انقلاب و مصادره جمهوری توسط سرداران

✍️محمدعلی مشفق

بعد از گذشت ۴۲ سال از پیروزی انقلاب لاجرم باید بپذیریم که این مردم هستند که در آغاز سال ۱۴۰۰ از قدرت بطور کامل کنار زده شده‌اند.

تردید هم نمی‌توان کرد که این سرداران بزرگوار سپاه هستند که خود را به جای جمهورمردم در راس امور قرارداده‌اند؛ البته برخلاف اصول مختلف قانون اساسی از جمله مفاد اصل ۵۶ وا صل ۱۵۰ دال بر مسئولیت های سپاه پاسداران و مفاد اصل ۱۱۰ قانون اساسی که اختیارات رهبری و فرمانده کل قوا در۱۱ بند منحصر گردیده است و بدون اجازه و خواست ملت و با مهندسی انتخابات، انقلاب ۵۷ وجمهوریت را مصادره و بر مردم حاکم شده‌اند .

وای بر کشور و ملت ایران که در زمانه ای غم انگیز و تراژیک بسرمی‌برند و آینده مبهم و تیره وتاری برای مردم و ایران عزیز رقم خورده و می‌خورد .

مثل اینکه پایان هر نهضت و جنبش و انقلابی در ایران، این نظامیان هستند که درچنین مقاطعی بر ملت غلبه می‌کنند. البته یکی با کودتای سوم اسفند۹۹ و دیگری با کودتای ۲۸مرداد۳۲ و امروز هم از طریق مهندسی انتخابات ۱۴۰۰، این سرداران سپاه هستند که قدرت را از مردم می ستانند و خود را بر مردم حاکم می‌کنند.

هرگز نمی‌خواستم باور کنم که سپاه پاسداران این چنین شده است ولی کم کم باورم می‌شود که سپاه هم مانند دیگر نظامیان کشورهای دیگر است و گویا سرشت نظامیان در همه جا یکسان و مشابه است و هیچکدام هم به حق خود قانع نیستند بلکه تمامی قدرت را در همه اشکالش منهای مردم می‌خواهند که در اختیار داشته باشند.

پرسش اساسی این است که آیا کودتاها تنها در اشکال نظامی صورت می‌گیرد یا اینکه از طریق مهندسی انتخابات هم می‌توان کودتا کرد؟

شگفتا! که رئیس جمهور سیزدهم بارها اعلام کرده ومی کند که دولتشان مردمی است اما در عمل شاهد شکل گیری دولتی کاملا نظامی هستیم.

مثل اینکه جناب رئیسی دولت نظامی را با دولت مردمی از هم تمیز نمی دهند و یا اشتباه گرفته‌اند؛ لذا اگر ایشان به دنبال رونق اقتصاد کشور و اشتغال و ساخت یک میلیون مسکن هستند راهش فیصله بخشیدن به تفاهم برجام و توافق با آمریکا جهت رفع تحریم‌ها ونه تفاهم با چهار به‌علاوه یک که آمریکا همه آنهاست و البته پذیرش fatf و تنش زدایی با ملت و گفتگو با آنها در جهت چندوچون اداره کشور و تنش زدایی همه جانبه با دنیا و قدرت ها و پایان دادن به هر نوع تحریکی است.

لذا حاکمیت دادن نظامیان و غلبه رویکردهای نظامی و امنیتی بفرض خوب بودن سرداران، بدترین علامت و نشانه برای فرار سرمایه‌ها، سرمایه‌گذاران، نخبگان و بالا رفتن ریسک سرمایه‌گذاری و بی‌اعتمادی کشورها به ایران و حکومت فعلی و تلقی زندگی در زیر سایه شمشیر نظامیان است.