امریکا و همه متحدانی که ندارد ، انگلستان و معضل نفت کش های بازداشتی

پایگاه خبری / تحلیلی نگام _ سیاست خارجی امریکا در بعضی موارد با شکست در منطقه روبرو شده و امریکا متحدان استراتژیک خود را از دست داده است . انگلستان هم به عنوان متحد امریکا این روزها حال و روز خوشی ندارد

بلوکبرگ در گزارشی به طرح آمریکا برای حضور نظامی در خلیج فارس پرداخت.

به گزارش ایلنا به نقل از بلومبرگ، تنش در تنگه هرمز این موضوع را آشکار کرد که آمریکا برای ایجاد ائتلاف، متحد زیادی ندارد.

دولت آمریکا به طور رسمی از آلمان، فرانسه و انگلیس درخواست کرده تا برای تامین امنیت دریانوردی در تنگه هرمز، به نیروهای این کشور در منطقه بپیوندند، اما دولت آلمان از پذیرش این تقاضا سرباز زده است. این موضع باعث ناراحتی آمریکا شده است.

حضور سربازان آلمان در خارج از کشور باید در مجلس این کشور تصویب شود، این در حالی است که اکثر سیاستمداران آلمانی مخالف شرکت در هرگونه ماموریت نظامی ایالات متحده علیه ایران هستند.

از سوی دیگر آلمان حضور چشم‌گیری در تنگه هرمز ندارد و بیشتر نفت خود را از روسیه تامین می‌کند، بنابراین نیازی به حضور در این منطقه نمی‌بیند.

فرانسه، نیز هنوز تصمیم خود را در این زمینه اعلام نکرده است. اما انگلستان در میان کشورهای اروپایی بعد از توقیف نفتکش، قاطعیت زیادی برای حضور در خلیج فارس نشان داده است که با توجه به کم بودن شمار نیروهای انگلیس در خلیج فارس و کاهش شمار نیروی دریایی این کشور، اشتیاق انگلیس برای همکاری با آمریکا در این زمینه قابل درک است.

با همه این‌ها در چند روز گذشته شاهد این موضوع بوده‌ایم که انگلستان و آمریکا هم اختلافاتی در زمینه چگونگی این ائتلاف برای حضور در خلیج فارس داشته‌اند.

 باید گفت که سیاست خارجی آمریکا در سال‌های گذشته باعث شده است که کشورهای مختلف برای همراهی با تصمیمات آمریکا بسیار محتاطانه تصمیم بگیرند.

حسن الحردان در البناء نوشت: تحلیلگران در مورد دلایلی که باعث شد بریتانیا ناوگان دریایی خود را به آبهای خلیج فارس اعزام کند، سوالاتی را مطرح می کنند؛ برخی معتقدند که پشت این اقدام، تصمیم آمریکا و بریتانیا در مورد تنش زایی با ایران، قرار دارد؛ که موجب بحرانی تر شدن تنش های موجود، تا شعله ور شدن مقابله نظامی می شود. عده ای دیگر اعتقاد دارند که این حضور نظامی بریتانیا، در چارچوب تشدید محاصره ایران جای می گیرد؛ در حالی که دیگر کارشناسان، آن را در ضمن باقی ماندن تنش در تنگه هرمز، با هدف تحقق برخی اهداف آمریکایی بریتانیایی می دانند، که به مرحله انفجار جنگ نمی رسد.

به گزارش سرویس بین الملل «انتخاب»؛ در ادامه این مطلب آمده است: مشخص است که رسیدن برخی ناوگانهای بریتانیایی به منطقه خلیج فارس، ارتباطی به آماده سازی ها برای به راه انداختن جنگی علیه ایران ندارد؛ چرا که چنین جنگی، به حضور نظامی آمریکا و انگلیس و پایگاهها و منافع آمریکایی و بریتانیایی در منطقه خلیج فارس، اسیب می رساند. علت این مساله، توانایی های نظامی ایران، برای پاسخ دادن به هر گونه تجاوزی است؛ آنچه که تحولات پس از ساقط شدن پهپاد آمریکایی توسط ایران، بوضوح ان را ثابت می کند و به دنبال این حادثه، ترامپ مجبور به عقب نشینی و امتناع از پاسخ دادن به ایران شد.

از این رو، می توان گفت اعزام ناوهای جنگی بریتانیایی، به برخی اهداف آمریکایی انگلیسی باز می گردد که سعی در پنهان کردن ان دارند؛ این در حالی است که همه می دانند طرفی که پشت تنش ها در خلیج فارس ایستاده، ایالات متحده است؛ که با خروج از برجام، شراره اختلافات و درگیریها را روشن کرد.

بر این اساس، می توان گفت اهداف مورد نظر آمریکا و انگلیس، در چند عامل نمود می یابد؛ هدف اول، تشدید محاصره علیه جمهوری اسلامی، نشان دادن تهران بعنوان تهدیدی برای دریانوردی بین المللی و باجگیری از دولتهای خلیج فارس و سوق دادن آنها به سمت خرید سلاح و پرداخت اموال در مقابل حمایت است.

همانطور که رئیس جمهور آمریکا اخیرا طی صحبتهایی، به صورت علنی اعلام کرد که نمی تواند از دولتهای ثروتمند حمایت کند، تا اشاره ای داشته باشد به اینکه دولتهای مذکور، باید برای تامین امنیت کشتی های خود، هزینه ای بپردازند. اما ادامه تنش ها در منطقه، به نفع ایالات متحده است، که باعث می شود تقاضای سلاح از آن افزایش یافته و سود زیادی از معاملات خود داشته باشد.

بنابراین، بحران بین بریتانیا و جمهوری اسلامی، به سمت راه حل گرایش دارد؛ بویژه پس از آنکه کانال های ارتباطی مستقیم و غیر مستقیمی در مورد توقیف نفت کش های ایرانی و بریتانیایی، گشوده شده است. اما معضل فعلی ان است که کدام یک از طرفها، ابتدا نسبت به آزاد کردن نفت کش طرف مقابل اقدام می کند.. لندنی که عملیات توقیف را اغاز کرد یا تهران؟

راه حل دیگر آن است که دو نفت کش به صورت همزمان آزاد شوند، به نحوی که در آغاز، هر دو نفت کش در کشور واسطه ای مانند عمان، لنگر اندازد. این مبادله که زمینه سازیها برای آن در حال انجام است، قواعد درگیری تازه ای را استوار می کند، که ایران به لطف استراتژی پاسخ متقابل خود، آن را عملی می کند.