ایران در پی تلفات عقب نشینی کرد،اوباما و اردوغان به سوریه حمله می کنند

تلفات خان طومان و جنگ سوریه با «حسن هاشمیان» تحلیلگر مسائل جهان عرب از واشنگتن

بیراه نیست اگر بگوییم تنها دستاورد استفان دیمیستورا و مذاکرات صلح سوریه در ژنو تا به حال فقط آتش بسی محدود و شکننده بوده که تازه دو گروه پیکارجوی اصلی یعنی دولت اسلامی و جبهه النصره را شامل نمی شود.

مذاکرات صلحی با وجود چند صد گروه مسلح که یکدیگر را هم قبول ندارند، حتی دورنمایی از صلح و آرامش به دست نمی دهد. دسته ای اما بشار اسد را مانع صلح می دانند که  به نظر می آید با کمک نیروی نظامی روسیه جان گرفته و دست برتر را پیدا کرده و حاضر به مذاکره نیست. از سویی می بینیم روز به روز تلفات ایران در سوریه در حال افزایش است.

تا جایی که سپاه مازندران بعد از ضربه سنگین در خان طومان ناچار شد به ایران بازگردد. گزارشهایی هم از به کارگیری نیروهای افغان توسط سپاه ایران حکایت دارد.
سایت نگام از «حسن هاشمیان» تحلیلگر مسائل جهان عرب در واشنگتن پرسیده است با توجه به عملیات روانی طرفین علیه یکدیگر و عدم دسترسی خبرنگاران مستقل به خاک سوریه، از کجا می توان فهمید واقعأ در سوریه چه خبر است و توازن قوا به کدام سو است؟ این جنگ امروز داخلی، مذهبی یا نیابتی است و گزینه های مختلف فردای آن و تغییرات جغرافیایی منطقه چه خواهد بود؟

