امنیتی که نداریم

✍️حسین فرزین

اون پشتیه میگه از اونجا که رفقای سپاهی و بسیجی و نیروهای انتظامی فعلا کارهای مهمتری ،همچون در اختیار گرفتن ریاست جمهوری ، مجلس ، /اه ببخشید مجلسو که تصاحب کردن،/ شوراهای شهر، استانداری ها ، فرمانداری ها و هاهای دیگه رو دارند ، فرصت نمی کنند به امنیت که مقوله ای پیش پاافتاده و حقیر است رسیدگی کنند.

جهت اطلاع جماعت بالا و ما جماعت پایین عرض می کنم تا جایی که بنده اطلاع پیدا کردم در همین کوچه ی منزل ما که از محدوده های خوش نام شهر است و بیشتر ساکنانش پاسداران قدیمی هستند ، از ابتدای سال وسایل پنج ماشین به سرقت رفته و سه منزل وسایلش به غارت برده شده که همچنان برده شده، بخاطر سرگرمی جماعت بالا، قتل خانمی که در جایی دیگری اتفاق می افتد ، پیکر پر از خون اون بنده ی خدا در سطل زباله کوچه ی ما کشف میشه، حال این قطره را بچسب تا به دریای غارت و چپاول بررسی، این همه از اون جا ناشی می شه که رفقای بالا سرشون به جای دیگری بنده و کارهای مهمتری دارن که به برقراری امنیت که وظیفه ی اصلیشونه نمی رسن.

بد نیست این قصه روهم عرض کنم که بیش از سه ماهه کابل های مخابرات محله ی ما و گویا دیگر محلات و به عبارتی تمامی شهر توسط برادران معتاد به سرقت رفته و شرکت مخابرات در خواب و ما امت پشت صحنه که بعد پیگیری های فراوان مجبور شدیم خودمان سیم بخریم و متخصصی بیاوریم تا تلفن هایمان را وصل کنند تا بچه هایمان که خانه نشینند بتوانند از مبالغ گزافی که پیشاپیش بابت اینترنت پرداختیم جهت تحصیلشان استفاده کنند.

این جمله را هم بگویم و روضه ی امروز رو به پایان ببرم ، برای کاری به معاونت اجتماعی نیروی انتظامی پایتخت معنوی جهان اسلام مراجعه کردم ، ورودی این مکان با انواع و اقسام موانع پوشانده شده بود و فقط میدان مین کم داشت ، وقتی از سرهنگ فرمانده ی اونجا پرسیدم که چرا این گونه اید ، گفت امنیت نداریم ، می ترسیم مردم به ما حمله کنند.

عجبا، بهرام گور که گور می گرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت.