اجبار شهروندان به ازدواج یادآور تلقیح مصنوعی چهارپایان است

پایگاه خبری / تحلیلی نگام – ✍️ رسول اسدزاده

کشور ما از نظر کاهش نرخ زادوولد در رده‌های بالای جدول جهانی است.

تقاضای فزاینده ایرانی‌ها برای مهاجرت و پناهندگی به کشورهای دیگر، افزایش سقط جنین (توسط زوجین) کاهش ازدواج‌های رسمی و شیوع سبک‌های زندگی جدید، افزایش نرخ طلاق و… دست به دست هم داده‌اند تا ایران در یک‌ رُکود بی‌سابقه جمعیتی قرار بگیرد. با نگاهی گذرا به گرانی مسکن، بیکاری، نرخ توّرم، کمبود ترسناک منابع آب و بحران‌های بی‌پایان زندگی در کشور براحتی می‌شود فهمید چرا ایرانی‌ها خصوصا قشر تحصیل کرده شهری رغبت چندانی به ازدواج و فرزندآوری ندارد. مشوّق‌های اقتصادی مانند وام ازدواج و وام خرید مسکن هم درد چندانی از جامعه شهرنشین ایران دوا نکرده و نمی‌کند.

سخنان قاضی‌زاده هاشمی در اجبارِ شهروندان به ازدواج ( که بیشتر یادآور تلقیح مصنوعی چهارپایان است ) گویای این حقیقت است که برنامه‌های اقتصادی و فرهنگی حاکمیت در ایران در ترغیب جوانان به ازدواج و فرزندآوری شکست خورده است. این نحوه نگاه به موضوع ازدواج و زادوولد بیشتر شبیه به مدیریت یک گاوداری صنعتی و در خوشبینانه‌ترین حالت شبیه به اداره کردن یک فرقه است.

سوال اساسی اینجاست در جامعه‌ای که گرانی نیازهای اولیه ( خوراک، پوشاک، بهداشت، مسکن، آموزش و…) تسمه از گُرده ده‌ها میلیون ایرانی کشیده اصرارِ بی‌پایان مسئولین سیاسی کشور به افزایش جمعیت چه دلیلی دارد؟

بی‌گمان تعداد پدران و مادرانی که خیری از زندگی در کشورشان ندیده‌اند و علاقه‌ای به انتقالِ جبر جغرافیا به فرزندانشان ندارند، کم نیست. در واقع پوچ شدنِ مفهوم زندگی در ایران جلوتر از معضلات اقتصادی، پیش قراولِ ازدواج گریزی و عدم میل به پدر و مادر شدن در میان نسل جوان کشور است.

همزمان با سخنانِ وزیر احتمالی بهداشت در دولت آینده سامانه همسریابی آنلاین به نام همدم شروع به کار کرده که هدف آن بانی شدن برای ازدواجِ پایدار است.

البته اپلیکیشن‌ های آنلاین سالهاست که یکی از راه‌های آشنایی انسان‌ها با یکدیگر است. به نظر من مشکلِ نرخ زادوولد در کشور ما نه با اجبار به ازدواج حل می‌شود و نه با ساخت اپلیکیشن و سایت، برای افزایش میل و رغبتِ مردم یک کشور برای تشکیل خانواده و امتداد نسل، نخست خودِ والدین باید از زندگی لذّت ببرند، خیالشان از فردای خودشان راحت باشد، تعداد حسرت‌های زندگی از تعداد تار موهایشان بیشتر نباشد، زندگی بقدری زیبا، امن و راحت باشد که بتوان یک یا چند انسان دیگر را برای تجربه کردن آن دعوت کرد .