انتخابات عراق؛ معترضان: دلیلی برای رای دادن نداریم/ جوانان عراقى تمایلی برای حضور در انتخابات را ندارند

پایگاه خبری / تحلیلی نگامپوسترها، شعارها و چهره هاى جدید و قدیم. کوچه و خیابانهاى بغداد حال و هواى انتخابات گرفته. درانتخاباتى که قرار است روز یکشنبه برگزار شود، بیش از ٣٠٠٠ نامزد براى بدست آوردن ٣٢٩ کرسى پارلمان رقابت خواهند کرد.

به گزارش بی‌بی‌سی، در چند هفته گذشته تقریبا در هر گوشه این شهر و شهرهاى دیگر عراق، احزاب، ائتلافها و نامزدهاى مستقل در حال کمپین و تبلیغات بوده‌‌اند و تلاش براى راضى کردن راى دهندگان. شبکه هاى اجتماعى هم پر شده از فیلمهاى تبلیغاتى این داوطلبان با وعده هاى مختلف.

با همه این هیاهو اما انگار یک جاى کار بدجور مى‌لنگد. این پنجمین انتخابات بعد از سقوط صدام است که من از نزدیک شاهدش مى شوم. شاید ظاهر خیابان‌هاى پر از پوستر خیلى با قبل فرق نداشته باشد اما این‌بار صداهاى مخالفت با شرکت در راى گیرى بیش از همیشه به گوشم مى رسد.

بى میلى براى رفتن پاى صندوق در میان جوانان عراقى پررنگتر از دوره هاى قبلى است. خسته از آشوب‌ها و جنگ‌هاى این سالها، کمتر کسى اینجا باور دارد که انتخابات بتواند چیزى را تغییر دهد و تصور بر این است که فرداى راى گیرى باز همان‌هایى بر سر قدرت خواهند بود که در هجده سال گذشته بوده اند. کسانى که بسیارى آنها را عامل اصلى معضلات عراق مى دانند. مشکلاتى که بر زندگى روزمره ساکنان این کشور سایه انداخته. از نبود برق و آب گرفته تا بیکارى. یادم مى آید که در انتخابات سال ٢٠٠۵، اولین انتخابات بعد از سقوط صدام شوق عجیبى عراق را فرا گرفته بود.

زن و مرد و پیر و جوان در صف‌هاى طولانى منتظر بودند تا راى خود را به صندوق بیاندازند و با انگشت مرکبی‌شان جلوى دوربین‌هاى خبرنگارهاى خارجى ظاهر شوند. در همه چهره ها مى شد امید براى آینده اى روشن را پس از سالها نظام دیکتاتورى دید. اما این تصویر رفته رفته در هر انتخابات شروع به رنگ باختن کرد. در دور پیش که سال ٢٠١٨ و بعد از شش سال جنگ با داعش برگزار مى‌شد، مشارکت چیزى حدود ٣٠درصد اعلام شد که دقت آن‌هم زیر سوال بود. خیلى از ناظران معتقدند که مشارکت کمتر از بیست درصد بوده.

ما آن سال هم براى پوشش انتخابات به یکى از حوزه هاى اصلى در بغداد رفته بودیم که انتظار مى رفت ‌شلوغ و پر رفت و آمد باشد اما سر صندوق‌ها جز در ساعات اولیه صبح خلوت بود. ماموران امنیتى مى‌گفتند اگر کمى صبر کنیم که داغى هوا فروکش کند تعداد بیشترى را خواهیم دید اما تا غروب و پایان ساعات راى گیرى، نه آن حوزه رونق گرفت و نه چندتاى دیگرى که همکارانمان در آنجا حضور داشتند.

اصلاحات سیاسی یا تکرار ناکامی؟

جمعه گذشته صدها معترض در میدان تحریر بغداد جمع شدند تا اعلام کنند که انتخابات را تحریم خواهند کرد. خیلی‌شان کسانى بودند که در اعتراض‌هاى گسترده اى که از پاییز سال ٢٠١٩ شروع شد، شرکت داشتند. تظاهراتى که شهرهاى غالبا شیعه نشین عراق را در نوردید و ماهها طول کشید. این در حالیست که انتخابات زودهنگام با حضورناظران بین المللى یکى از خواسته‌هاى اصلى معترضان بود.

