اصالت طالبان!

✍️محمدعلی بهمنی قاجار

چندی پیش بود که یکی از نمایندگان مجلس ایران در توییتی از طالبان به عنوان جنبش اصیل منطقه یاد کرد ، بله اتفاقا من هم با این توصیف از طالبان موافقم ، طالبان جنبشی اصیل و ریشه دار است ، ریشه طالبان به فرهنگ تحمل ناپذیری و تکفیر و شیعه ستیزی و ضدیت با مدرنیسم بر می گردد ،

مهم‌ترین جنبه طالبان که اتفاقا فرهنگ تکفیر و دیگر ستیزی شان نیز از آن ریشه می گیرد ، شیعه ستیزی است ، فرهنگی که ریشه در دوران خلافت اموی و عباسی داشته و در حجاج بن یوسف ثقفی یا متوکل عباسی ظهور و بروز یافت ، فرهنگی که شیعه کشی می کند انواع و اقسام دیگر ستیزی ها را نیز انجام می دهد ،

از زن ستیزی تا دشمنی با مدرنیسم و فرقه های مذهبی دیگر از قادیانی ها گرفته تا حتی سیک ها و هندوها، ریشه فکری طالبان به طور مشخص به ابن تیمیه باز می گردد و حداقل ۷۰۰ سال سابقه نظریه پردازی دارد ، طالبان از خلا پدید نیامده و از آسمان به زمین نیافتاده است ، طالبان اتفاقا خاستگاه فکری منسجم و قدیمی و غیر قابل انعطافی دارد که قابل تغییر نیز نیست ،

طالبان گروهی دیوبندی است ، دیوبندیسم فرقه مذهبی است که نزدیک به ۳۰۰ سال پیش در شبه قاره هند ایجاد شد و هم اکنون صدها و بلکه هزاران مدرسه مذهبی در شبه قاره هند و به ویژه پاکستان دارد و گرایش عقیدتی مسلط در میان گروه‌های تندروی پاکستانی از جمعیت علما اسلام ، گروه حقانی ، سپاه صحابه واز جمله طالبان است ،

علمای مهم دیوبندی معتقدند شیعیان کافرند ، معاشرت با آنان از جمله ازدواج ، استفاده از ذبحیه،شرکت در تشییع جنازه و استمداد و طلب کمک از آنان و دفن کردن اموات شان در قبرستان مسلمانان جایز نیست ، دو گروه عمده سیاسی دیوبندی که تغذیه کننده نیروی انسانی جمعیت علمای اسلام و شبکه حقانی هستند ، طالبان در مدارس این دو گروه شکل گرفتند ،

برخی از مهاجران افغانستانی که بر اثر اشغالگری شوروی در افغانستان به پاکستان پناه برده بودند ، از دوران کودکی از خانواده و نزدیکانشان جدا شده و به مدارس مذهبی دیوبندی آورده می شدند، در این مدارس آنان هیچ چیزی از تاریخ و جغرافیا و فرهنگ و حتی تاریخ و تمدن اسلامی یاد نمی گیرند و صرفا قرایت سلفی و دیوبندی از قرآن به آنان آموزش داده می شود ،

طالبان از کودکی از زنان جدا شده و فهمی از جنس زن و نیز مظاهر مدرنیسم ندارند ، ویژگی مهم جمعیت علما اسلام و فرقه حقانی ، شیعه ستیز بودن آنان است که از تفکر دیوبندی شان ناشی می شود ، گروهی دیگر که از بستر دیوبندیسم برخاسته است ، سپاه صحابه است ،

سپاه صحابه افکار ضد شیعی برادران طالبانی خود را با صراحت بیش‌تری ابراز می کند ، سپاه صحابه نیز هم چون داعش در آرزوی تجدید خلافت اسلامی است همان چیزی که طالبان نیز با تشکیل امارت اسلامی و امیر المومنین خواندن رهبر اولش ملاعمر و انتخاب امیر برای سرزمین های اسلامی در خارج از افغانستان در پی آن بود ، سپاه صحابه نفوذ گسترده در میان طالبان داشته و نقش کلیدی در تصرف شمال افغانستان و به ویژه مزار شریف در دهه ۱۹۹۰ داشت ،

سخنان هتاکانه رهبر این جمعیت درباره حضرت امام حسین علیه السلام ، نگرش این تفکر به شیعه و مقدسات آن را به روشنی نشان می دهد ، ضیا الرحمان فاروقی رهبر سپاه صحابه گفته بود :
اگر در کربلا بودم نخستین کسی بودم که به حسین و یارانش تیراندازی می کردم چون آنان علیه سیدنا یزید بن معاویه خلیفه مسلمین قیام کرده و در میان مسلمین فتنه به پا کرده بودند ،

طالبان برادران عقیدتی و فرهنگی و فکری سپاه صحابه و یاران رزم و بزم آنان هستند ، بله آنان اصالت دارند ، اصالتی تکفیری و ناصبی و ضد شیعه و ضد زن و ضد مدرنیسم و در ستیز با زبان و شعر و ادب پارسی ، دشمن با سنت و فرهنگ و شعایر فرهنگی از مجسمه گرفته تا موزه و آرامگاه و جشن و نوروز و عاشورا