انقلابی که به انحراف رفت!!- تقابل عمدی امنیت در برابر آزادی- کدام امنیت؟

✍️حسین جعفری

از انقلاب سخن گفتن سخت است زیرا هم دلبسته به آنی و هم پشیمان! … و تجربه ی این حس دوگانه ی جانگاه؛ از مرگ هم سخت تر است.

دلبسته ی انقلابی، چون در خلق و همراهی و در حمایتش جوانی از دست داده ای و پشیمانی، چون آنچه شد؛ همانی نبود که انتظارش را می کشیدی زیرا انقلابی که قرار بود دست مستبدان را کوتاه نموده و حتی کمونیستها نیز در آن آزادانه سخن گویند؛ انقلابی که قراربود آزادی را به مردم ارزانی کند و هیچکس بر مردم حکم نراند و کسی جز به اختیار مردم بر قدرت تکیه نزند، نشد آنچه که می خواستی و شد آنچه نمی خواستی!!

شوربختانه بعد از چهل سال نه تنها چیزی نیفزودیم که اصل سرمایه نیز در خطر نابودی قرار گرفته و به تقابل تصنعی آزادی با امنیت (دین و دنیا) رسیده ایم!

ناگزیرمان می کنند که به زور هم شده، امنیت را بر آزادی و حفظ دین را در برابر تخریب زندگی در این دنیا برگزینیم!!!(غافل از آنکه نه امنیت داریم و نه دین!!)

ترجیع بند اقدامات سالهای اخیر حاکمان ما؛ ایجاد تقابل عمدی میان امنیت با آزادیهای قانونی است تا کسی از چرایی اقدامات آنان جهت ایجاد محدودیت برای مصلحان داخل کشور و هزینه ی بالای اقدامات در حوزه سیاست خارجی و به فنا رفتن اقتصاد و زائل شدن آینده نسل های ایران نپرسد.

آنان بصراحت می گویند اگر آزادی تان را از دست می دهید اما خوشحال باشید که در عوض امنیت دارید؛ زیرا داعش نتوانسته در ایران اقدامات تروریستی انجام بدهد!!!

براستی مگر اقدامات و انفجارات داعش در ترکیه چند نفر را به کام مرگ و معلولیت فرستاده و بی خانمانشان کرده است؟

مگر اقدامات غیر انسانی تروریستها در عربستان، چند خانواده را از وجود پدر محروم کرده و کودکان و دخترکانشان را برای گذران زندگی محبور به تن فروشی نموده؟؟

امروز در یک قلم؛ بدلیل مدیریت ناکارآمد و کلنگی و جنگی ما، هزاران نفر بدلیل عوارض زیست محیطی، تصادفات جاده ای و … می میرند و هزاران خانواده بدلیل فقر و نداری، تن فروشی می کنند و ….

خبر گاه و بیگاه مرگ کولبران و خودکشی های شهری را با خبرهای حاشیه ای می پوشانند تا کسی به اخبار دزدی ها و اختلاس ها و مفاسد سیستماتیک نوجه نکند و بپرسد؛ این بود وعده ی آب و برق مجانی؟!!!

این روزها خیل کودکان و دختران معصوم کار در اکثر چهاراه ها چهره انسانیت را خراش می دهد؛

امروز فقر، فحشا، اعتیاد، فساد، بیکاری و از همه بدتر یاس از آینده؛ جامعه را در آستانه انحلال و فروپاشی قرار داده است!

امروز آمار بالای خودکشی دانشجو، دانش آموز و دختران معصوم این مرزو بوم آوار می شود بر سر دلسوزان، اما دریغ از چند سطر اظهار تسلیت و تاسف بزرگان و مقاماتی که برای روسری از سر گرفتن یک دختر دردمند و معترض به فساد، خطبه می خوانند و برای محاکمه فلان فعال سیاسی فلان کشور جامه می درند و گریبان چاک می کنند و یا برای کشته شدن فلان شهروند فلان کشور، بیانیه شهادت صادر می کنند!!

بدون نگاه جناحی و با یکی دانستن چپ و راست در آوار کردن سقف زندگی و امید و … بر مردم و اینکه سگ زرد برخی از منفعت جویان این جناح، برادر شغالِ منفعت جویانی از جناح دیگر است و اینکه نظام و همه ی حاکمان مسئول هستند و فرقی میانشان نیست؛ عرض می کنم:

آیا واقعا در برابر ستاندن آزادی و عقل مردم، امنیت به آنها داده ایم؟ این است امنیت؟؟؟؟

ما با این همه آمار مرگ و میر جاده ای و حوادث غیر مترقبه و سرطان و … که همگی حاصل دست پخت مدیریت جهادی ( بخوانید امنیتی) ماست؛ چه نیازی به داعش داریم وقتی خودمان کار آنان را به شکلی کامل تر و با تعداد تلفات انسانی بیشتر انجام می دهیم، آنهم در سنگر مقدسات؟؟