اشتباه “سهوی” ؟


امین بزرگیان / منبع: کانال تلگرامی جامعه شناسی علامه

اصابت همیشه “سوژه‌”ای دارد: کسی که زده است. یعنی با سوژه‌ای طرف هستیم که فعلی آسیب‌زننده از او سر زده است. مثلا راننده‌ای که به عابری زده و او را کشته است. راننده اتومبیل نمی‌خواسته این عمل را انجام دهد. یعنی قصد کشتن کسی را نداشته است. این “خواست” هرچند در دستگاه دینی، فلسفی و تا حدی حقوقی مهم و موثر است؛ اما جامعه‌شناسی نگاه وسیع‌تری به موضوع می‌کند. هرچند راننده خواستِ کشتن نداشته اما “خاستگاه‌”هایی داشته است. مثلا با سرعت زیادی رانندگی می‌کرده؛ یعنی شهروند نامتمدنی بوده و توان استفاده مناسب از ابزار را نداشته و ابزار بر او مسلط شده بوده است. یا خواب‌آلود بوده، یا مست، یا وسیله نقلیه‌اش ایراد فنی داشته و مهارت کنترل آن را نداشته است؛ که در همه اینها یک خواست عمیق نامتمدن بودن در فرد یا جامعه قابل شناسایی است. در حقیقت در پس یک “خطای سهوی”، یک “بنیان عمدی” قابل رٶیت است. اهمیت سوژه‌ در اینجاست.
در مدرسه بسیار پیش می‌آید که یکی از بچه‌ها به دیگری ناخواسته، آسیب می‌زند. به آسیب‌دیده می‌گوییم که تصادفی و ناخواسته بوده است تا موضوع فیصله یابد. اما در مواجهه با همین اتفاق ساده، متوجه می‌شویم که کودک آسیب‌زننده از خلال استفاده نامتعارف از اعضای بدن یا مداد و توپی که داشته چنین کرده، پس با او صحبت می‌کنیم.
اساسا هر آسیبی، هر فاجعه‌ای حتی فجایع طبیعی، عوامل مقصر و خاستگاه‌هایی دارند. سوژه‌‌ای دارد.
فرض بگیریم که زدن هواپیمای مسافربری اخیر، ناخواسته و غیرعمدی بوده است. این مسٲله نه تنها فیصله‌بخش نیست بلکه برانگیزاننده و بحرانی‌تر است. در ترکیب اشتباه سهوی، “اشتباه” همچنان بخش بزرگتر است. از آن نباید چشم برداشت. اشتباهی که در پس خود نشاندهنده‌ی سالهای طولانی حیات “دولت” است. اشتباه و حتی این اشتباه از درون ماهیت ارادی و تاریخی حکومت‌گری بیرون افتاده است؛ حاکمی مست، خواب آلود، نامتمدن که مردم را به ابزاری تجملاتی برای “نمایش” قدرت خود مبدل کرده است. همزمان او را فرا می‌خواند و حذف می‌کند، برای تشییع‌جنازه تکه‌ای از خود استیضاحش می‌کند ولی جان همان استیضاح‌شوندگان برایش مهم نیست؛ چون تنها تصویر مردم را می‌فهمد. و با وجود گفتار زیادی که حول‌وحوش عبارت “مردم” تولید می‌کند و همواره وفاداری را طلب می‌نماید، اما پاسخی برای مسایلی که عمیقا به او مربوط است، ندارد.
شلیک سهوی یا اشتباه محاسباتی، از درون سوژه‌ای سر زده که سال‌ها به این مکانیزم خو کرده است: مکانیزم ترساندن ونمایش مردم. مکانیزمی که هزار راه زیرزمینی و عیان را با کمک دیگر قدرت‌های منطقه‌ای وجهانی برای نجات خود کنده است. مهم این مکانیزم است که اشتباهات عمدی را چون کارخانه‌ای دقیق تولید کرده است، و در این انبوهه دیگر هیچ چیز سهوی‌ای باقی نمی‌ماند. در واقع ما با “استثنا” روبرو نیستیم، این خود “قاعده” است.