انتقاد رسانه سابق احمد توکلی از جوانان کف‌زن انقلابی/ سایت الف: برخی چشم بر سرمایه‌داران آلوده دست به نام دینداری و ولایتمداری بسته‌اند

پایگاه خبری / تحلیلی نگام _ پناهیان از انتقادات اولیه رها نشده بود که سند دوم در مورد ملک ۴۲۳ متری سعادت آباد منتشر شد. به علاوه برخی از کسانی که سابقا خود دانشجوی بسیجی بودند و عضو تشکیلات اصولگرایان به حساب می آمدند (و بعدها مدعی عدالتخواهی شدند) از ارتباط حوزه علمیه پناهیان با یکی از متهمان فراری بانک سرمایه سخن گفتند.

به گزارش امتداد _در مقابل اعتراضات اما ظاهرا دستوری به رسانه‌ها و فعالان مجازی اصولگرا رسیده است که باید از پناهیان حمایت کنند. از همین رو از سایت‌ها و خبرگزاری‌ها گرفته تا فعالان مجازی و روزنامه هایشان پر شد از برشمردن محسنات پناهیان. تا هر طور شده با چشم بستن خود به روی همه اصولی که مدعی آن بودند، پناهیان را به ساحل سلامت در آن سوی فراموشی اذهان عموم برسانند.

درس «اخلاق اصولگرایی» درس خاصی است. یکی از مهمترین موارد آن این است که با ایجاد یک پروپاگاندای عظیم روی فراموشی ملت حساب کنید، تا مردم فراموش کنند و از یاد ببرند. نظیر اتفاقی که اخیرا در مورد بذرپاش افتاد و همه فراموش کردند او به چه مواردی متهم بود و حالا در کرسی ریاست دیوان محاسبات تکیه زده است.

حمایت‌های دستوری از پناهیان آنقدر گسترده بود که صدای سایت الف که احمد توکلی آن را پایه گذاری کرده بود نیز در آمد. الف در مطلبی که در روز شنبه ۲۲ شهریور ماه به قلم «حسین رجایی» منتشر کرد از مدافعان و بزرگان جریان خودش سئوال می‌کند: «آیا آنقدر که این دوستان میگویند تکلیف بر جوانان انقلابی مشخص است!؟ آیا آنگونه که تبلیغ میکنند بستن راه بر هر پرسشی در این خصوص، نشانه اوج بصیرت و آگاهی یک انقلابی است و باقی ماندن هرگونه ابهام و سؤالی نشانه ضعف ایمان و لغزش در برابر حیلت دشمن!؟ »

نویسنده بخش مهمی از مقاله خود را تنها به طرح پرسش‌هایی مطرح کرده که می‌توان گفت بیش از همه به پاسخ آن واقف است. او می‌پرسد: «آیا متهم کردن هر پرسشگر و مطالبه گری به فساد و جهل و عدالتخواری و سست عنصری، نشانه استحکام ایمان است!؟ آیا آبروی جوانان انقلابی عدالتخواه متفاوت از آبروی مومن است!؟ » او خوب می‌داند که پرسشگری و مطالبه‌گری تنها زمانی مورد تشویق قرار می گیرد که علیه دیگران باشند. نه زمین و مدرسه حداد عادل و شراکت پناهیان با کسی که اگر یک اصلاح‌طلب با او شریک بود، امروز باید هر دو را در زندان ملاقات می‌کردیم.

با این همه شاه بیت این مقاله جایی است که از مانیفست مهم «جوانان انقلابی» پرده‌برداری می‌کند. جوانانی که مدعی مطالبه‌گری بودند اما تنها تواناییشان «کف و سوت زدن» برای هم قبیله هایشان است. الف از آنها می پرسد: «آیا این دسته از برادران انقلابی جز اینکه برای این عمق دشمن شناسی خود کف بزنند رسالت دیگری ندارند!؟»

به نظر می‌رسد غیر از «کف زدن» رسالت دیگری برای خود قائل نیستند. آنها نسبت به پرونده عیسی شریفی هم سکوت کردند. همانطور که در مورد پرونده فردی چون حسن رعیت سکوت توام با محو شدن در افق های دور را از آنها شاهد بودیم.

نویسنده الف با انتقاد به سکوت درباره «سرمایه‌داران آلوده دست» که «به نام دینداری و ولایتمداری و به کام خوشگذرانی های فرزندانشان در آمریکا و کانادا انجام میدهند » پرسیده: آیا از عبرتهای ماجرای طبری و دوستان زرسالارش درسی نیاموخته‌اند؟

او همچنین با بیان اینکه «قرار نیست چهار تکه سند و مشتی ادعا، یکشبه ارادت ما به افرادی چون حجت الاسلام پناهیان را سست کند» می‌نویسد: «ولی وقتی ایشان در دفاع از خود، تلویحاً از سرمایه داری که سوالات و ابهامات بسیاری پیرامون وی مطرح است دفاع میکنند آیا نباید نگران شویم!؟ آیا در خصوص کسی که گویا خیرات و مبراتش را دیده اند اما حتی نمی دانند مالک فلان نشان تجاری مشهور است نباید سوال کنیم؟! وقتی مطلع میشویم که یک ابربدهکار بانکی فراری علاقه وافری به مشارکت در اقدامات فرهنگی و تبلیغی ایشان داشته، آیا نباید مضطرب گردیم!؟ آیا تاریخ دین و بزرگانش چنین درسی به ما داده اند!؟ تاکنون با این مقدس سازیها چه طرفی بسته‌ایم!؟»

با این همه به نظر می‌رسد نویسنده هنوز هم جرات نکرده تا «مقدس‌سازی‌ها» را با نام و مصداق روشن نقد کند. و این نشان از برتری سازمانی پدرخوانده‌ها بر کل جریان اصولگرایی است.