انتقاد روحانی از «موضع‌گیری غیرکارشناسانه» مجمع تشخیص مصلحت درباره لوایح پولشویی

پایگاه خبری / تحلیلی نگام، حسن روحانی در سخنانی که اشاره‌اش به مجمع تشخیص مصلحت نظام بود خطاب به این نهاد زیرنظر رهبر جمهوری اسلامی گفت که باید «پاسخگوی موضع‌گیری غیرکارشناسانه» خود به خاطر قرار گرفتن ایران در فهرست سیاه «اف‌ای‌تی‌اف» باشد.

گروه ویژه اقدام مالی علیه پولشویی (اف‌ای‌تی‌اف) روز دوم اسفند اعلام کرد که ایران را به فهرست سیاه خود بازگردانده است.

به این ترتیب هر کشور برای ایمن نگه داشتن سیستم‌ بانکی خود از احتمال مشارکت در پولشویی و تامین مالی فعالیت‌های تروریستی از طریق نقل‌وانتقالات و همکاری با نظام بانکی ایران، می‌تواند به طور مستقل دست به اقدام بزند.

رئیس‌جمهوری اسلامی ایران روز یکشنبه چهارم اسفند در نشست کابینه خود گفت در مورد اف‌ای‌تی‌اف‌ «نظر دولت و مجلس مشخص بود و همه اقدامات اجرایی را انجام داد و لوایح چهارگانه از جمله دو لایحه پالرمو و سی‌اف‌تی را تصویب کرد».

او با بیان اینکه «قصد دولت، اعلام تصمیم جدی نظام در مبارزه با پولشویی و جرائم سازمان یافته و تامین مالی تروریسم بود»، به مصوبه کارگروه اقدام مالی برای قرار دادن ایران در فهرست سیاه خود اشاره کرد و گفت: این نهاد «عدم تصمیم جمعی خارج از اختیار دولت و مجلس را بهانه قرار داد و مصوبه‌ای خلاف مصالح ملت ایران صادر کرد»

آقای روحانی مصوبه گروه ویژه اقدام مالی را باعث «خرسندی آمریکا» و زمینه‌ساز تشدید آنچه که «تحریم‌های ظالمانه و غیرانسانی» خواند دانست و افزود: «اینک وقت آن است که آنها که بهانه به دست آمریکا داده‌اند، پاسخگوی موضع‌گیری غیرکارشناسانه خود باشند».

«گروه ویژه اقدام مالی» نهادی بین‌المللی که با هدف مبارزه با پول‌شویی در سطح جهانی فعالیت می‌کند، تصویب این لوایح را برای جلوگیری از محدودیت‌های نظام پولی و مالی این نهاد بر نظام بانکی ایران لازم می‌داند.

این گروه مهرماه امسال برای ششمین و آخرین بار به ایران مهلتی چهار ماهه داد تا لوایح مربوط به کنوانسیون‌های پول‌شویی و تأمین مالی تروریسم را تأیید کند.

با این حال، مجمع تشخیص مصلحت نظام که زیرنظر رهبر جمهوری اسلامی و در سیطره اصولگرایان است، دو لایحه «پالرمو» و «سی‌اف‌تی» را با وجود اصرار دولت حسن روحانی تصویب نکرده است.

مخالفان این لوایح می‌گویند که در صورت تصویب آنها، کمک‌های مالی ایران به گروه‌هایی مانند حزب‌الله لبنان و حماس در نوار غزه با مشکل مواجه خواهد شد و ترفندهای پنهانی که اکنون برای دور زدن تحریم‌ها استفاده می‌شود، کارایی خود را از دست خواهد داد.

رئیس‌جمهوری ایران در اظهارات روز یکشنبه خود در عین حال گفته که محدودیت ‌تحریم‌های آمریکا «خیلی شدیدتر و بیشتر از محدودیت‌های اف‌ای‌تی‌اف» است «ولی تلاش دولت برای آن بود که مصوبه اف‌ای‌تی‌اف، مجوزی به دولت آمریکا برای فشار بیشتر به طرف‌های تجاری ما ندهد».

آقای روحانی انتقاد کرده که «این حق ملت بزرگ ایران و جمهوری اسلامی نبود و نیست که در لیست اقدام تقابلی یک نهاد بین‌المللی قرار گیرد».

