انتخابات یا استصوابات؟

  • احسان شریعتی/ منبع : انصاف نیوز

استقبال عمومی به‌نظر من کم خواهد بود. از همین آستانهٔ ورود سیر داستان روشن است. نامزدهای کمی از صف اصلاح‌طلبان یا چهره‌های مستقل و منتقد ثبت‌نام کرده‌اند. دلیل این سردی فضا هم روشن است که حوادث خونین آبان گذشته است. نحوه‌ی تصمیم‌گیری، اعلام و اعمال شوک افزایش قیمت بنزین و سوخت، و این که این تصمیم از طریق عادی مجلس نگذشت؛ مشروعیت و موثر بودن این نهاد را زیر سوال برده است. چنان‌که وقتی رئیس دولت می‌گوید من هم در روزنامه خوانده‌ام، کارکرد نهاد دولت هم پرسش‌برانگیز می‌شود. همه‌ی این‌ اخبار باعث می‌شود اصل و کارکرد و اهمیت این نهادها به پرسش گرفته شود. و این از پیش معلوم بوده و شاید عالمانه و عامدانه هم این شیوه، یعنی با پیش‌بینی چنین نتیجه‌ای، اتخاذ شده باشد؟!

گذشته از چهره‌های ثابت همیشگی حامی جناح غالب، چند تن از شخصیت‌های اصلاح‌طلب یا مستقل هم می‌کوشند از این فضا برای حضور و اظهار نظر و ارایهٔ تحلیل‌ها و مواضع خود استفاده کنند و در صورت ردّ صلاحیت عدم شرکت خود را موجه سازند. در هر حال و با هر انگیزه، این پرسش عمومی در برابر نامزد‌ها مطرح می‌‌شود که صلاحیت شما هم اگر تایید شد و به مجلس راه یافتید و بار دیگر «دور زدن» مجلس تکرار شد؛ چه خواهید کرد؟ زیرا وقتی نمایندگان نتوانند صدای همهٔ گرایشات و مطالبات جامعه را به‌صورتی رسا و روشن بیانگر باشند و خواستِ تغییر-و-تحول مورد نظر اجتماع را از طریق نهادهای رسمی انتخابی اعلام و اعمال نکنند، و در یکی از مهم‌ترین مسائل مملکتی برای اجتماع، وقتی مجلس حرف اول و تعیین‌کننده‌ را نزند، اصل «دموکراسی نمایندگی» حتی در جوامع دموکراتیک و صنعتی پیشرفته مثل فرانسه هم زیرسوال می‌رود، چه رسد به جامعهٔ ما و یا کشورهای جهان‌سوم سابق مانند شیلی، لبنان، و عراق.

دوگانگی ساختاری در نظام و قانون‌اساسی هم مشکل را مضاعف می‌سازد. زیرا مردم‌سالاری «نمایندگی» در اینجا، از دو جنبه زیرسوال می‌رود: یکی با نظارت نهادهای انتصابی و در رأس همه «نظارت استصوابی» که مانع می‌شود همهٔ گرایشات ملی با تمام تنوع خود در مجلس نمایندگی شوند. و از جانب دیگر، همان مشکل دموکراسی «غیرمستقیم» در جهان که با فاصله افتادن تدریجی میان موقعیت و امتیازات نمایندگان و مردم، «سیادت» ملی به تعبیر ژان-ژاک روسو، به‌نوعی غصب و مسخ می‌شود. درعین‌حال در همین دموکراسی‌های نمایندگی غیرمستقیم هم مجلس و نهادهای منتخب حرف اول و اصلی را می‌زنند، اما در کشور ما با این توجیه که وضعیت‌های «استثنایی» زیاد پیش می‌آید، مثل جنگ و تهدیدهای خارجی و اختلافات درونی و جناحی و..، جملگی موجب می‌شوند که تصمیمات فوق‌العاده و فراقانونی مکرر گرفته شود.

یکی از ویژگی‌های کشورهای پیشرفته‌ٔ صنعتی به‌لحاظ سیاسی وجود احزاب است. خرد جمعی‌ از طریق تشکل‌های جمعی تصمیم می‌گیرد. در کشورهایی مانند ما به این علت که تشکل سیاسی در قالب احزاب و جبهه‌های سیاسی ممتنع و ضعیف بوده است (چنانکه تشکل صنفی اقشار و طبقات مولد)، و فقط در ایام انتخاباتی است که فعال می‌شوند و گاه حتی در همین ایام زاده و بعد ناپدید می‌شوند، کار جمعی، شفاف و با ساز-و-کار‌های دموکراتیک صورت نمی‌گیرد (مانند مشکلات آن «لیست امید»قبلی). در نتیجه یا به‌ناگزیر فردی عمل می‌کنند و یا گاه پس از انتخاب‌شدن مواضع متفاوتی می‌گیرند که با وعده‌های انتخاباتی نمی‌خواند و حتی گاه مخالف خط قبلی و خیانت به خود است. شرکت، تحریم، و هر تاکتیکی در امر انتخابات یک عمل جمعی و تشکیلاتی است و نه اقدامی فردی و موضعی نظری.