زهرا یکى از آنهاست که آن‌ روز به میدان تحریر آمده بود و با صداى بلند فریاد می‌زد “نرید وطن” یعنى “میهن مى‌خواهیم”. او مى گفت “دلیلى ندارم به کسانى راى بدهم که دست‌شان به خون ما آغشته است.” اشاره او به گروه‌هاى شبه نظامى نزدیک به ایران است که معترضان آنها را متهم به کشتار تظاهرکنندگان مى کنند. گروه‌هایى که با احزاب سیاسی‌شان در انتخابات حضور چشمگیرى دارند.

چند معترض دیگر اشاره کردند که هیچ نامزد قابل اعتمادى در میدان نیست که آنها فکر کنند قرار است براى جوان‌هایى عراقى کارى کند. “همه احزاب فاسد هستند. مستقل‌ها هم کارى از پیش نمى توانند ببرند. دایم وعده دادند کارى نکردند و این وضع عراق است.”

تقریبا همه مقامات ارشد عراقى، شخصیت‌هاى مذهبى و رهبران احزاب مدام در این مدت از مردم خواسته‌اند روز یکشنبه پاى صندوق بیایند. در راس آنها آیت الله سیستانى مرجع تقلید شیعه که در بیانیه‌اى ازطرفدارانش دعوت کرد که راى دهند. او در این بیانیه گفته به رغم کاستی‌ها، انتخابات بهترین راه تغییر است. اما این بار ظاهرا دعوت مرجعیت هم چندان در میان شیعیان جوان عراقى اجابت نخواهد شد. در میدان تحریر آن روز نشانه ها و نمادهای شیعه کاملا مشهود بود. در صف مقدم تظاهرات گروهى پرچم و تصویر منسوب به امام حسین را حمل مى کردند. ولى وقتى درباره بیانیه آقاى سیستانى مى پرسم واکنش‌ها تند است: “مرجعیت با این کار نشان داد که پشت گروه‌هاى فاسد ایستاده و بعد از ماهها سکوت درباره سیاستمداران، درست دم آخر مثل تنفس مصنوعى وارد عمل شده. این اشتباه بزرگى بود.” این را على صادق از فعالان مدنى مى‌گوید و دیگرانى که اطراف‌مان جمع شده‌اند با تکان دادن سر تایید مى‌کنند. جواب‌هاى مشابه را من در محله هاى غالبا شیعه نشین بغداد از خیلى هاى دیگر هم شنیدم.

چنین واکنش‌هایى به مرجعیت در جامعه شیعه چیز تازه‌اى است. در زمان ظهور داعش با یک فتواى آیت‌الله سیستانى، صدها هزار شیعه سلاح بدست گرفتند و به خط مقدم رفتند. اما همان مرجعیت احتمالا نتواند خیلی‌ها را پاى صندوق بکشاند.
در این انتخابات ناظران سازمان ملل هم حضور خواهند داشت اما همین هم گویا براى خیلی‌ها مفهومى ندارد. دیوار بى‌اعتمادى در میان جوانان بلندتر از این حرفهاست تا حدى که بعضى حتى سازمان ملل را متهم به همکارى با احزاب مى‌کنند: “سازمان ملل متحد نمى‌بیند که از این صندوق سلاح بیرون خواهدآمد؟” حسین محمد على در جمع معترضان فریاد مى‌زند. او مهندس است و مى گوید نمى تواند کار پیداکند و به این فکر است که هر چه دارد بفروشد و به قاچاقچیان بدهد و عراق را ترک کند.

هر چند در این فضاى سنگین ناامیدى بعضى هنوز امیدوارند که بتوانند چیزى را با راى خود تغییر دهند. مثل امیره جابر و چند جوان دیگر که به عنوان نامزد مستقل وارد انتخابات شده‌اند. امیره فعال مدنى است و از چهره هاى شناخته شده تظاهرکنندگان. به نظر او وقت آن رسیده که جنبش اعتراضی‌شان را به صحن مجلس ببرند. دوست و یار دوران تظاهراتش حسن اسدى که او را در این کمپین کمک مى کند هم معتقد است که تغییرات باید تدریجى صورت گیرند و “دکمه نیست که بزنند و همه چیز عوض شود”.

اما آنچه که من اینجا مى بینم آن است که تعداد کسانى که مثل امیره و حسن فکر مى کنند خیلى زیاد نیست. اینجا کسى انتظار ندارد فرداى روز انتخابات شگفتى رخ دهد.