*از طرفی گفته می شود بشار اسد با کمک روسیه دست برتر را پیدا کرده و به همین دلیل مذاکرات ژنو به بن بست رسیده. از سویی تلفات ایران رو به افزایش است. هیچ گزارشگر مستقلی هم که به سوریه راه ندارد، از کجا می توان دریافت واقعأ موازنه قوا در سوریه به چه شکل است؟
شاخصهایی برای اندازه گیری موازنه قوا وجود دارد که اتفاقأ نشان می دهد بشار اسد برتری اش را از دست داده. او با کمبود نیروی نظامی مواجه است و برای همین بعضی از مناطق را رها می کند. مثلأ الان دیرالزور را رها کرده و پیش بینی می شود که در روزهای آینده کنترل شهر باستانی پالمیرا را هم از دست بدهد و این شهر دوباره به تصرف داعش در خواهد آمد. الان داعش آن منطقه را از چهار طرف محاصره کرده. حتی نیروهای بشار اسد و حامیانش حزب الله لبنان و ایران انتظار داشتند که بتوانند محاصره شهر حلب را کامل کنند، اما با شکست سنگین در منطقه خان طومان مواجه شدند و به هدف خود نرسیدند. حتی فرماندهان بلند پایه خود را هم از دست دادند. بنابراین پارامترها به ما می گوید که وضعیت بشار اسد نسبت به شروع مذاکرات وخیم تر شده.
*میزان تلفات ایران نشان دهنده حضور پر تعداد است که با حضور مستشاری هماهنگی ندارد و چرا با وجود این تعداد نیرو، ایران از افغانها استفاده کرده؟
ایران برای حفظ مناطقی که اسد در آنجا تصرف کرده و یا باید بعد از این تصرف کند، نیرو بسیار کم دارد. ایران حدود شصت تا هفتاد هزار نیرو در سوریه دارد که شامل نیروهای افغان هم می شود. از این نیروهای افغان به عنوان پیاده نظام استفاده می کند. میزان تلفات پیاده نظام زیاد است و استفاده از شهروندان ایرانی در این بخش می تواند اعتراضات گسترده در سطح شهرهای ایران را در پی داشته باشد. بنابراین در این بخش از نیروهای افغان، عراقی، پاکستانی و حزب الله لبنان استفاده می شود که کشته شدنشان بازتاب چندانی ندارد. دستکم حزب الله لبنان تا امروز در سوریه بیش از هزار کشته داده است. ایرانی ها در آنجا نمی توانند از نیروی ایرانی استفاده کنند چرا که حتمأ با اعتراضات مردمی در داخل کشور روبرو خواهند شد. به عنوان نمونه وقتی در خان طومان سپاه مازندران با مقاومت سنگین و تلفات روبرو شد، کل بازماندگان این نیرو به ایران فرا خوانده شدند.
*آنجا جنگ داخلی اسد و مخالفان است؟ یا با توجه به موضع جنبش اسلامی فلسطین علیه ایران و کشته شدن مصطفی بدرالدین به دست نیروهای سنی، جنگ مذهبی است؟ و یا جنگ آمریکا و روسیه و ایران و ترکیه و عربستان و منافع ملی هر کدام از اینها آنجا چیست؟
برای ایران و عربستان جنگ سوریه حیاتی است و هر کدام که در آن شکست بخورند منافع زیادی را از دست می دهند. ابتدا باید متغیرهای طرفین را سنجید. ایران در سوریه از دیکتاتوری دفاع می کند که ملت خود را قصابی کرده است. در سوریه یک حرکت ملی شکل گرفته بود اما ایران در مقابل آن ایستاد. ایران حتی در مورد حضور نیروهای خودش در سوریه هم دروغ گفت.در ابتدا گفت ما در سوریه نیرو نداریم، بعد که شواهدی به دست آمد گفت فقط نیروی مستشاری داریم. هیچکدام از این ادعاها در جهان اسلام و جهان عرب خریداری ندارد. حالا هم که مشخص شده در همه سطوح از فرماندهی تا پیاده نظام در جنگ سوریه شرکت فعال و تمام عیار دارد. در مقابل عربستان سعودی به تغییر سیاست آمریکا چشم دوخته. سیاست فعلی آمریکا باعث شده بشار اسد در قدرت باقی بماند اما اگر این سیاست در دولت آینده آمریکا تغییر کند، وضعیت سوریه هم تغییر خواهد کرد. چه خانم کلینتون رئیس جمهور شود و چه آقای ترامپ این تغییر قریب الوقوع خواهد بود. همچنین در سوریه چند روز هوا ابری شد و نیروی هوایی اسد و متحدانش تنها چند روز نتوانستند عملیات انجام دهند و در پی آن اسد در چندین جبهه شکست خورد. این نشان می دهد با کمی تغییر قوای نظامی به سود مخالفان سوری، آنها می توانند اسد را ساقط کنند. ضمن اینکه جمهوری اسلامی جایگاه خود را در جهان اسلام و جهان عرب از دست داده است. مثلأ تا شش سال پیش اگر کشوری به ایران حمله می کرد افکار عمومی جهان عرب با ایران همراه می شد. اما الان دیگر چنین اهمیت و جایگاهی وجود ندارد.
*اگر ایران نفوذ منطقه ای را رها کند آیا متحدان اسرائیل در منطقه به مرزهایش حمله نمی کنند؟ مثلأ در جریان خصومت اخیر ایران و عربستان..
باید دید هدف ایران چیست. اگر هدف ایران روابط عادی فرهنگی، اقتصادی و سیاسی با کشورهای منطقه باشد، هیچ مشکلی برای مرزهایش پیش نخواهد آمد. چنانکه دیدیم در زمان آقای خاتمی پیمان نامه امنیتی بین ایران و عربستان سعودی امضاء شد. اما اگر هدف ایران سلطه بر منطقه از طریق حمایت و ایجاد حکومتهای دست نشانده است، بله در چنین شرایطی باید احساس خطر کند. به عنوان مثال الان اگر بشار اسد سقوط کند، برای ایران ضربه ای واقعی است که انعکاس آن به داخل کشور هم کشیده می شود. سیاست فعلی آقای خامنه ای به یک جمله و دو جمله و بیان یک طرز تفکر خلاصه نمی شود. بلکه یک پول و سرمایه هنگفتی پشت آن است که می خواهد ایران را میلیتاریزه کند و این میلیتاریزم را به منطقه هم گسترش دهد و سیاست و جامعه و اقتصاد ایران در سایه این هدف قرار گرفته است. بنابراین این هدف اگر در سوریه شکست بخورد، انعکاس آن به داخل ایران خواهد رسید و طبیعتأ سیستم جمهوری اسلامی دستکم به شکل فعلی اش باقی نخواهد ماند. یعنی یا تغییراتی از درون انجام می دهد و یا ملت به طور کلی آن را تغییر خواهد داد. من فکر می کنم رهبر جمهوری اسلامی در حال پیشبرد سیاست امپراطوری ولی فقیه در منطقه است. منتها مشکلی که از آن رنج می برد این است که اکثریت مردم ایران سیاستهای داخلی و منطقه ای او را قبول ندارند. الان هم به دنبال کسب مشروعیت از حسن نصرالله، عبدالملک حوثی، نوری مالکی و امثال اینها است و این گونه اقدامات برای او نیاز ضروری و وجودی است.
