اندلسیزه شدن ایران

🖋حسن طاهری

حدود ۱۳۰۸ سال پیش درست در گرمای نیمه مرداد سال ۹۰ شمسی‏، طارق بن زیاد، از سرداران اموی تنگه میان مراکش و اسپانیا یعنی جبل الطارق را فتح کرد و به همین دلیل این تنگه به نام او معروف و پس از فتح کامل اندلس، به مدت ۸ قرن، عطر حکومت اسلامی در آن جاری شد.
بیان خاطرات شورانگیز فتح اسپانیا در سال ۷۱۱ میلادی (۹۱ هجری قمری) همواره با احساس غرور و سرافرازی برای مسلمانان همراه بوده است. از طرفی، رویدادهای بسیار اسف بار و کشتارهای خونین و قتل عام‌های دسته جمعی وحشتناکی که به نابودی آن همه فتوحات و تصرفات انجامید، کام مسلمانان را برای همیشه تلخ کرده است. صفحات مکتوب پیشینیان، هنگامی که به اسپانیای قرن هشتم میلادی می‏رسد، برای بشریت آئینه تمام نمای عبرت‏ قرار می‏گیرد. عبرتی که با هزینه ای بس سنگین به دست آمد.
مسلمانان بابت چنین رویدادی سخت و غمبار، باید به تلاطم و هیجان آمده و از آن عبرت ‏آموزند و از خویش بپرسند که چه بیماری اجتماعی موجب تضعیف و رعشه افتادن بر همه اندام حاکمیت بلامنازع و آن همه تصرفات و فتوحات شد؟ کدامین سستی و کاهلی و کوته نظری، منجر به از دست دادن این همه افتخارات شکوهمند، در کوتاه‌ترین مدت شد؟
به نظر می‌رسد مسیحیان بیش از مسلمانان به این قطعه پر از خاطره و خطر خویش، توجه داشته و به این دوره طلایی و درخشان اسپانیا و یکایک دستاوردهای ارزشمند حکومت ۷۸۰ ساله مسلمانان می‏بالند. به گونه‏ای که محققان تاریخ تمدن غرب همچنان اعتراف می‌کنند: «اسپانیا در همه تاریخ خود حکومتی عادل و مهربان، چون دوران فاتحان عرب نداشت.»
بی توجهی متولیان به معضلات، خیانت وزیران، رشوه خواری، حرام خواری، می خوارگی، شهوت پرستی، توطئه‌های مستمر کشیشان، ضعف شدید اقتصاد و افزایش فقر و فاصله طبقاتی، هرکدام لشکری موریانه وار بود که بنای رفیع دولت اندلس را با تلنگری اندک و ضربه ای نهایی از هم فروپاشید.
این عوامل هرچند با تاریخ هر ملت و دولتی می‌تواند، منطبق شود، اما آن چه سوز زخم و رنج جراحت‌های باستانی و دیرینه حوادث را می‌افزاید، عبرت نگرفتن جامعه از طوفان‌های سهمگین قرون پیشین و فراموشی ذهن لایه‌های زیرین و زبرین و عوام و خواص یک ملت است.
شاید تیغ خون‌ریز و جبار روزگار، باید بر گردن‌ها بنشیند تا جمعیتی، ازخواب گران برخیزند. فراموش نکنیم که تاریخ واقعاً تکرار می‌شود، بدون هیچ رحم و مروتی!