اقدامات شرم آور دلواپسان نابخرد با جک استراو

تعاریف چنین افرادی از ایران نیز عامل مؤثری در شناساندن کشورمان به جهانیان است کما این که استراو بعد از اقامت در باغ “نمیر”تفت یزد چنین نوشت که باغ ایرانی مفرح و تسکین دهنده اعصاب و ارتقا دهنده روح است.

به گزارش نگام به نقل از عصر ایران ، جک استراو ، وزیر خارجه اسبق انگلیس و نماینده کنونی پارلمان این کشور، هفته پیش به همراه همسر خود، به همراه یگ گروه توریستی به ایران آمد تا از شهرهای شیراز، اصفهان، یزد و کاشان دیدن کند.

وزارت خارجه ایران درباره این سفر اعلام کرده بود که استراو نه به عنوان یک مقام سیاسی که به عنوان یک شهروند معمولی به ایران سفر کرده است و هیچ دیداری با هیچ مقامی در ایران نخواهد داشت.

قطعاً حضور افراد سرشناس در ایران به عنوان توریست، یکی از مهم ترین عوامل تبلیغ ایران در جهان به شمار می رود چرا که خبرهای مرتبط با این افراد در رسانه ها منتشر می شود و بدین ترتیب، بی آن که ریالی و دلاری هزینه کرده باشیم، زیبایی ها و جاذبه های گردشگری ایران در رسانه های خارجی بازنشر می شوند. همچنین سفر این افراد به ایران، خنثی کننده تبلیغات ضدایرانی در جهان، مانند فقدان امنیت در ایران است.

تعاریف چنین افرادی از ایران نیز عامل مؤثری در شناساندن کشورمان به جهانیان است کما این که استراو بعد از اقامت در باغ “نمیر”تفت یزد چنین نوشت که باغ ایرانی مفرح و تسکین دهنده اعصاب و ارتقا دهنده روح است.

با این حال، عده ای در این شهرها و برخلاف روح مهمان نوازی و فرهنگ بالای مردمان شان ، فرصت حضور یک چهره معروف در این شهرها را تبدیل به تهدید کردند تا به جای آن که چهره ای موجه و منطقی از ایرانیان ترسیم شود، تصویری بی ادب، فاقد منطق و عصبی از ایران و ایرانیان مخابره شود.

این که ایرانیان از سیاست های انگلیس در طول تاریخ آسیب دیده اند و نگاه مثبتی به آن ندارند، امری مسلم است ولی انتظار نمی رفت، تفکیک بین “سیاست های یک کشور” و “سفر خانوادگی و توریستی” برای عده ای اینقدر سخت و طاقت فرسا باشد!

واقعاً شرم آور است که یک مهمان خارجی به همراه همسر سالخورده اش با دریافت ویزا و به طور کاملاً قانونی و شفاف به شهرمان بیاید و عده ای علیه مهمان، در برابر هتلش تجمع کنند و داد و هوار بکشند و باعث شوند که مهمان، برنامه سفرش را ناتمام بگذارد و برغم آن که هزینه سفر را پرداخته، آن را نیمه تمام بگذارد!
آیا واقعاً مردم ایران این گونه هستند یا عده ای نابخرد ایرانیان را این گونه نشان می دهند؟

واقعاً چگونه عده ای که به زور تعدادشان به دهها نفر می رسند به خود اجازه می دهند چنین تصویر زشتی از ایران و مردم ایران ترسیم کنند؟ و سؤال مهم این که چرا در این شهرهای توریستی، نیروی انتظامی در برابر این عده “آبرو بَر” سکوت کرد؟

اشتباه نکنید! قصد حمایت از استراو را نداریم، بلکه دغدغه مان تصویری است که یک اقلیت افراطی و اندیشه گریز از ایران و ایرانی ارائه می دهند.
وقتی یک گردشگر خارجی با اجازه رسمی و ویزای قانونی جمهوری اسلامی ایران وارد کشور می شود، چگونه یک عده حتی قانون نظام را نیز برنمی تابند و خودشان می برند و می دوزند؟ مگر مملکت قانون ندارد؟

بدتر از این ها، بی عملی و انفعال ملال آور نیروی انتظامی است که گویا فکر می کند در برابر اقدامات غیرقانونی این گروه های ظاهر الصلاح و در باطن خرابکار، وظیفه ای ندارد. غافل از آن که ضربه ای که اینان به کشور می زنند، کم از باندهای تبهکار نیست.

اصلاً فکرش را کرده اند که اگر در جریان این بلبشو، آسیبی به یکی از گردشگران می رسید، چه هزینه عجیبی بر کشور تحمیل می شود. آیا چنین اقداماتی بسترسازی برای خرابکاری های احتمالی دیگران نیست؟

اما بدتر از همه، اظهار نظر برخی افراد صاحب کرسی ، مانند برخی ائمه جمعه و نمایندگان مجلس است. به عنوان مثال به سخن یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی درباره سفر توریستی استراو دقت کنید: «پیش‌بینی ما این است که این برنامه دقیقا بر اساس اهدافی است و آن اهداف به‌دنبال نفوذ در لایه‌های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است.»

واقعاً چه باید گفت به این سطح نازل تحلیل؟ آیا فرهنگ، اقتصاد، سیاست و اجتماع ایران بدین حد ضعیف و بدبخت و مفلوک است که اگر یک پیرمرد و همسرش از آثار تاریخی ایران بازدید کنند، در لایه های مختلف ایجاد نفوذ می شود؟!
آیا ربط دادن همه چیز به “نفوذ”، تنزل هشدار رهبری درباره مقوله نفوذ در دوران پساتحریم نیست؟ جالب است که مدعیان ولایتمداری، از استفاده ابزاری از بیانات رهبری در راستای منویات خودشان هم نمی گذرند!

واقعاً تا کی باید شاهد اقدامات و حرکت های عده ای باشیم که به نام مردم ایران، آبروی مردم ایران را می برند و مدام هزینه سازی می کنند؟
کسی به این ها تفهیم کند که اکثر ایرانی ها مانند آنها فکر نمی کنند و آنها ، قیم و سخنگوی مردم ایران نیستند. حد اقلیت بودن شان را بفهمند و پا از گلیم شان درازتر نکنند.