از بز بز قندی تا چهل دزد “بغداد”!

پایگاه خبری / تحلیلی نگام – ✍️صلاح الدین خدیو

حسین امیرعبدالهیان با نقض پروتوکلهای تشریفاتی اجلاس دیروز بغداد بجای ردیف دوم در ردیف اول ایستاده و موجبات دلخوری میزبان و برخی شرکت کنندگان را فراهم آورده است.

در این زمینه منتقدان وی را به دلیل هزینه تراشی بیجا برای کشور سرزنش و موافقان در مقابل حرکت دیروز او را به عنوان تجلی روح عزت در سیاست خارجی، ستایش می کنند.

عصیان های انقلابی علیه تشریفات و آداب و رسوم دیپلماتیک عمیقا غربی، سابقه ای دور و دراز دارد، اما کمتر موجب افزایش میزان کنشگری کشور متبوع و قدرت نرم آن شده است.

معروفترین نمونه در این زمینه، سخنرانی نیکیتا خروشچف در سال ۱۹۶۰ در مجمع عمومی ملل متحد است که طی آن رهبر وقت شوروی برای ساکت کردن همهمه ها، لنگه کفشش را درآورد و محکم بر میز کوبید.

آن زمان مطبوعات کمونیستی برای جمع کردن این فضاحت، مدعی شدند که خروشچف به عنوان نماینده پرولتاریا با این کار، ابهت دروغین بورژوازی جلسه را در هم شکسته است.

در مقابل رسانه های غربی که سوژه مناسبی گیر آورده بودند، می گفتند خروشچف یک موژیک(دهاتی نخراشیده روس) است و بی نزاکتی اش، ریشه در سابقه خوک چرانیش دارد!

در سال ۲۰۰۹ معمر قذافی رهبر پیشین لیبی هم در مجمع عمومی حاضر شد و طی سخنرانیش، منشور سازمان ملل را پاره کرد.

چند تا از سخنرانیهای معروف احمدی نژاد نیز که در آن الفاظ و عبارات عجیب و غریب بکار برد، در نشست های اجلاس سران ملل متحد اتفاق افتاد.

رئیس جمهور اسبق مدعای انقلابیگری داشت و مجمع عمومی را صحنه ای برای افشاگریهای ضد استکباری می دید.

انقلابیگری علیه آداب دیپلماتیک در وزارت خارجه ایران، البته منحصر به موارد بالا نیست. در اوایل انقلاب، ژولیدگی سر و وضع، ژنده پوشی و بی توجهی به آداب و رسومات دیپلماتیک، بدیلی برای تجملات و اشرافیگری فضاهای بین المللی تلقی و بخشی از دستور کار صدور انقلاب به شمار می رفت.

جواد ظریف در کتاب “آقای سفیر” تعریف می کندکه چگونه در کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل، به دلیل ناآشنایی با چم و خم کار، یک اشاره گذرا به نام ایران را با بیانیه نویسی و جوابگویی های مطول به تهدیدی علیه خودمان تبدیل می کردیم، در حالیکه سیاست درست نادیده گرفتن آن بود.

وی متذکر می شود که یکبار در دهه شصت در میانه یکی از این کارزارها، داستان بزبز قندی و شنگول و منگول را به انگلیسی ترجمه و از آمریکا خواستیم دست خون چکان خود را از لای در نشان دهد!

ظاهرا نه تنها هیات های نمایندگی قادر نمی شوند با پیام این حکایت ایرانی ارتباط برقرار کنند، بلکه نماینده آمریکا ایران را متهم می کند با نقل یک افسانه، وقت جلسه را گرفته است!

ظریف در ادامه ابایی از این ندارد که بگوید، هیات دیپلماتیک ایران در دهه شصت، یکی از منزوی ترین نمایندگیهای خارجی بود و تقریبا با کسی ارتباطی نداشت. امری که در جریان رسیدگی شورای امنیت به موضوع جنگ با عراق و صدور قطعنامه های متعدد و همچنین مساله حملات شیمیایی صدام، سخت به زیان ایران تمام شده و کشور عملا در صحنه بین المللی و برنگاه های حساس تنها مانده بود.

وزیر خارجه سابق در ادامه می گوید که در دهه های بعدی با درس گرفتن از این تجارب تلخ، رویه های مناسب تری جایگزین شد، اما در عین حال هنوز از بروز گسست های متناوب در تجربه پذیری و نقائص ساخناری، شکایت می کند.

آیا دور جدیدی از “انقلابیگری” رفتاری و گفتاری در حوزه عرفها و تشریفات دیپلماتیک در راه است؟ آیا این هنجارشکنیها لزوما به مولفه های قدرت سخت و نرم می افزایند؟ یا مانند گذشته هزینه هایشان بیشتر از فایده است؟

کارامدترین دیپلماتها کسانی هستند که به زبان انگلیسی و زبان حوزه ماموریتشان، کاملا مسلط و دانش وسیع و چند رشته ای دارند. این تواناییها در کنار مهارتهای رفتاری و درایت سیاسی، به آنها قدرت لابیگری و اقناع و دفاع مناسب و موثر از منافع ملی می بخشد.

به همین سیاق انقلابیگری راستین هم افزایش توان بازیگری و ارتقای پایدار قدرت و نفوذ کشور است، نه رفتارهای نمایشی که چند صباحی سر مطبوعات را گرم می کند و در پایان صرفا هزینه هایش باقی می ماند.