اعتباری که در این سال ها ته کشید… / یادداشت

حبیب رمضانخانی

در سالگرد انقلاب ۵۷، تصاویری از تلویزیون با پس زمینه سرودی انقلابی در حال پخش است که در یک مورد؛ تکه فیلمی از راهپیمایی سال ۵۷ نظرم را جلب می کند. پیشرو جماعت چند روحانی اعلامیه به دست دوشادوش جوانان و میانسالانی با تیپ و قیافه های متفاوت حرکت می کنند. در پشت سر جماعت، گروهی از بانوان با حجاب و مو باز آن ها را مشایعت و همراهی می کنند. اینکه جمعیتی با تفاوت بارز در اندیشه، ظاهر، طبقه و غیره به صورت خودجوش و اختیاری دور هم جمع شده اند، با مقایسه دوران حال، جالب و برجسته می نمود.

اینکه در هر انقلابی افرادی از طیف های گوناگون را هدفی مشترک و بزرگتر حول خود جمع می کند، مورد قبول هست و توضیح آن همراهی، منتها همان افراد در آن تجمع طبق وعده ها و دورنمای آینده ای که برایشان شکل داده بودند، آنگونه اعتماد و حضور یافتند. حتی این رویه در سال های ابتدای انقلاب، به جز گروه هایی که معارض شدند و خطشان جدا، با حضور افراد وطن دوست و طیف های مختلف ادامه داشت. اما چه شد از آن همراهی و تحمل اندیشه و عقیده های متنوع به این تک رنگی و شعار «یا با ما یا علیه ما» رسیدیم؟

بعد از شکست ایران از روسیه و تحمیل قرارداد گلستان، برخی از روحانیون سرشناس از جمله میرزا محمد مجاهد حکم جهاد علیه روس ها صادر کردند. با وجود مخالفت دربار و فتحعلی شاه و اطلاع از عواقب آن، به دلیل اعتبار و وجهه روحانیت در میان مردم، کسی را یارای مخالفت نشد و جنگ های دوم با تهاجم ایران شروع شد، هرچند به مصیبت بزرگی ختم شد. در جریان تحریم توتون و تنباکو توسط میرزایی شیرازی، حتی در کاخ ناصرالدین شاه اهل حرم او قلیان شکستند و ناصرالدین شاه مجبور به عقب نشینی و شکست می شود.

اما امروز آن اعتبار و وجهه که روزگاری در تسامح و مدارای شخصیت هایی چون آیت الله بروجردی و طالقانی ها متجلی می شد به بد اخلاقی هایی تنزل یافته که در تعصب و تندوری شخصیت هایی چون حجت الاسلام شجاعی که دختر آیت الله مشهوری را به داعش و دیگری رییس جمهور هم لباس خود را به مواد و منقل ارجاع می دهد.

مسلما برآیند هر انقلابی را باید در متن جامعه دید و بررسید. امروز مسئولین باید پاسخگو باشند که در میان مردم تا چه اندازه اعتبار و وجهه گذشته را حفظ کرده اند؟ اگرچه به دلیل نبود معیار و ملاکی برای سنجش درست، نمی توان جواب این سوال را به دقت داد، ولی می شود از برخی جریانات و تحولات جامعه آن را بررسید.

می توان گذری به انتخابات اسفند سال قبل داشت و مشارکت ۴۰درصدی و افت چشم گیر حضور مردم را ملاک سنجش قابل قبولی دید. می توان خوداظهاری چند سال پیش برای تعلق یارانه به افراد را مثال زد که اکثریت برای دریافت آن عدم اعتماد به مسئولین در هزینه درست آن را دلیل عدم انصراف از دریافت یارانه ذکر کردند. می توان حضور در یادبود مناسبت های انقلابی و صفوف نماز جمعه را دید و از نظر تفاوت در حضور طیف ها و تعداد افراد شرکت کننده با گذشته مقایسه کرد و تحلیل کرد…

نتیجه؛ با این اوصاف می توان سوال بالا را پاسخ داد و با فاکتور گرفتن از جناح خاص که افراد آن دغدغه معیشت و اثبات تعهد دارند، گفت ان اعتبار و همراهی دیگر امروز وجود ندارد. امروز جناحی با حقیقت دانستن خود، خودرا معیار و مبنای طیف بندی مردم قرار داده و با شعار «یا با ما یا علیه ما» بسیاری از مردم را با برچسب بی بصیرت، فریب خورده… از آن همراهی متفرق کرده اند.‌