انتقام سختی در کار نخواهد بود

✍️سلمان کدیور

شهید فخری زاده نیز ترور شد، و باز وعده انتقام سخت، به گوش فلک می رسد.

اما حقیقت این است که هیچ انتقامی در کار نخواهد بود. چرا؟

اول اینکه تجربه انتقام سخت شهادت حاج قاسم نشان داد جمهوری اسلامی اراده ای برای عکس العمل در مقابل تهدیداتی که می شود را ندارد.
بخصوص با آن وضع انتقام گرفتن که قبلش خبر بدهند به طرف که ما می خواهیم بزنیم، بروید پناه‌گاه.
همان زمان، به معنی و ساحت کلمه مقدس انتقام توهین شد و حالا مردم خودمان هم آن را باور نمی کنند، چه برسد به دشمن.

همین الان که چند ساعت از ترور گذشته بزنید شبکه های تلویزیون، می بینید که بجز چند خبر، هیچ خبری از این اتفاق نیست، و دارند فیلم و سریال و سرود و مسابقه پخش می کنند. تا به افکار عمومی پیام دهند که چیز مهمی اتفاق نیفتاده.

ظریف هم به عنوان عالی ترین مقام حکومتی، تا الان ترور را محکوم کرده و از اروپایی ها خواسته تا ترور دانشمند ایرانی را فقط محکوم کنند. در حالی که شهید فخری زاده قبل از آنکه دانشمند باشد، معاون وزیر دفاع جمهوری اسلامی بوده. یعنی ترور او نوعی اعلام جنگ است، منتها خودشان را به نفهمی می‌زنند که به جنازه برجام بی حرمتی نشود و باب مذاکره با بایدن بسته نماند.

اما از جهات دیگر هم انتقامی در کار نخواهد بود، چرا که جمهوری اسلامی می‌داند پاسخ به این ترور ممکن است باعث درگیری نظامی شود، و می‌داند که کشور بخاطر، اقتصاد ناکارآمد و فاسد، دولت فشل و ناکارآمد، بیماری واگیر و از همه مهمتر، وجود عدم اعتماد عمومی به حاکمیت و عدم پشتیبانی مردم از حاکمیت در هر درگیری بزرگ خلاف جنگ هشت ساله، توان مقابله ندارد.

طی چند دهه گذشته آنقدر به اعتماد عمومی پشت شده, مردم آنقدر در گذران زندگی شخصی و ابتدائیات به سختی و هرج افتاده اند که هیچ مطالبه ای جز زندگی آرام عادی ندارند. آن هم نه به امید تلاش و مجاهدت مسئولین بلکه به امید آمدن بایدن، و نمی خواهند این روزنه امید که واهی و سرابی بیش نیست هم از دست برود.

جمهوری اسلامی آنقدر با خودش و مصائبش که ناشی از نادیده گرفتن عدالت است، درگیر است که نوبت به هیچ انتقامی نمی رسد و دشمن هم این را به خوبی تشخیص داده و از همین سوراخ تا می تواند می گزد.

این اتفاقات به خوبی نشان می دهد که آنان که طی سال ها، امنیت را دال مرکزی گفتمان نظام تبلیغ کردند و بخاطر آن، عدالت را ذبح کردند، چه خیانتی به امنیت ملی ما نمودند.

وقتی عدالت نباشد، امنیت جز یک شعار پوچ و یک مترسک نخواهد بود.

در جامعه ای که عدالت در آن مرده، اگر امنیتش هم به خطر بیفتد، انسجامی برای تامین امنیت از سوی مردم وجود نخواهد داشت. چرا که حاکمینی که بخاطر مردم از منافع شخصی شان نمی گذرند، نمی توانند توقع داشته باشند که مردم بخاطر حکومت از جانشان بگذرند.

اگر جنگی هم به ما تحمیل شود ایرانیان بخاطر خاک و ناموس و عرق ملی شان مقابل دشمن خواهند ایستاد نه برای چیز دیگر.

پس ای عقلای قوم، اگر امنیت و تمامیت ارضی و بقای خودتان را می خواهید، عدالت را بر هر چیزی ترجیح دهید.

معتقدم ما از لحاظ نظامی قدرت پاسخ به تهدیدات را داریم و این را طی چند دهه گذشته نشان داده ایم.

هم سخت افزار قدرتمندی داریم و هم رزمندگان فداکاری، اما مشکل ما در عدم پاسخ به تهدیدات امنیتی، نه در خط مقدم نزاع جنگی، که در پشت خطوط درگیری است.
مشکل نه در سنگر جنگی که در اتاق مدیران و تصمیم گیران است.