“امنیت ملی ایران” و نقش دانشگاهیان!

پایگاه خبری / تحلیلی نگام ، “امنیت” از مهمترین موضوعات فردی و اجتماعی هر جامعه است. امنیت مثل سلامتی است تا زمانی که دچار مشکل نشود اهمیت آن معلوم نمیشود. به عنوان مثال الان که‌کرونا، “امنیت” ما را‌به خطر انداخته، قدر و ارزش معاشرت ها‌ و ارتباطات راحت و جمع ها‌ی شلوغ و اجتماعات گسترده و بغل کردن ها و کنار هم بودن های بدون‌ترس بیشتر حس می شود.

عبدالرحمن حسنی فر در ادامه نوشت:

یکی از زیر مجموعه های خیلی مهم امنیت، جنبه ملی امنیت است که تحت عنوان “امنیت‌ملی” یا “امنیت نظام سیاسی و اجتماعی” است. در گذشته که جنگ، اصلی ترین ابزار و‌‌ روش تعامل حوزه قدرت سیاسی بود‌ و از آن برای تغییر و جابجایی حکومت ها استفاده می شد، “امنیت ملی” از اهمیت گسترده ای که دغدغه همیشگی تک تک افراد جامعه باشد، برخوردار نبود؛ این موضوع، بیشتر دعذغه حاکمان و ارتشیان بود و عموم مردم به آن توجهی نداشتند. هر چند از تبعات ناامنی تاثیر می پذیرفتند ولی به طور ساختاری در تامین‌آن ذی مدخل نبودند.

امروزه “امنیت ملی” به خاطر گفتمان دموکراسی از‌جانب تک تک افراد جامعه دارای اهمیت شده است. چرا که هر گونه خدشه ای به آن باعث خطر و‌ آسیب عمومی می شود. اگر چنین حسی نسبت به “امنیت ملی” وجود ندارد در گفتمان دموکراسی و مشارکت پذیری عمومی مستقر باید تامل کرد.

اهمیت “امنیت ملی”در این است که‌ اگر به خطر بیافتد همه قلمروهای دیگر “امنیت‌” نیز به خطر میافتند و این‌نکته مهمی است که باید ‌به آن توجه کرد. نکته مهمتر این است که ‌تحقق مطلوب “امنیت ملی”، جدای از جنبه های سخت افزارانه‌ -که‌برای حفظ آن‌لازم و ضروری است- به اندیشه وتلاش اهل فکر هم نیاز دارد. اندیشه های برگرفته از علم و دانش می تواند در تقویت “امنیت ملی” موثر باشد.

جدا کردن اهل فکر از مقوله “امنیت ملی” و واگذاری صرف آن به اهل حکومت و دولت و نظامیان، یک اشتباه استراتژیکی است؛ چرا که اهل قلم، یک بازوی دیگر در کنار اهل شمشیر هستند. آنها نیز می توانند از حیثیت ملی و عمومی یک جامعه محافظت و دفاع نمایند. اما اکثرا مشاهده می شود که دانشگاهیان خود را درگیر یا دخیل در موضوع “امنیت ملی” نمی دانند. طنز ماجرا این است که در موقعیت های خاص، اتهام “اقدام علیه امنیت ملی” زیاد به کار برده می شود. این در حالی است که به نظر می آید فهم درست و کاملی از امنیت ملی برای خیلی از افراد و مسئولان وجود ندارد.

“امنیت ملی” قاعدتا باید از قدرت و ظرفیت لازم برخوردار باشد تا به راحتی مورد خدشه و آسیب قرار نگیرد. افزایش قدرت و ظرفیت “امنیت ملی” و حفظ و تداوم آن، مستلزم تلاش عملی و داشتن فکر اندیشه رو به جلو است و این حتما با مشارکت دانشگاهیان امکان پذیرتر است. اما در حال حاضر به دلایلی چون ناآگاهی و ضعف‌در نوع و نحوه تعامل دستگاه قدرت‌با‌دانشگاهیان، ندانستن نقش خود در حوزه امنیت ملی از جانب دانشگاهیان و فاصله و جدایی انها با دولت و قدرت سیاسی که حاصل فکر گذشته‌ تاریخی و باسابقه دولت‌های ستمگر و استثمارگر است، باعث‌دوری و جدایی ارادی و ساختاری دانشگاهیان و دولت از هم شده است.

فهم نقش دانشگاهیان در حفظ و افزایش “امنیت ملی”، مستلزم تعامل مشترک دولت و این قشر از جامعه است. با توجه به ضرورت ذاتی توجه‌علم‌ به منافع و مصالح عمومی، اصرار متولیان این‌حوزه به مشارکت از یک طرف و تمایل و احساس نیاز دولت و طراحی سازوکارها و بستر لازم از جانب آن از طرف دیگر می تواند در بلند مدت به نفع جامعه باشد.