احمدی نژاد شجاع یا خطرناک! / یادداشت

✍️فرهاد قنبری

در بسیاری از نشست های سیاسی و تحلیل های ارائه شده حول شخصبت احمدی نژاد اکثر افراد اعم از برانداز و موافق و مخالف و اصلاح طلب بر یک مسئله تاکید دارند و آن بی باکی و شجاعت احمدی نژاد است. اما فارغ از این هیاهوی رسانه ای، احمدی نژاد واقعا انسان بی باک و شجاعی است؟

دل بریدن از خانه، وطن، اعتقاد دینی و هر آن چه که انسان سالهای طولانی از حیات خود را با آن مانوس بوده و بسیاری از عادات و علایق و نگرش خود به زندگی و هستی را از آنها گرفته است دل بریدنی ساده و لحظه ای نیست و باید به افرادی که به آنی از ریشه ها و سنت ها و علایق خود دل بریده و به مبارزه با آنها برمی خیزند با دیده تردید و گاهی ترس نگریست‌‌‌.

به فردی که تا دیروز نماز می خواند و حالا هر روز یک مطلب در فحاشی به خدا و پیغمبر در صفحات مجازی به اشتراک می گذارد، به دختری که تا چند ماه قبل چادر می پوشید و امروز با انواع میکاپ های عجیب و غریب در مهمانی های مختلف ظاهر می شود و عکس هایش را با کپش لعن و نفرین به حجاب به اشتراک می گذارد. یا برعکس به شخصی که یک شبه از بازیگری و گشت و گذار در تایلند و ترکیه به نماز و چادر نماز و حوزه علمیه چرخیده است، به فرد همیشه مست و لاتی که کارش دعوا و زورگیری بوده و در آنی تغییر کرده و تسبیح به دست پشت سجاده خوابش برده و با انبوهی از ریش پیاده راهی نجف و کربلا می شود باید به دیده شک و تردید و ترس نگریست.

اینگونه تغییرات اغلب تغییراتی ظاهری و لحظه ای است که گاهی با غلیان احساسات و گاهی برای کسب ثروت و قدرت و شهرت انجام می شود و پس از مدتی مانند دم خروس زیر آستین خود را نمایان می کند. از دل این نوع تغییرات شاید تتلوی اصولگرا و دیندار شده یا خدانشناسان اولترامیلیاردر سریال های صدا و سیما که یک شبه دگرگون شده و به راه راست هدایت می شوند، بیرون بیاید ولی انسانی که دچار تغییرات بنیادی در نگرش خود به زندگی و هستی شده بیرون نخواهد آمد، چرا که تغییر در نگرش و جهانبینی به هیچوجه مسئله ساده و آنی و یک شبه نیست و بدون تامل و مطالعه و اندیشه و درگیری های ذهنی و کلنجار رفتن های طولانی با خویش حاصل نمی شود.

فرد آرام، سر به زیر، خجالتی و با اعتماد به نفس پایینی که یک شبه تصمیم می گیرد به فردی پررو، پرحرف و اجتماعی بدل شود به احتمال زیاد به جای تبدیل شدن به انسانی فعال و اجتماعی به فردی وقیح و گستاخ تبدیل خواهد شد، چرا که هیچگاه سابقه زیستن در قالب انسانی فعال و اجتماعی را نداشته و هنوز شیوه و منش و گفتار و رفتار انسانی با روابط اجتماعی بالا را نیاموخته است‌. در بسیاری از موارد چنین افرادی جاه طلبی و پررویی را با اجتماعی شدن اشتباه می گیرند و نتیجه ای جز شکست و افسوس نصیب شان نمی شود.

اینگونه تغییرات آنی بیشتر از آنکه بر اساس تفکر و تعقل یا دگردیسی در نوع نگاه به هستی رخ داده باشد، بیشتر ریشه در غلیان احساسات آنی یا جاه طلبی و خودنمایی دارد و گرنه هیچ انسانی در لحظه ای، ثانیه ای یا حتی چند روزی دچار اینگونه تغییرات بنیادین نمی شود.

انسانی که به سرعت از ریشه ها و اعتقادات خود اعم از خانواده، وطن، سبک زندگی و.. دل می برد و بر علیه تمام آن گذشته خود، دست به قیامی علنی و پرخاشگرانه می زند، بیشتر از آنکه انسان شجاع و انقلابی باشد، انسان خطرناک و جاه طلب است. تغییرات جدی و عمیقی که در جهانبینی، نوع نگرش، سبک زیست و عتقادات انسان رخ می دهد، تغییراتی است که بدون هیاهو و به صورت کند اتفاق می افتد و بیشتر از آنکه خود فرد متوجه آن باشد (و مدام آن را فریاد زده و به صورت این و آن پرتاپ کند) دیگران متوجه آن خواهند شد.

احمدی نژاد طی چند سال از آن چهره پشت خاکریزی با کت و شلوار و کاپشن ای ساده و صورتی پر از چروک که خود را بازمانده راه شهدا و جبهه‌های جنگ معرفی می‌کرد کم کم به فردی اتو و بوتاکس کرده تبدیل شد که خود را در قامت منجی جهان می نگریست و دنبال رتق و فتق تمام مسائل ریز و درشت جهانی بود.

سوال اینجاست که احمدی نژاد با مطالعه کدام اندیشه فلسفی و کدام مکتب و اندیشه سیاسی دچار این تحول فکری شده است؟ کدام مسیر گذشته خود را به صورت علنی نادرست پنداشته و از آن برائت جسته است؟

چیزی که در عمل مشاهده می شود احمدی نژاد همان فرد سابق است که به مانند همیشه خود را انسان منزه و عاری از هر اشتباهی می پندارد و صرفا بی هیچ تغییر گفتمانی دن کیشوت وار دچار توهم خود فیلسوف پنداری هم شده است..

پ.ن: با رد صلاحیت احمدی نژاد یا هر کاندیدای دیگری مخالفم و با اینکه معتقدم مسیر جامعه با افرادی مانند احمدی نژاد مسیر قهقرا و سقوط آزاد است اما حق طبیعی جامعه می دانم که خود مسیر خویش را انتخاب کند و در این راه اگر لازم باشد آنقدر زمین بخورد و بلند شود تا شاید روزی روی پای خود ایستادن و راه رفتن را یاد بگیرد.