*ایران و ترکیه خواستار بهبود روابط دو جانبه هستند. از طرفی خط اختلاف در سوریه هر روز پر رنگ تر می شود. آیا اختلافشان در سوریه قابل گسترش به رویارویی مستقیم است؟
در روابط ایران و ترکیه هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد. ایران و ترکیه از نظر اقتصادی شدیدأ به هم نیازمند هستند. بخشی از اقتصاد دو طرف بر پایه روابط با یکدیگر بنا شده است. ایران در حال حاضر نمی تواند با بانکهای بین المللی معامله کند و ترکیه مایل است که از این فرصت استفاده کند و به اقتصاد خودش خدمت کند. البته اگر ترکیه بخواهد نیروهای نظامی اش را وارد سوریه کند ایران نمی تواند از این اقدام جلوگیری کند و در مقابل اگر ایران هم بخواهد حضور نظامی اش را در سوریه افزایش دهد ترکیه نمی تواند مانع این کار شود. بنابراین در سیاستهای غیر اقتصادی از هم تأثیر پذیر نیستند و به خواست یکدیگر ملاحظه نمی کنند.
*این تحلیل در رسانه ها مطرح شده که دعوای سوریه بر سر خط لوله گاز قطر است که از سوریه و ترکیه به اروپا برود و غرب را از گاز روسیه و ایران بی نیاز کند، تا چه حد به واقعیت نزدیک است؟
در اهداف همه کشورها چنین منافعی وجود دارد، اما اهمیت آن به حدی نیست که به خاطرش یک جنگ گسترده مثل جنگ سوریه به راه بیندازند. ضمن اینکه بحران امروز سوریه از خواسته های مردم عادی در کف خیابان شروع شده و یک انقلاب شکل گرفته که به منافع کشورهای دیگر ربطی نداشته. بله اگر قطری ها بتوانند با استفاده از فرصت پدید آمده خط لوله گازی خود را گسترش می دهند. اما اینکه فکر کنیم کل بحران سوریه بر سر این خط لوله است تصور درستی نیست.
*شما از رئیس جمهور آینده آمریکا گفتید که هر که باشد تندتر از آقای اوباما خواهد بود. احتمال حمله نظامی نا محدود آمریکا به سوریه چقدر است و واکنش احتمالی ایران و روسیه چه خواهد بود؟
حمله نظامی آمریکا الان هم در شرف انجام است، منتها با محوریت هدف قرار دادن داعش. با توجه به اینکه اسد دیرالزور را به داعش واگذار کرد و پالمیرا هم در شرف از دست رفتن است و ضعفی که در نگهداری مناطق تحت تصرف از خود نشان داده، به زودی نیروهای نظامی آمریکا و ترکیه وارد سوریه می شوند و این اتفاق در دوره اوباما رخ خواهد داد. اما اتفاق احتمالی در زمان رئیس جمهور آینده آمریکا این خواهد بود که اسلحه ای به مخالفان بدهند تا بتوانند نیروی هوایی اسد را محدود کنند و یا اینکه در سوریه یک منطقه پرواز ممنوع اعلام کنند که در این صورت بشار اسد به سرعت سقوط خواهد کرد.
* آینده مذاکرات صلح ژنو را چگونه می بینید؟
هر دو طرف در مذاکرات بر موضع خود اصرار می کنند. بشار اسد به یک فرآیند سیاسی که در آن انتخابات آزاد انجام بگیرد و قانون اساسی جدید نوشته شود و به رأی مردم گذاشته شود، اعتقادی ندارد. اسد می خواهد مخالفان را در یک یا چند وزارتخانه مشارکت دهد و در موقع مناسب هم آنها را اخراج کند. او قدرت را ارث پدری خود می داند و حاضر به تقسیم آن نیست. با این  طرز فکر هیچ تحولی در سوریه رخ نخواهد داد. در واقع مذاکرات باید در فضای متعادل و بر سر شکل سومی از روابط قدرت شکل بگیرد تا به نتیجه برسد.
*این تفکر شخص بشار اسد است یا خواست روسیه و ایران؟
طبیعتأ بشار اسد منافع ایران را دنبال می کند و هرکس به جای او بیاید نمی تواند نقش واسطه و هماهنگی که او بین ایران و حزب الله لبنان انجام می دهد را بازی کند. بنابراین تنها گزینه مطلوب جمهوری اسلامی حفظ و بقاء اسد در قدرت است. حتی روسیه هیچگاه نگفته که بشار اسد خط قرمز ما است. این تنها موضع ایران است و بس.
*با توجه به اینکه گفته می شود اعراب سنی که در سرزمینهای تحت تصرف داعش زندگی می کنند از این گروه ناراضی نیستند، از سویی کردهای سوریه خواهان استقلال هستند. بنابراین گمانه تجزیه سوریه و حتی عراق را تا چه حد محتمل می دانید؟ و در صورت وقوع چنین اتفاقی تأثیر آن بر جغرافیای منطقه و از جمله ترکیه و ایران چیست؟
اتفاقأ این احتمال خیلی قوی است. مخصوصأ که همین روزها قرارداد سایکس پیکو (بین بریتانیای کبیر و فرانسه بر سر تقسیم مرزهای جغرافیایی منطقه در ۱۹۱۶) صد ساله می شود و این صد سالگی به معنی احتمال بروز تغییرات بزرگ در مرزهای جغرافیایی منطقه و امضای یک سایکس پیکو جدید است.
*اتفاقأ بسیاری دلیل بحران امروز عراق و سوریه را همین سایکس پیکو و تعیین مرزهای جعلی بر اساس منافع غرب می دانند.
بله اینها صد سال پیش بر اساس منافع غرب مرزبندی شده است، اما این دلیل مناسبی برای بروز بحران آن هم بعد از گذشت صد سال نیست. اصولأ اگر مردم سوریه و عراق از اوضاع اجتماعی و اقتصادی کشور خود راضی بودند این بحران پدید نمی آمد. بنابراین به ساکس پیکو ربطی ندارد.