ایران در بند / خاطره باقری

این روزها اولین جمله ای که از دیگران می شنویم تبریک سال نو است و به دنبال آن آرزوهای قشنگی که برای هم می کنند.
آرزوی سلامتی , شادی , موفقیت , آرامش و برکت و رزق و روزی.
اینکه ان شاالله سال پر خیر و برکتی داشته باشید.
این آرزوها و دعاها خیلی خیلی قشنگ هستند اما مردم کشورم سالهاست که رنگ سلامتی و شادی و موفقیت و آرامش و رزق و روزی را ندیده اند و یا خیلی کمرنگ شده اند.
سونامی وحشتناک سرطان که حتی به کودکان هم رحم نمی کند
هزینه های سرسام آور دارو و درمان که کمتر کسی این روزها قدرت پرداختش را دارد آنهم به آسانی.
سال هاست که رکورد غم و گریه و عذاداری را شکسته ایم.
سالهاست که پر پرواز جوانانمان بسته شده است و انگیره ای برای پیشرفت و ستاره شدن ندارند.
استرس و دغدغه ی بیکاری و ماندن در هزینه تحصیل و ازدواج و بچه داری آرامشی برایمان باقی نذاشته است.
و بالاخره رزق و روزی بخور و نمیری که کفاف زنده ماندنمان را هم به زور می دهد اجاره خانه های سنگین , وامهای پر سود با اقساط وحشتناک, مخارج کمرشکن ازدواج و بچه دار شدن و شهریه های نجومی مدارس و دانشگاه ها دمار از روزگارمان درآورده است.
اما هنوز امیدواریم که ورق برگردد و چرخ روزگار بر وفق مرادمان بچرخد.
امسال هم که سال رونق تولید داخلی نامگذاری شده است پس اگر خدا بخواهد دیگر هیچ جوان بیکاری نخواهیم داشت دیگر هیچ مردی شرمنده همسرش و هیچ پدری شرمنده فرزندانش نخواهد بود.
قرار است در تولیدات حرف اول را بزنیم و وابسته هیچ کشوری نباشیم.
قرار است ورود اجناس مزخرف چینی محال شود و اجناس تولیدی کشور به سایر کشورها هم صادر شود.
ولی مگر می شود که آقا زاده های عزیز دست از قاچاق جنس های چینی بردارند؟
اصلا ممکن است این ژن های برتر از نان خوردن بیوفتند؟
وقتی که می توانند چای صنعتی و ناسالم را از کشورهای دیگر وارد کنند چه نیازی به چای سالم و طبیعی کشور خودمان؟
کارگران چای کار بیکار بمانند بهتر از آن است که آقا زاده هایمان تجارت کثیفشان را تعطیل کنند.
اصلا چه نیازی به تولید داخلی داریم ما هرچه که بخواییم برادران چشم بادامی چینی به سفارش سوداگران عزیز می سازند و عین نقل و نبات در بازار ایران پخش می کنند.
از چادر مشکی سر زنهایمان گرفته تا ریزترین اسباب بازی های درون لپ لپ.
حالا با این حجم تجارت و واردات چطور می شود تولید داخلی را رونق داد؟؟؟
دست چند نفر باید رو بشود تا بتوان جلو وارداتشان را گرفت؟
حالا اینها به کنار مردمی که یک عمر عادت کرده اند به خرید کالای به اصلاح خارجی با چوب و فلک هم به جانشان بیوفتید جنس ندید و نشناخته ایرانی نمی خرند از بس که چشمشان ترسیده شده از بی کیفیتی جنس داخلی.
شهرهای جنوبی که تنها کسب و کارشان همین فروش اجناس خارجی است را میخواهند سر کدام کار بگذارند ؟
هیچ چیز بهتر از آن نیست که ایران به استقلال کامل برسد اما این کار استقلال مستلزم قطع کردن ریشه خیلی چیزها و خیلی افراد است.
مستلزم بالا بردن کیفیت تولیدات و محصولاتشان است اگر قرار باشد محصولاتی با کیفیت محصولات سایپا و ایران خودرو تولید کنند همان تولید نکنند خیلی بهتر است. چون همین دو شرکت کار سلاح های کشتار جمعی را انجام می دهند و برای قتل و عام مردم کافی ست. و با وجود همین دو شرکت آمار کشته های حوادث جاده ای ایران در جهان اول است و معلولین و ناقصین این حوادث دیگر بمانند.
هرچند در بخش درمان و پزشکی استفاده از داروها و لوازم بی کیفیت چینی جان خیلی ها را گرفته اند و آب از آب تکان نخورده است.
آرزو کنیم در این سال جدید معجزه ای رخ بدهد و مسئولین تلنگری بخورند و به خودشان بیایند و به جای پر کردن جیب هایشان از پول مردم و مکیدن خون مردم کمی فقط کمی به فکر ایران و ایرانی و آبادی و آزادی و استقلال ایران بیوفتند و ذره ای فقط ذره ای جان مردم برایشان اهمیت پیدا کند.
سالی خوب , خوش , همراه با موفقیت و پیروزی و آرامش برای تمام مردمم آرزو می کنم.

فرزندان نوروز
هفت سین شادمانی را
حتی اگر اندوهگین
خواهند چید
حتی اگر به جای سکه بر سر سفره
سیلی بر گونه هایشان سبز شود
حتی اگر سیبی نیست
سینه ای هست که اتش مهر را
در اجاق زندگی مان برافروخته باشد
دلواپس سرکه هم نیستند
در همسایگی ما
درخت انگوری است
که سایه را
نسل اندر نسل
به فرزندان نوروز می بخشد
حتی اگر سرما
پایش را
در کفشهای سنجد کند
نخواهم گذاشت
«فراموشی»
تاریخم را ببلعد

شاعر عاکف-م