از فروغی و قوام تا عنابستانی و دوستان!

✍️ حبیب رمضانخانی

بی شک انقلاب مشروطه بزرگترین و موثرترین تحول سیاسی و اجتماعی تاریخ معاصر ایران بوده است. نقطه عطفی که با یک گسست تاریخی، مردم را در تعیین سرنوشت خود مختار و عصاره خود را در قالب تشکیل مجلس شورای ملی متجلی کرد.

در این ۱۱۴سال از پیروزی مشروطه، با وجود دستاوردهای سیاسی و اجتماعی فراوان، مجلس شورا اما فراز و نشیب های فراوانی به خود دیده و حوادث بسیاری از سرگذرانده است. فارغ از دوره های وقفه، ۲۴ دوره مجلس قبل از انقلاب ۵۷ تشکیل و یازدهمین دوره بعد از ۵۷ را در جریان دارد. اما بررسی و تحلیل عملکرد فعالیت ادوار مجلس نشان می دهد که مجلس هر بار تحت تأثیر و محدودیت قدرت و نفوذ عوامل خارجی قرار گرفته، عملکرد آن ضعیف و بیشتر در مسیر تامین منافع ارباب قدرت عمل کرده است.

در دو برهه مجلس اول تا هفتم و سیزدهم تا هفدهم که با دیکتاتوری رضاشاه و کودتای ۲۸مرداد خاتمه یافت، نمایندگان شجاع و شاخص حاضر و قدرت اصلی در اختیار مجلس بوده و خواست و نیازهای مردم هدف فعالیت مجلس بوده است. اما با سلطه رضاشاه و بعدها پسرش محمدرضاشاه، عملا مجلس در جهت خواست دربار عمل کرده و ورود افراد مطیع و وابسته بیشتر و آن استقلال رای و قدرت سابق را از دست داده است.

این الگو در دوران بعد از انقلاب اسلامی نیز پیاده و اجرایی شد. بی شک مجلس اول بعد از انقلاب به دلیل آزادی حضور احزاب و تفکرات مختلف، افراد شاخص و عملکرد مطلوبی داشت ولی مخصوصا از مجلس چهارم به بعد که تیغ نظارت استصوابی و قدرت شورای نگهبان فزونی گرفت، مجلس آن جایگاه برتر و مستقل خود را از دست داد. حتی مجلس ششم که در پی دولت اصلاحات تا حدودی از تیغ رد صلاحیت رهید و عملکرد مستقلی در پیش گرفت، مصوبات و تصمیمات آن عملا توسط شورای نگهبان عقیم ماند و نهایتا به جایی نرسید.

در ادامه نظارت و کنترل شورای نگهبان و دخالت دولت پنهان شدیدتر شد و اوج آن را در انتخابات مجلس یازدهم به رخ کشید. نمایندگانی که تحت عنوان مجلس انقلابی! اگر محدودیت های اعمال شده مانع ورود افراد شاخص و مستقل نمی شد، در بهترین حالت در انتخابات شوراها برای خود عضو علی البدل را نیز متصور نبودند. مجلسی که حالا بعد از گذشت هشت ماه از فعالیت خود، نه تنها در معیشت و خواست مردم قدمی برنداشته، بلکه با اقدامات و فعالیت های حاشیه ساز خود، برعکس، اهداف حزبی و گروهی خود را با هدف فتح جایگاه ریاست جمهوری و یکدست کردن قدرت پی گرفته است.

اقدامات و عملکردی که این شائبه را به یقین نزدیک می کند که گروهی هدفمند در داخل به دنبال محدودیت و ترسیم چشم انداز تیره از آینده هستند تا از این طریق هرچه بیشتر موجب مهاجرت و انزوای نخبگان و حذف افراد شاخص را فراهم کنند. چون در این خلا ایجاد شده مشخص است فضا برای چه کسانی باز شده و نفع نبود افراد منتقد و پیشرو جانب چه گروهی است.

پس این جماعت از محدودیت و حذف استقبال خواهند کرد. حاشیه ها را بیشتر و مردم را ناامید تر خواهند کرد. چون وجود و حضورشان مرهون این شرایط است و در نبود مزاحمان، میدان برای بهره برداری از قدرت و شهوت شهرت مهیاست. حال ماحصل این پروژه ظهور عنابستانی هایی است که امروز بر جایگاه بزرگانی چون فروغی، قوام السلطنه و مصدق… تکیه زده اند که به جای تصویب، در اندازه، ملی شدن صنعت نفت، سهمیه قیر رایگان را تصویب می کنند. وظیفه شناس هایی! که حالا می روند با همان الگوی موفق محدودیت که به این جایگاه مشرف شدند، بر فضای مجازی اعمال و با کنترل ان خیال خود را از بقا و آینده خود تضمین کنند.