1 دیدگاه برای «انتقاد روحانی از «موضع‌گیری غیرکارشناسانه» مجمع تشخیص مصلحت درباره لوایح پولشویی»

  • اسفند ۶, ۱۳۹۸ در t ۵:۲۶ ق٫ظ
    Permalink

    متاسفانه در ایران مارکسیست های روسی ( توده ای ، فدایی ، کمونیست کارگری) خودشان به دیکتاتوری پرولتاریا اعتقاد و التزام دارند ( به همان اندازه که ملاهای روسی به فقاهت بعثی روسی اعتقاد و التزام دارند ) . یعنی کوچکترین سؤال و انتقاد و تردیدی را نسبت به مارکسیسم لنینیسم معادل خیانت ، جاسوسی ، مزدوری سرمایه داری و امپریالیسم ، می خوانند و به شدت سرکوب میکنند. رفتار خسرو روزبه با منتقدین ( ترور انها) ، رفتار فرخ نگهدار و بقیه رهبری فدائیان با منتقدین داخلی ( هلیل رودی ، جاسوس خوانده شد و دو فدایی عاشق در خانه تیمی ترور شدند) ، کمونیست کارگری ( تقی شهرام یک سازمان مارکسیست اسلامی به نام مجاهدین خلق را با کودتا در دست گرفت و ایدیولوژی انرا تغییر داد به مارکسیسم لنینیسم و رهبران مجاهد را که بر عقیده خود باقی مانده بودند ترور کرد و جسد انها را سوزاند) ، همه نشان گر این است که اینها با ملاها تفاوت ماهوی ندارند ، متحد انها شدند ، به دستور شوروی ، همه دگر اندیشان را سانسور و سرکوب و ترور شخصیت کردند ، از اعدام ها ، خلخالی ، موسوی ، رفسنجانی ، … دفاع کردند . شعارهای انها انحلال ارتش ، اعدام ژنرال های ارتش شاه ، تشکیل سپاه و بسیج و مسلح کردن انها به سلاح سنگین ، …. تا ایجاد بلوا در ترکمن صحرا و کردستان که دیدید تعلیمات نظامی انها وحشی گری تمام علیه خرگوش ( دریدن خرگوش توسط زن مبارز ! کرد با دندان ! مثل سر بریدن داعش) را تبلیغ کرده ، سر مخالف را میبریدند و یک سینی داغ روی گردن او می گذاشتند تا خون در بدن او بماند و مدتی دست و پا بزند ( رقص خروسی ) .
    این همه قصه مکرر گفتم که برسم به اینجا
    این مارکسیست های روسی همه معانی و مفاهیم سیاسی ، ادبی ، فرهنگی ، اجتماعی کلمات و اصولی که همه جهان برای ان تعریف استانداردی دارند را عوض کرده و کاملا به ضد خود ان تبدیل کرده اند .
    میهن پرستی = عنتر ناسیونال جهان وطنی روسی ، نفت و گاز شمال برای روسیه ، دخالت تروریستی در سوریه برای حفظ پایگاه طرطوس برای روسیه ، تایید و حمایت از اشغال گری روسیه در اوکراین و کریمه و گرجستان ، تک حزبی ، ندیده گرفتن جنایات رفقا (لنین ، چه گوارا ، استالین . پول پوت ، مائو ، مادورو ، میلوشویچ ، قذافی ، اسد ، صدام )
    دیکتاتوری = دموکراسی لیبرال ، ازادی احزاب ، رای گیری ، پارلمانتاریسم ، ازادی رسانه ها
    دموکراسی = دیکتاتوری توتالیتر کمونیستی ، دولت رانت خوار مالک همه جان و مال و اندیشه مردم
    امپریالیسم = توسعه پایدار ، مدرنیته ، امنیت (سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی) ، ازادیهای فردی ، برابری همه افراد و گروه ها در برابر قانون
    توسعه ، مدرنیته ، عدالت = فقر مفرط ، موشک پرانی ، تروریسم ، گوش به فرمان روسیه ، دخالت در امور اعراب واسرائیل و فحاشی و تخریب و دروغ بافی در مورد فرانسه و ژاپن و ترکیه و کانادا و امریکا و اروپا ، دخالت تروریستی و تحریف و سانسور یک طرفه در عراق و لیبی و افغانستان ، تبلیغ قدرت و پیشرفت به لحاظ موشک پرانی ، شیمیایی ، اتمی ، تروریستی درسمت روسیه ، مزدوران کمونیست و بعثی و ملاهای روسی الت دست روسیه .
