیری از ساخت آثاری است که موجب جهت‌دهی فکری در جامعه می‌شوند، نه جلوگیری از نمایش صحنه‌هایی مثل لاک زدن یا مشروب خوردن که در سریال‌های اینترنتی می‌بینیم.»

به گفته این کارگردان، دو گونه سانسور در ایران وجود دارد: «یکی سانسور تفکر و جریان فکری است و دیگری سانسور صحنه‌های مذهبی. در مورد اولی، اصلا اجازه ساخت یا نمایش اثر به هیچ عنوان اعطا نمی‌شود زیرا نمی‌خواهند نقدی صحیح به ناهنجاری‌ها و معضلات اجتماعی و سیاسی کشور منتشر شود و مردم را به فکر فرو ببرد. اما درباره صحنه‌هایی که از نظر شرعی و مذهبی مشکل دارند، جدیدا زیاد سخت‌گیری نمی‌شود و از مرحله نخست بازبینی‌ها رد می‌شوند.» این تولیدکننده آثار سینمایی دلیل این سیاست‌گذاری را این گونه عنوان می‌کند: «ساترا در ابتدای مسیر سعی خواهد کرد به این شکل، نظر اهالی سینما را جلب کند و صحنه‌هایی را نمایش دهد که قطعا زیر تیغ سانسور وزارت ارشاد می‌رفتند. بعد که اعتماد سینمایی‌ها را جلب کردند و سینما از هنرمندان کاردرست خالی شد و ضربه دید، آن‌گاه قلع و قمع می‌کنند.»

به گفته این کارگردان، پرداخت دستمزدهای میلیاردی و هنگفت به بازیگران معروف سینما برای حضور در شبکه نمایش خانگی نیز به این دلیل است که می‌خواهند مخاطب را از سینما به پای لپ‌تاپ و تلویزیون بکشانند و سپس با جهت‌دهی فیلم‌نامه‌ها و طرح‌ها در آثار اینترنتی، به زعم خود، منتشر کننده افکار حاکمیتی باشند: «به بیان دیگر، با هر شیوه‌ای و با هر مبلغی می‌خواهند مخاطب را جذب سریال‌های اینترنتی کنند. دستمزدهای کلانی داده‌اند که کمر سینمای ایران را طی یکی دو سال اخیر شکانده‌اند زیرا ستاره‌ای که برای یک سریال ۱۰ میلیارد تومان دستمزد می‌گیرد، دیگر رغبتی برای حضور در سینما ندارد.» این کارگردان آینده شبکه نمایش خانگی را شکست‌خورده می‌داند و توضیح می‌دهد: «مانند سایر سیاست‌های فرهنگی نظام ایران در دهه‌های گذشته، آن‌ها تنها به دنبال کمیت هستند، نه کیفیت. مخاطب هم پس از مدتی به سراغ نمونه‌های باکیفیت‌تر خارجی می‌رود. ما وقتی در تلویزیون ایران دو یا سه کانال داشتیم، فیلم‌ها و سریال‌هایی به مراتب با کیفیت‌تر را نسبت به الان که ۵۰ کانال داریم، شاهد بودیم. شبکه نمایش خانگی هم با افزایش بی‌محابای تعداد تولیدات خود، همان راه تلویزیون را می‌رود و سینما را همراه خود پایین می‌کشد.»

حالا با اظهارات قائم‌مقام ساترا، به نظر می‌‌رسد صداوسیما دیگر به طور کامل روی محتوای نمایش خانگی نظارت دارد و تمامی سریال‌ها و برنامه‌های اینترنتی باید با مجوز ساترا فعالیت کنند. سال گذشته، برنامه «عادل فردوسی‌پور»، مجری سابق برنامه ورزشی «۹۰» که از شبکه۳ تلویزیون اخراج شده بود، نتوانست مجوز ساترا را برای پخش در وی‌او‌دی دریافت کند و برنامه تاک‌شو «مجید صالحی» با نام «امشو» هم پس از انتشار چند قسمت، ناگهان توقیف شد. هم‌چنین سریال‌های«زخم کاری»، «قورباغه» و «می‌خواهم زنده بمانم» نیز در ماه‌های گذشته سانسورهای زیادی توسط ساترا به خود دیده‌اند. «محمدحسین مهدویان»، کارگردان سریال زخم کاری، ۱۹ تیر ۱۴۰۰ طی بیانیه‌ای مدیران ساترا را تهدید کرده بود که اگر سانسورها ادامه یابند، نسخه‌های بدون سانسور سریال را منتشر خواهد کرد.مهدویان در نامه‌اش از جراحت‌های سنگین و زخم‌هایی کاری سخن گفته بود که بر اثر اعمال سانسورهای حکومتی، بر پیکر فرهنگ و هنر ایران وارد شده‌اند. او از مدیران صداوسیمای ایران پرسیده بود: «به راستی شما در کدام جامعه زندگی می‌کنید و برای کدام مردم نسخه‌ می‌پیچید؟ اصلا جامعه و مردم را کنار بگذارید. آیا فرزندان خود را هم نمی‌بینید؟ بیچاره ما که مدیریت فرهنگ و هنرمان در سیطره‌ی بی‌تدبیری شماست.»