اصلاح طلبی فعال در برابر اصلاح طلبی محافظه کار و استمرار طلب! – گاندی باشیم نه … !

✍️حسین جعفری

مدتهاست تلاش می کنیم تا بگوییم تا وقتی از ترس انقلابی شدن و براندازی نظام، به انکار وضع وخیم و باتلاق گونه ی موجود می رسیم و آگاهانه خود را به تغافل می زنیم تا توصیف مان سوگیرانه به نفع تایید وضع موجود رقم بخورد و آنقدر توقع مان را از نظام پایین نگه می داریم تا اصلاحات را در قواره ی کوچک حاکمان تنگ نظر امروز درآوریم و تا به وضع موجود رضایت دهیم؛ آنگاه شک نکنیم که نمی توانیم با عقل جمعی به فکر مشخص کردن شیوه ها و رویکردهای جدید (بدون تمسک به خشونت و انقلاب اما فعال و موثر) برای برداشتن گام های رو بجلو باشیم!!

خطا و مغلطه ی مهمی در حال وقوع است؛ توجه کنیم! می گویند اصلاح طلبی یعنی نارضایتی از وضع موجود و مطالبه تغییر از طرق غیر خشونت آمیز !!! آری این شرط لازم اصلاح طلبی است اما شرط کافی نیست!!!

نارضایتی از وضع موجود و مطالبه تغییر اگر منفعلانه باشد و فاقد هر گونه تلاش عملی برای تغییر؛ همان محافظه کاری است!! شرط کافی برای اصلاح طلبی، تلاش مصرانه و با برنامه برای ایجاد تحول و تغییر و اصلاح است.

اصلاح طلبی چون گاندی معتقد بود که؛ “بهای جان هایی که طی مقاومت خشونت پرهیز از دست می روند باز از هزینه های شورش خشونت بار کمتر است”، اما از این منطق درست نمی توان نتیجه نمی گرفت که باید از هر تلاشی که ممکن است باعث اعمال خشونت آمیز از سوی ارباب قدرت شود ترسید؛ پرهیز کرد و محافظه کار شد و فقط بعد از هر خونریزی چند کلام بقصد حرف درمانی صادر کرد!!

گاندی خشونت طلب نبود اما از اینکه در راه اصرار بر تغییر و اصلاح امور مشخص، ایستادگی حداکثری کند و هزینه پرداخته شود؛ پرهیز نداشت.

در اصلاح طلبیِ گاندی؛ مقاومت مدنی و تلاش برای تغییر اصل است و نمی توان از ترس خشونت عریان قدرت؛ اصلاح طلبی را در حد غر زدن و نالیدن تنزل داد. توجه کنیم پرهیز از خشونت با ترس از خشونتِ اقتدارگرایان فرق دارد!

واقع آن است اول قدم تحرکِ فعال ( و نه منفعل!) و حرکت رو به جلوی اجتماعی، دانستن و پذیرش این نکته است که با رویکرد محافظه کارانه فعلی اصلاح طلبی، راه بجایی نخواهیم برد و در عمل بجای اصلاح طلبی به استمرار طلبی تنزل جایگاه داده و به آنچه که ترسش را داریم ( انقلاب ) نزدیک می شویم، لذا اگر مخالف براندازی و انقلاب و توسل به راههای خشونت آمیز برای تغییر هستیم، خب، بسم الله!

برای مردم منتقدی که در آینده ای نه چندان دور تبدیل به معترضانی با مشت های گره کرده می شوند، راههای اصلاح و تغییر ملموس، عینی و فعال معرفی کنید.!

شک نکنید که مردمی معترض ، عصبانی و مایوس، معلوم نیست به ریسمان عقلانیت و صبوری چنگ زنند و چه بسا به ریسمان پوسیده اجانب و توسل به خشونت تمسک کنند، بدان امید که هر طور شود بهتر از طور امروز است!!!