اعتماد ملی ، عنصر مهمِ امنیت ملی.

پایگاه خبری / تحلیلی نگام – ✍️ رضا کمال

‌معرفی زود هنگام عوامل ترورهای دهه ۶۰ و ۷۰ و یا  تعیین اسرائیل بعنوان عامل هرگونه خرابکاری در کشور و دستگیری افرادی بعضاً متفرقه، بعنوان عاملین خرابکاری و ترور دانشمندان اتمی و...

بنظر ، اینک پاسخی معکوس داده است.

این رفتار، بجای نمایش ، تسلط عوامل امنیتی، اکنون تبدیل به بحرانی امنیتی شده است که دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز از نفوذ در حلقه قدرت، گفته ولی مسؤولیت آنرا متوجه کسی ندانستند .

این هفته نیز بدلیل آب بازی در یک کاروانسرا، یک گروه ، از کار بیکار شدند تا شاید؛ نمایشی باشد بر این که : این کشور، صاحب دارد و مگس بدون اذن، پرواز نمی‌کند.

این روش مدیران امنیتی، برای القای استیلای امنیتی و انتظامی در کشور و پافشاری متعدد بر آن، اکنون به جای حصول هدف طراحان، باعث تردید های جدی در حوزه امنیتی کشور شده است.

قسمت بهت آور آن این است که، مردم عادی نیز بعضاً، متوجه رسوخ امنیتی شده اند.

امنیت ملی و احساس امنیت، دو مقوله متفاوت ولی پیوسته به هم است.
ولی وقتی مسؤلان، فقط در کشف جرایم کوچک موفق هستند ولی در معرفی عاملان فاجعه نطنز، کرج و ترور امثال شهید فخری زاده، عاجزند.

سوالات متعددی را برای همه اقشار، ایجاد می‌کند که آیا اینها فقط در کوچه های خلوت و خیابان‌های تاریک، دلیر می‌شوند ؟

آیا، ایجاد سناریوهای ساختگی و دستگیری عوامل بیگناه، مانند افرادی چون مجید فشی، (که باعث عذرخواهی وزارت شد) در ترور دانشمندان هسته ای ، بصورت سینمایی، تا چه مقطعی، پاسخگو خواهد بود؟

اینکه رقصنده های دانشجوی هنر روی آهنگ Happy در ۲۴ ساعت دستگیر شده یا سارق گوسفند، یکماهه، دستش قطع شود. از نگاه عامه، نشانه اقتدار انتظامی و قضایی است؟

در ابیانه، زنی آواز خواند و در ۱۵ کیلومتری آنجا ،بخشی از مرکز اتمی نطنز،بنحو نامشخصی دریده و تخریب شد. نتیجه چه بود؟

آن بانوی آوازه خوان دستگیر و مجازات شد ولی عاملان نطنز، در کرج نیز دسته گل به آب دادن را ادامه دادند.

هرچند، عذر خواهی وزارت در مورد قاتلان دانشمندان هسته‌ای و قطع نمایش دستگیری و مجازات صوری، قدمی بزرگ، انسانی و شریف است. ولی فقط گام لازم است، اما کافی نیست.

تا کی، دور محل اصابت هر گلوله، سهواً شلیک شده را دایره بکشیم و اعلان پیروزی و به هدف زدن کنیم؟

و از تیرانداز و آمر نظم ، تقدیر به عمل بیاوریم؟

حالا، احتمالاً، مثل دهه شصت نیست که نیم ساعت بعد از انفجار صوتی در سطل زباله ای در میدان ولیعصر، عامل اصلی آن را، اسرائیل، اعلام و گروهی را دستگیر و تعدادی را مجازات کنیم.

خوب می‌دانیم، اعلام دروغین دستگیری، حتی به خاطر رضایت خانواده شهدا، نه‌تنها، کارکردی ندارد و خود خانواده معزز شهدا نیز، راضی به اعدام و مجازات حتی یک انسان بیگناه نیستند و از طرفی هم، مشکل عمده ای را حل نمی‌کند و باری از دوش نیروهای امروزه، پرشمار امنیتی، برنمی‌دارد.

بلکه عوامل موثر اطلاعاتی را طی بازه زمانی مذکور، زیر فشار رسانه ای و افکار عمومی می‌برد که؛ چرا با این همه دعوای استیلای امنیتی، باز هم بعضاً شاهد حوادث مشابه هستیم.

(البته نفی کامل وجود امنیت در کشور، امری غیر منصفانه و نوعی نمک نشناسی است. لذا باید از تلاشگران این عرصه، سپاسگزار باشیم. ولی صحبت از هزینه و فایده را نباید به تاخیر انداخت).

‌ موفقیت اعمال زشت تروریستی، اکنون صرفاً، ناشی از قدرت عامل نیست، بلکه بخشی نیز معطوف به ضعف خود ماست. که اگر فکری برای آن نشود. خود مردم اولین سرخورده ها و سپس قربانیان این حوادث خواهند بود.

امنیت ملی، ملی است و اختلاط آن با اسلامیت و ایدئولوژی ، اولین گام انحرافی آن است که باعث جدایی بدنه جامعه از حاکمیت می‌شود. (واکاوی فعالیت موازی چند دستگاه امنیتی، ضروری و بازبینی حدود اختیارات نیز، لازم است).

چرا برخی فکر می‌کنند که حتی بمب اتم، فقط برای حفاظت از مردم وبرای قدرت بازدارندگی آن نیست؟ و برای صیانت از ایدئولوژی حاکم است.

انتقاد مردم در حاکمیت در برخی عرصه ها آغاز شده و احتمالآ ، دومینو وار، انسجام ملی، را هدف قرعر می‌دهد.

سم مهلک عدم اتحاد ملی، توسط چه تفکری در رگهای جامعه تزریق می‌شود؟
چه گروهی به صراحت مایلند مردم را از حاکمیت جدا کنند؟ آیا این افراد به تضعیف حاکمیت بعنوان هدف، نگاه نمی‌کنند؟

آیا هنوز، فیلترینگ و بگیر و ببند و حذف قلم و… ، کمک حال امنیت، تلقی می‌شود؟
تامین امنیت، وظیفه توأم حاکم و ملت است و به‌تنهایی تامینات، ممکن نیست.
سروران عزیز؛ نگذارید؛ زود، دیر بشود.