    یکی از تحریف ها و جابجایی معانی که مارکسیست ها در توجیه دیکتاتوری ( دیکتاتوری صالح به زعم انها برای رفقای انها) زیاد بکار میبرند ، این است که دیکتاتوری می تواند مدرن و سازنده باشد و وقتی مردم انرا نخواستند ، مثل بچه سر براه خودش میرود کنار ! اما در مورد کنار رفتن مارکسیست های روسی ، بعثی ها ، … هیچ نمونه ای ندارند که تعریف فوق را پشتیبانی کند . به شاهنشاه ، سوهارتو ، …. اشاره میکنند که نه تنها کمونیست و برده روس نبودند ، بلکه دیکتاتور توتالیتر به ان معنی که کاسترو ، مادورو ، چائوشسکو ، موگابه ، بوتفلیقه ، اسد ، قذافی ، صدام ، استالین ، میلوشویچ ، یاکونویچ ، کیم ، ویتنام ، ….. بودند و هستند ، هم نبودند.
    مثلا وقتی گفته می شود رضا شاه و محمد رضا شاه دیکتاتور بودند ، در زمان هر دوی اینها مخالفین وجود داشتند ، بسیاری از انها داخل سیستم حکومتی ( اشکار : مثل مدرس و مصدق و کاشانی و …. یا پنهان: مثل جعفریان ، نیک خواه ، انصاری ، باهری ، قطبی ، اعتماد ، زاهدی ، فردوست ، ….) بودند و فعال ! اما در کوبا ، ویتنام ، کره شمالی ، صدام ، قذافی ، اسد ، … مخالف حضور ندارد . احزاب حتی صوری هم نیستند ، حتی به اندازه ملاها جناح هایی از قدرت ولو برای بازی با افکار مردم نقش مخالف بازی نمیکنند . کجا در کوبا و شوروی کسی می توانست در خواست استعفای کاسترو و استالین را بدهد ؟ یک دست در اختیار رهبر . همه رسانه های فارسی در زمان شاه در دستان توده ایها و فدایی ها بود . اینرا شاه ادعا نکرده ، یک یک هیئت تحریریه کیهان و اطلاعات امروز در غرب خودشان را کمونیست اعلام کرده اند یا برای پنهان کاری سوسیالیست ! تمام اعضای کانون نویسندگان زمان شاه امروز مدعی کمونیسم و یا برای پنهان کاری سوسیالیسم هستند . مذهبی ها هم در سازمان اموزش و پرورش ( بهشتی ، باهنر ، غفوری…) کتاب های دینی می نوشتند . حالا مارکسیست اسلامی شریعتی در حسینیه ارشاد ازادانه ریشه شاه و فرهنگ پر بار غربی را میزد و تشویق تروریسم می کرد بماند .
    اما سوهارتو :
    سوکارنو مثل مصدق هم با امریکا رابطه داشت ، هم با شوروی و چین مذاکره میکرد ، همه در زیر رهبری او از مارکسیست های روسی تا هواداران غرب ، مسلمانان سیاسی ، ازادانه فعالیت می کردند . مثل مصدق که میرفت قربانی یک کودتای مد روز ان زمان شوروی بشود و یک دیکتاتوری وابسته عنتر ناسیونال روسی به انجا تحمیل شود و یک کره شمالی و ویتنام و کامبوج انجا تولید شود ، کمونیست ها دست به ترور و کشتار زدند ، انهم ژنرال های میهن پرست اندونزی ! مثل ترورهای دانشگاه تهران ( توده ایها ) ، سیاه کل ( فدایی ها) ، ترور سرلشگر مصدق ، …. اما سوهارتو بر خلاف افسران ارتش شاه و پلیس در زمان مصدق ، و افسران ارشد شاهنشاه در انقلاب ۵۷ ، بیدی نبود که به باد انقلاب بازی کودتاگرایانه شوروی بلرزد . او یک افسر میهن پرست بود ، همه کمونیست ها را که به ویروس جاسوسی عنتر ناسیونال روسی دچار بودند ، حذفی تاریخی کرد . جنگی بود ، یک سر ان شوروی و تروریست های تحت امرش ، طرف دیگر ارتش میهن پرست اندونزی به رهبری سوهارتو . به همین دلیل سوهارتو کشور را اباد کرد ، هرگز ان بازی کمونیستی روسی در تاریخ اندونزی تکرار نشد . او را نمی توان دیکتاتور نامید چون تروریست های کمونیست روسی را می کشت . به همین دلیل بعدها که کشورش دچار خیزش مردمی شد ، همان ژنرال ها از او خواستند به رای مردم گردن نهد . او مثل شاه گردن نهاد و کنار رفت . اما اسد که حتی به اندازه ملاهای حامی او طرفدار ندارد ، به گونه ای که در کشتار مردم مجبور شده مزدور از ملاها ، پوتین ، لبنان ، افغانستان ، …بیاورد تا رژیم ضد مردمی اش را سر پا نگه دارند ، همه کشور را هم نابود کرده ، میلیونها کشته و اواره ، دیکتاتور توتالیتر است . مقایسه اسد و کاسترو و ویتنام با اندونزی و شاه و …. مقایسه فیل و فنجان است .
    مادورو اگر چه مخالف دارد و نمی تواند مخالفین را سرکوب کند( به لحاظ تعداد بی شمار انها و پافشاری و پایداری مردم و حمایت امریکا و اروپا از انها )، اما حاضر نیست حتی انتخابات برگزار کند زیر نظر سازمان ملل ( یعنی همین چیزی که اپوزیسیون مارکسیست روسی از خامنه ای می خواهد و او تن نمی دهد ) ، به نیزه نظامیان تکیه کرده و مرسنری روس ها و پشتیبانی پوتین و کوبا و بولیوی (زمان مورالس) …. ، در حالیکه مردم در اثر عدم صدور نفت در فقر بدترآز مردم ایران هستند ، حقوق نظامیان را افزایش داده برای سرکوب . یعنی چون ارتش ونزوئلا بی شرف تر از حتی ارتش بوتفلیقه ( که مخالفین را به شدت سرکوب کرده و اثری از انها نه در حکومت ، نه در اجتماع به صورت حزب ، نیست) است ، و بی شرف تر از ارتش و پلیس مورالس که او را که مورد خشم مردم واقع شد به لحاظ تقلب و فقر ( چون ونزوئلا و ملاها که به او پول میدادند خودشان فقیر شدند برای روسیه ) تنها گذاشتند . برای پوتین هم ارزشی نداشت چون نفت نداشت و فقیر بود . پس مجبور به ترک کشور شد .
    بنابر این هرکسی که دموکرات نیست ، ازادی احزاب ، ازادیهای بیان را محدود میکند ، یا یک حزب و گروه خاصی را سرکوب میکند . لزوما دیکتاتور توتالیتر نیست . می تواند روزی در اثر درخواست اکثریت ملت کنار برود ، می تواند به مردم خدمت کند ، این گونه دیکتاتوری ها را نباید با دیکتاتورهای توتالیتر قاطی کرد
    دیکتاتور توتالیتر :
    ۱) هیچ درجه ای از ازادی بیان ، مشارکت مردم در سیاست ، ازادیهای فردی و اجتماعی ، ازادی رسانه ها ، انتقاد حتی خودی ها ، … را بر نمی تابد
    ۲) تمامیت کشور ، منابع ان ، سرنوشت مردم ، امنیت و اینده مملکت ، نیروهای نظامی ، ارتباطات با دولت های دیگر ، همسایه ها ، ….. بازیچه دستهای یک نفر دیوانه جنایت کار است . همه چیز برای او فدا شدنی است . هیچ چیز بدون او معنی نداشته و اگر میلیونها انسان کشته و اواره شوند برای بقای او و نظام فاسد و مستبد او ، یا دولت ارباب او ، کاملا مجاز است . او هرگز اشتباه نمی کند ، همیشه دشمنان فرضی هستند که می خواهند رهبر نادان عزیز را ناراحت کنند . چنین رهبری فقط با یک حمله خارجی و یا یک انقلاب توده ای همگانی میرود . مدت دوام ان بستگی به ارزش او برای ارباب خارجی ( روسیه ) دارد . این رهبر هیچ اصلاحی نمی کند ، نمی تواند بکند چون در مغز سنگی او حک شده که اولا اشکالی نیست ثانیا اگر کمبودی هست توطئه دشمن است .
    این رهبران توتالیتر اگر پلی بسازند ، یا یک راه اهن ، یا یک بیمارستان ، ورزشکاری تربیت کنند ،…. فقط برای دکوراسیون رژیم فاسدشان و یا بهره برداری نظام یا ارباب است . به همین دلیل پیشرفت مطلوب نزد اینها موشک پرانی ، شیمیایی ، بازی با اتم است .

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.